در - خبر روز
سنگى که به غصب در خانه است ، در گرو ویرانى کاشانه است . [ و این گفتار از پیامبر ( ص ) روایت شده است و شگفت نیست که دو سخن همدیگر را ماند که از یک چاه کشیده است و در دو دلو ریخته . ] [نهج البلاغه]
امروز: چهارشنبه 03 اسفند 8
احمدی نژاد امشب در " بدون حاشیه "


رییس‌جمهور امشب در برنامه تلویزیونی «بدون حاشیه» با مردم سخن می‌گوید.


به گزارش ایسنا، دکتر محمود احمدی‌نژاد، پس از اخبار ساعت 21 در برنامه بدون حاشیه که در گروه دانش و اقتصاد شبکه یک تولید می‌شود، حضور می‌یابد.


بر اساس این گزارش، از جمله مباحثی که رییس‌جمهور در این گفت‌وگو با مردم مطرح می‌کند، بحث هدفمندی یارانه‌ها و دیگر مباحث اقتصادی است.


 


 


 


 


منبع ما : http://rajanews.com/detail.asp?id=48002

 

 


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در سه شنبه 89/1/24 و ساعت 8:54 عصر | نظرات دیگران()

لیست مشخصات کامل "زندانیان گمنام" در بی‌بی‌سی!  
به گزارش شبکه خبر دانشجویی ثارالله ؛ بی بی سی در سایت اینترنتی خود لیستی را که حاوی مشخصات کامل برخی افراد است، منتشر کرده و آنان را "زندانیان گمنام" خوانده است.  
 
 



 تلویزیون دولتی انگلیس در ادامه روند تخریبی خود علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، مدعی شده است تعداد زیادی از شهروندان ایران بدون هیچ اتهامی دستگیر شده‌اند!

"بی‌بی‌سی فارسی" که در اواخر سال 87 و به منظور تاثیرگذاری بر انتخابات ریاست جمهوری ایران راه‌اندازی شد، با انتشار مطلبی در سایت اینترنتی خود، اغتشاشات سال گذشته را "اعتراضات مسالمت‌آمیز" نامیده و مدعی شده "بسیاری از مردم بدون مشخص بودن اتهام، دستگیر شده و هنوز در حبس هستند."

بی‌بی‌سی در ادامه این مطلب، با انتشار یادداشتی از زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی مدعی شده که تعداد زیادی از مردم، بدون هیچ فعالیت سیاسی و غیرقانونی و فقط به دلیل اعتراض به نتایج انتخابات سال گذشته دستگیر شده‌اند.

انتشار لیست "زندانیان گمنام" با مشخصات کامل! 

رسانه دولتی انگلیس در ادامه این مطلب، یک لیست را منتشر کرده و مدعی شده است که نام 350 نفر از آنچه "زندانیان گمنام" خوانده، در این لیست وجود دارد. البته "بی‌بی‌سی" توضیح نداده که اگر این زندانیان، گمنام هستند پس چگونه اسامی و مشخصات آنان توسط این رسانه بیگانه جمع‌آوری شده است؟!

بی‌بی‌سی با یکی از همکاران وزارت امور خارجه آمریکا هم مصاحبه کرده و به نقل از او مدعی شکنجه‌های سنگین بر روی زندانیان شده است.

الهه هیکس (شریف‌پور) که از همکاران موسسات آمریکایی نظیر "خانه آزادی" و "بنیاد جورج سوروس" است، بدون ارائه مستند برای سخنان خود گفته است: "فعالان حقوق بشر معتقدند این زندانیان گمنام، تحت فشارهای مختلفی هستند و در مواردی مجبور به پذیرفتن اتهامات مطرح شده می شوند."

اظهارات این فعال سیاسی در نیویورک و ادعاهای بی‌بی‌سی درحالی مطرح شده که نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، دیدارهای متعددی از بازداش شدگان اغتشاشات سال گذشته داشته‌ و بر مناسب بودن وضعیت زندانیان تاکید کرده‌اند.

کمیته ویژه مجلس هم که به منظور رسیدگی به وضعیت بازداشت‌شدگان ناآرامی‌های سال گذشته تشکیل شده بود، هرگونه شکنجه زندانیان را تکذیب کرد.

مهاجرت خبرنگاران اصلاح‌طلب به بی بی سی و آغاز سیر نزولی آن

اما این رویکرد "بی‌بی‌سی" در در چند ماه اخیر پی گرفته شده است که فعالان رسانه ای آن را در راستای سیر نزولی این رسانه و دور شدن آن از جایگاه حرفه‌ای سابقش ارزیابی می‌کنند.

کارشناسان رسانه آغاز این خط غیرحرفه ای را مهاجرت تعدادی از خبرنگاران رسانه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب به کشورهای غربی و اروپایی و استخدام این افراد در "بی‌بی‌سی" می دانند؛ موضوعی که این رسانه انگلیسی را در سراشیبی ناشی گری انداخته و انتظار سقوط جایگاه آن در نزد مخاطبان را به امری محتمل تبدیل کرده است.

ریزش شدید مخاطبان این شبکه تلویزیونی را می توان تاییدی بر مدعای فوق دانست. البته روشن شدن پشت پرده فعالیت و اهداف این رسانه در جریان آشوب های پس از انتخابات هم در این باره، تاثیرگذار بوده است.

اعتراضات گسترده مردم به "بی‌بی‌سی"

واکنش منفی مردم علیه بنگاه سخن پراکنی بی بی سی که از پیش از انتخابات اخیر آغاز شده بود، موجب شد تا در حاشیه‌ی نماز جمعه‌ی تاریخی 29 خرداد به امامت رهبر معظم انقلاب، خبرنگار بی‌بی‌سی در تهیه خبر و گزارش از نمازجمعه با ممانعت مردم مواجه شود.

خبرنگار بی‌بی‌سی که در غیاب همکاران بخش فارسی خود در ایران به همراه مترجم و تصویر بردار در نمازجمعه حضور یافته بود، با اعتراض مردم، نسبت به گزارش‌های نادرستی که از ایران برای شبکه‌ی متبوع خود می‌فرستند، مواجه شد.

بدین ترتیب نمازگزاران تهرانی نه تنها با او مصاحبه نکردند، بلکه او را دروغگویی خواندند که قصد ایجاد تفرقه بین مردم ایران را دارد. همچنین عده‌ای از مردم با مشاهده خبرنگار بی‌بی‌سی شعار "مرگ بر بی‌بی‌سی دروغگو" و "مرگ بر انگلیس" سر دادند.

در جریان راهپیمایی ده‌ها میلیون در روز 22 بهمن هم مردم اعتراض خود را به عملکرد ضدایرانی "بی‌بی‌سی" نشان دادند. برخی از جوانان حاضر در این راهپیمایی، پلاکاردهایی را با خود حمل می‌کردند که برروی آن‌ها عبارت " BBC لطفاً خفه شو" به چشم می‌خورد و کنایه از این داشت که شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی باید به دروغ‌پردازی‌ها و سیاهنمایی‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران پایان دهد.

دامنه اعتراضات به "بی‌بی‌سی" حتی به کشور انگلستان هم رسید. چند ماه قبل، ایرانیان مقیم لندن با سلایق گوناگون سیاسی و با پوسترهایی حاوی پرچم جمهوری اسلامی ایران و تصاویر هر 4 نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران در یک تجمع حضور یافته و اعتراض خود را به اخبار و تحلیل‌های بی بی سی در مورد وقایع اخیر ایران و تلاش برای ایجاد تفرقه میان گروه‌های مختلف ایرانیان اعلام کردند.

 

 

منبع ما : http://ssn.ir/news.php?page=887


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در سه شنبه 89/1/24 و ساعت 11:55 صبح | نظرات دیگران()

وظیفه هالیوود در امریکا چیست؟ <\/h2>
سه شنبه ?? فروردین ???? ساعت ??:?? خبرنامه
نامه الکترونیک چاپ
خبرنامه دانشجویان ایران:مطلب زیر بخش اول تحلیل سریال امریکایی "آلیاس" توسط دکتر حسن عباسی است که به خاطر استقبال مخاطبان محترم از تحلیل های پیشین ارائه می شود.

دکتر عباسی فبل از این سریال هایی همچون "لاست"، "24" و ... را هم تحلیل کرده بود.

بخوانید:

فیلم هایی که امروزه در آمریکا و هالیوود ساخته می شود خیلی بیش از آنچه که تصور می شود دارای عقبه فکری هستند و در این آرا و آثار بخش عمده ای از تأثیر گذاریشان آن عمقی است که وجود دارد لذا من یک بحث مقدمه ای را در ابتدای این جلسه عرض می کنم خیلی اجمالی به یکی از این سریالها می پردازیم که فتح بابی بشود برای آن سری موضوعاتی که  سنگین تر و طولانی ترند.

شکل دهی به جامعه و جامعه سازی نیازمند طراحی است، وقتی شما بخواهید یک بنایی را بسازید نیاز به  یک طر احی دارید جامعه سازی و تمدن سازی هم مبتنی بر طرحی صورت می گیرد حال این طرح امروز عنصر اصلی انتقالش سریالها و در لایه ی محدود تری فیلم های سینمایی هستند در واقع دوره ای که فیلسوفان بنشینند کتاب  فلسفی بنویسند برای  طراحی  جوامع این دوره سر آمده  و امروز  فیلسوفان ماهیت رفتارشان ماهیت یک کارگردان یک سناریست و یک تهیه کننده یا هنر پیشه است.

این طرح مذکور در عرصه سینما به اجرا در آمده و پیش قراولانش را هنرمندان تشکیل می دهند هر چند رقیب جدی به نام بازی های کامپیوتری برای آنها چالش آفرین است اما به هر جهت در آینده ی مشخصی تأثیر این سریالها و در لایه ی دوم  فیلم های سینمایی در تمدن سازی  تأثیر بسیار مهمی خواهد داشت.

تا قبل از پیدایش سینما و تلویزیون این مسئولیت به عهده ی ادبیّات بود، ابتدا در قالب شعر و حماسه سرایی ایلیاد و ادیسه ی هومر به عنوان اولین مدح مکتوب غربی ها، مبنای تمدن سازی بود و بسیاری از رشته های علمی در علوم انسانی را که می بینید گزاره ها و فکس هایی که دارند مربوط به ایلیاد و ادیسه  است لذا اگر فِروید مثلا  عقده ی اُدیف را مطرح می کند یک انگاره است در ایلیاد و ادیسه ی هومر.

اگر در سیاست یا اقتصاد یا نظامی گری از پاشنه ی آشیل یاد می شود به عنوان ضعف استراتژیک یک تمدن مربوط به ادبیاتی است که در ادیسه ی هومر آمده این انگاره، انگاره‌ایست که 1000 سال قبل در پدیده ی شاهنامه ی فردوسی با آن مواجه بودیم و تأثیری که شاهنامه ی فردوسی در این حوزه ها داشت.

در  جامعه ی ما از چشم رستم تا خون سیاوش، از 7 خان رستم تا نوش دارو بعد از مرگ سهراب، تمام اینها ضرب المثل هایی است که فرهنگ و تمدن ساز بوده است لذا نقش های استراتژیکی که در ایجاد بنای تمدنی که اشعار و حماسه سرایی ها می توانستند صورت دهند بی بدیل است.

دوره ی بعد آن دوره ی متن های مقیّد است؛ در قالب متن های مقیّد اولین متن مقیّدی که تمدن سازی را صورت می دهد جمهور افلاطون است و به عنوان اولین طرح استراتژیکی که در غرب تعریف و مطالعه و بررسی شده.

جمهور افلاطون و آن آتوپیای  مورد نظر افلاطون و یاد و تقدیری که از جزیره ی گمشده ای به نام آتلانتیس آقای افلاتون می کند در  2500 سال گذشته غایت همیشه ی بشر غربی بوده. چند صد سال قبل از افلاطون گفته می شود که یک جزیره ی گمشده وجود داشته به نام آتلانتیس و از آنجا تفکری شکل می گیرد به نام تفکر آتوپیا و مدینه ی فاضله ای که بشر غربی 2500 سال است که منتظر است به وجود بیاید لذا اگر در شیعه "مهدویت" مسئله‌ایست که انسان دنبال آن است که در روزی زمانی کسی به عنوان امام زمان (عج) ظهور کند یک بی مکانی و بی زمانی مدّ نظر هست.

آکرونیا، شیعه جامعه‎‌ی آرمانیش را آکرونیا می گیرد یعنی عنصر زمان در آن مطرح است و انسان غربی در 2500 سال گذشته دنبال پیدایش جامعه‌ایست که آن جامعه بی مکان است و در واقع آتوپیا است. نگاه آتوپیا گرا ،نگاه آکرونیا گرا دو نگاهیست که در جامعه وجود دارد. اگر ما می گویم که از زمان غیبت کبری تا به امروز شیعه منتظر پیدایش آن روز است انسان غربی هم یک همچین افقی دارد این افق را اسمش را می گذارد آتوپیاسازی و آتوپیا گرایی. هرچند امثال ارنست فلوح به این نگاه خیلی تاختند در   نگاه چپ ولی واقعیتی است که جامعه ی غربی به دنبال آتوپیا هست. فیلسوفی که دستگاه فلسفی‌اش منتجّه به آتوپیا نشده است و فلسفه اش ناقص است.

زمانی ما می گوییم یک فیلسوف دستگاه فلسفی دارد هگل، کانت ،قبل از آنها خود افلاطون ،ارسطو ،دکارت،اسپینازا  و هر کس دیگری، زمانی دستگاه فلسفی دارد که دستگاه فلسفی اش منتجّه به یک مدل برای ارائه ی یک جامعه باشد و یک طرح استراتژیکی ارائه کرده باشد که آن را در قالب یک آتوپیا می شناسیم. اولین آتوپیای شناخته شده ی مکتوب جمهور افلاطون است . به عنوان اولین طرح استراتژیک مطرح است یعنی در دانشگاه های علوم استراتژیک اولین طرحی را که مورد مطالعه قرار می دهند در تاریخ طرح های استراتژیک جمهور افلاطون است و آن حسرتی که نسبت به آن آتلانتیس گمشده وجود دارد این که می گویند در دریای مدیترانه غرق شده .این 2000 سال بعد توسط کسی مثل دِیکِن آتلانتیس نو نوشته  می شود یک آتوپیای فرضی و در واقع خیالی که یک جزیره‌ایست و کلبه ای وسط آن است و سازو کارهایی که دارد بعدا توسط تاناسمور تحت عنوان  خود آتوپیا کتابی نوشته می شود به نام آتوپیا، افرادی مثل جِرِمی بِنِتام با اصالت منفعت می آیند این مدل را ربط می دهند، لیدِرو و دیگران تا به امروز.

امروز اگر شما چیزی به نام سریال لاست را می بینید اهمیّت دارد لاست همان آتلانتیس نو است. یعنی همان آتلانتیس گمشده ی افلاطون، همان new آتلانتیس دِیکِن،همان آتوپیای تاناسمور و آن 3 نفر شاخصی که در این فیلم می  بینید؛ جان لایک، جِرِمی بِنِتام و بِیبی کیوم یعنی بزرگان تفکران لیبرال صرف نظر از کشش ها و کنش هایی که در سریال لاست دیده می شود، لاست همان طرح استراتژیک غرب است . همان جزیره ی گمشده است، همان آتلانتیس نو است.

خود گمشدن که در فیلم می بینید کلمه ی گمشده و گمشدگان چیزی نیست جز همان آتلانتیس نویی که یک روز افلاطون گفت غرق شده و بشر  در به در دنبال این است که آن را پیدا کند.

پس نگاه آتوپیا گرا  ذات استراتژیک است که این از ایلیاد و اُدیسه ی هومر شروع شده و تا به امروز در قالب متن های مقیّد و در قالب فیلم خودشان را نشان داده است پس جمهور افلاطون به عنوان اولین طرح استراتژیک نگاه دِیکِن در آتلانتیس نو نگاه تاناسمور در آتوپیا نگاه بنتام در منفعت گرایی و.... نمونه های این قضیه هستند.

در ایران ابونصر فارابی متأثر از افلاطون و ارسطو، کتاب معروف مدینه ی فاضله را می نویسد یعنی یک کتاب آتوپیا در اندیشه فلسفه‌ی اسلامی داریم که همین کتاب مدینه‌ی فاضله ی ابونصر فارابی است. این کتاب را اگر ببینید یک مدینه ی فاضله را با سیستم ها و دستگاه های متعدد آن  می توانید در تاریخ طرح ها ی استراتژیک مورد نظر فیلسوفان اسلامی ارزیابی کنید متن های مقیّد جای خودشان را در دوره ی جدید، طی 200، 300 سال  گذشته به رمان ها و داستان می دهند.

جامعه‌ی آرمانی هر فیلسوف دیگر در قالب یک داستان خودش را نشان می دهد، در قالب یک رمان؛ به ویژه فیلسوفان قرن 20اُم عمدتا رمان نویس اند و در حوزه ی اگزی سَمپیالیزم فرانسوی  سارچ دوبوآ و البرت کاموآ و دیگران اندیشه و آرای فلسفیشان در واقع جامعه‌ی آرمانی مورد نظرشان  را در قالب یک داستان می نگارند.

تولستوی و دیگران در روسیه و افرادی که در انگلیس یا فرانسه این کار را دنبال می کنند ژاندر و نوعی از این  حرکت را ارائه می کنند که آن طرح های استراتژیکشان در این قالب خود  را نشان می دهد اوج این کار را شما در عصر استعمار می بینید در عصر استعمار 3 رمان اصلی یکی آلیس در سرزمین عجایب دوم رابینسون کروزوئه و سوم گالیور و جزیره ی  گنج رمان هایی استراتژیک است که حرکت استعماری انگلیس برای گرفتن سرزمینهای دیگر را توجیح می کند.

در آنجایی که انگلیس114 برابر سرزمین خود سرزمین های دیگر را اشغال می کند توجیه اینکه چه طور جزایر دیگر را می گیرد آفریقا را اشغال می کند آمریکا بعد از اینکه توسط کریستف کلمب کشف شد انگلیسی ها بیشتر روی آن سیطره پیدا کردند تا اسپانیایی ها. استرالیا و نیوزلند سقوط می کند؛ 10 هزار جزیره در حوزه ی متن اقیانوس آرام  یعنی مجموعه جزایر میکرونزی کلونزی و سولومون را اشغال می کند. تمام اینها به وسیله 3 کتاب داستان توجیهش می کنند که یکی آلیس در سرزمین عجایب دوم رابینسون کروزوئه و سوم گالیور و جزیره ی گنج که در کتاب بسیار مهمّ رابینسون کروزوئه توجیه می شود که چه طور کسی کشتی اش غرق می شود و در آن جزیره فرود می آید و آنجا افراد سیاه پوست جزیره را که وحشی هستند رام می کند و به آنها دین می دهد و برای خودش مسئولیت و رسالت قائل است که آنها را برگرداند.

دامنه ی ادبیات و دامنه‌ی رمان در دوره ی بعد در 100سال اخیر  با پیدایش سینما شکل جدیدی به خود می گیرد. این شکل جدید در قرن 20 اُم  از حالت مکتوب به حالت تصویری در می آید و در واقع فیلسوف و جامعه شناس و استراتژیک امروز دوربین دست می گیرد تصویر جامعه اش را شبیه سازی می کند و آن را ارائه می کند.

نگرش آتوپیا سازی و آتوپیاگرایی در جامعه‌ی امروز و آینده نه در قالب طرح ها‌ی استراتژیک مستتر در کتابها که در قالب فیلم ها خودش را نشان می دهد. همیشه گفته ام که در 3،2 سال اخیر اگر افلاطون امروزه بود با نظرات خودش به جای نوشتن کتاب جمهور حتما فیلم لاست را می ساخت. اکر دِیکِن هم بود هگل و کانت ،دیدرو،لایک و بنتام هم بودند اینها به جا ی اینکه کتابی بنویسند در این حوزه ،حتما طرح استراتژیکشان را در قالب یک فیلم و سریال منعکس می کردند.

دوره ی اخیر دوره ایست که بازیگر اصلی در این زمینه هالیوود است و هالیوود عنصر اصلی است اگر نگاه کنیم ببینیم که ..... هالیوود در این حوزه پرچم آمریکاست؛ نماد آمریکا به عنوان یک عقاب چشمی دارد و چشم آن عقاب همان آمریکاست یا هالیوود است، ما هالیوود را عنصر اصلی و چشم این تمدن می دانیم. در واقع می توان گفت آمریکا غیر از هالیوود هیچ چیز دیگری نیست اهمیت هالیوود  و دستگاه image سازی و تصویر سازی و فضاسازی تمدنی یک سو و همه صنعت و اقتصاد و قدرت  نظامی آن کشور هم یک سوی دیگر.
هالیوود بعد از ضعفی که در انگلیس پیش آمد و انگلیس فرو پاشید؛ فضای ابَر قدرتی آمریکا فراهم شد لذا 4،3 دوره را تا این مرحله طی کرد و پیش قراول حرکت تمدنی آمریکا و تمدن امروز بشری بوده است. دوره اول دوره ی  45 سال، جنگ  موسوم به جنگ سرد است 1945-1990.

نقش هالیوود نقش بسیار بی بدیلی در این دوره بوده است و در بین چند کار اصلی که باید انجام می شد در اولویت اول کاری که باید صورت می گرفت این بود که تقابل جهان دو قطبی را که بین شوروی و آمریکا شکل گرفته بود را نشان می داد این تقابل اولین مسئله اش نشان دادن این است که آن سوی دیوار قرمز، آن سوی پرده ی آهنین یک دشمن شدیدی به نام کومونیسم وجود دارد.

سلسله فیلم هایی که آن زمان تحت عنوان جیمز باند ساخته شد در دهه ی 1960 شروع شد و تا بعد از فرو پاشی شوروی ادامه پیدا کرد 6،5 هنرپیشه ی شاخص در آن بازی می کردند با شون کَنِری شروع شد راجر مور، تیماتی دالتون، جورجز لاوَنلدی وپیِر.... ودانیال کِرَک و دیگران تعدادی از فیلم ها یجیمز باند مأمور 007 را بازی کردند؛ این سری فیلم ها ابتدا با خاطرات افسر نیروی دریایی انگلیس شروع شد که برای افسر اطلاعاتی intelligens servise سرویس اطلاعاتی انگلیس طرح اقدامات جهانی را می ریخت مربوط به دوره‌ی استعمار و یک افسر اطلاعاتی جهانی که در همه جای دنیا مأموریت ها‌ی نجات جهان را رقم می زد. در بعضی جاها برای حفظ جهان روبه روی شوروی و در مواقعی هم با شوروی ها بودند .  یک دوره ی بیش از سی سال مجموعه ی فیلم های جیمز باند که درست است که ذات کار انگلیسی بود و هنر پیشه ها عمدتا انگلیسی ایرلندی بودند اما سرمایه گذار و سازنده ی اصلی هالیوود بود هالیوود تقابل بین شرق و غرب را در این دسته  فیلم ها نشان می داد و عصر سیطره ی سرویس های اطلاعاتی بود لذا شما قدرت نظامی را همیشه در مناسبات سخت افزاری  فائق می بینید  اما واقعیت این است که در دوره ی جنگ سبز و بعد از آن عصر سیطره ی دستگاه های اطلاعاتی است.

عصری است که عناصر به نام  آن دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی با اشراف اطلاعاتی بر صحنه امنیت ملی را برای جامعه شان رقم می زنند این است که در همه جوامع بزرگترین شورای عالی ،شورای عالی امنیت ملی است.

برگردیم به  40 سال پیش یا همان اواسط دهه ی 60 و جایی که آقای شون کَنِری فیلم 007 و جیمز باند را بازی می کند و تا به امروز این یک ادبیات ویژه ای را در مناسبات جهانی  ایجاد کرده است ادامه دارد و سری 2اُم این فیلم ها که تقابل شرق و غرب را نشان می داد یا کوچک شده و مینیاتوری شده ی تقابل شوروی  و آمریکا در یک رینگ مشت زنی و یا کشتی کج نشان می داد سری فیلم ها ی راکی بود که با بازی فیلدِر فِرِستالونه توسط هالیوود رقم خورد که این تقابل متأثّر از پیمان هایی بود که در ایالات متّحده و اروپا بین آمریکا و شوروی منعقد می شد مثل پیمان سالت 1، سالت 2 ،پیمانهای منع گسترش سلاحهای هسته ای  و  پیمانهایی مثل ADM.

در این دسته از موارد هرگاه زد و خوردی بین آمریکا و شوروی به وجود می آمد سال بعد در قالب یک فیلم کوچک مینیاتوری و محدود می شد و نمونه و ماکت آن به افکار عمومی القا می شد، سال گذشته در 1387 آمریکایی ها یک فیلمی ساختند که "نیکی یوروک" هنرپیشه ی معروف این فیلم را بازی کرد و شبیه همان سری فیلم های راکی بود که فیلدِر فِرِستالونه بازی می کرد در این فیلم هم که "کشتی گیر" نام گرفته بود یک سوی قضیه نیکی یوروک بود و از سوی دیگر کسی که نماد ایران بود و در رینگ کشتی کج آن دو بندش پرچم ایران بود و آرم الله روی آن بود ،اسم آن فرد "آیت الله" بود و لحظه ی آخر هم وقتی فرد، نیکی یوروک را شکست می دهد پرچم ایران را بر می دارد میله ی پرچم را می شکند یعنی میله را گردن نیکی یوروک می اندازد و او را می کشد و پر چم را با زانو اش می شکند و پرت می کند اما فضایی که از تقابل آمریکا با کشور دیگری به وجود می آید  کوچک آن را و ماکتش را  در حوزه ی سیا ست جهانی در یک رینگ مشت زنی و رینگ مسابقه ی فوتبال یا یک مسابقه ی بسکتبال یا یک زدو خوردی که نماد دو حوزه ی تمدنی در آن باشند.

ولی می بینیم که یک فیلم بسیار ضعیف شرکت می کند ولی تا زانوی کارهایی که  فیلدِر فِرِستالونه و ترکاچوف در آن مجموعه راکی و مجموعه ی رَمبو ساختند نتوانست برسد. آنچه اهمیّت دارد این است که پیام فیلم های راکی پیام زد و خوردِ شرق و غرب بوده است .

اولین مسئولیت و مأموریت هالیوود در دوره ی جنگ سرد تبیین تقابل دو قطب شرق و غرب و شریر نشان دادن پشت پرده ی آهنین بوده است. دومین مأموریتش اَبَر قدرتی آمریکا بود اینکه بالاخره انگلیس به عنوان یک سوپر پاور دوره‌اش تمام شد و در جنگ جهانی دوم تضعیف شد و یکی یکی از کشور های مستعمره اش را از دست داد.

آخری آن که شاخصه اش هند بود را در سال 1949 از دست داد و در این مرحله است که می بینیم سوپر پاوری به نام آمریکا باید شکل بگیرد .برای القای اینکه آمریکا سوپر پاور و اَبَر قدرت است کارتونی ساخته شد به نام سوپر مَن یعنی القای اینکه تک تک آدم های این جامعه اَبَر انسانند

ادامه دارد...

 

منبع ما : http://www.iusnews.ir/news/37-1/9252-1389-01-24-02-09-58.html


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در سه شنبه 89/1/24 و ساعت 11:49 صبح | نظرات دیگران()

 
توزیع سی‌ دی‌های مشکوک در تهران

در برخی مناطق شهر تهران عده ای ضمن توزیع سی‌دی‌هایی، اقدام به ترویج دین مسحیت کرده اند.

سیاست روز نوشت: این افراد که هویت نامعلوم دارند 2 حلقه سی دی بین مردم توزیع می کنند که محتوای شامل نسخه آمریکایی فیلم حضرت مسیح (ع) است. براین اساس، پس از اتمام فیلم فردی به صحنه آمده و به زبان فارسی با دعوت و ترغیب مردم به کنار گذاشتن دین اسلام و گرویدن به دین مسیحیت عنوان می کند: "مسیح با فدا کردن خود کفاره گناهان ما را داده است، پس به سمت ما بیایید".

نکته قابل توجه آنکه این سی‌دی‌ها در زمان خلوتی کوچه‌ها و معابر با بسته‌بندی مخصوص به داخل منازل انداخته می‌شود.

تبلیغ این آئین مسیحیت از مدتی پیش در برخی دانشگاهها خصوصا واحدهای یک دانشگاه غیر دولتی بطور آشکار و پنهان آغاز شده است

 

 

منبع ما : http://rajanews.com/detail.asp?id=47997

 


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در سه شنبه 89/1/24 و ساعت 11:38 صبح | نظرات دیگران()
افتتاحیه کرسی‏های آزاد‏اندیشی در دانشگاه تهران/2
ابراهیم‏فیاض:‏هنوز در تقلید محض به سر می‏بریم
سعید‏زیباکلام:‏ادعای بی‌طرفی چیزی جز افسانه نیست

دکتر ابراهیم فیاض و دکتر سعید زیباکلام از دیگر چهره هایی بودند که در همایش دانشکده حقوق دانشگاه تهران حضور یافتند و درخصوص کرسی های آزاداندیشی سخن گفتند.

به گزارش رجانیوز فیاض عضو هیئت علمی و استاد مردم شناسی دانشگاه تهران در بررسی این موضوع از دیدگاه مردم‌شناسی خاطرنشان کرد: جغرافیای ما در ایران جغرافیایی آرام است و ایران کشوری است همه نوع آب‌وهوا را دارا است و اقیانوسی در کنار آن نیست که مانند کشور آمریکا آب و هوای اقیانوسی و خشن داشته باشد. وی افزود: آب‌وهوای ایران آرام است ایرانی‌ها نیز از نظر مردم‌شناسان مردمی آرام هستند.

فیاض در ادامه تصریح کرد: مردم ایران کوهپایه‌ نشین هستند و این از دیگر دلایل آرام بودن آنها است. ایرانی‌ها مردمی کوچ‌نشین هستند و ییلاق و قشلاق کرده پس یکجا نشین نیستند.

استاد مردم شناسی دانشگاه تهران افزود:‌ با این ساختار تمدن ایران یک تمدن جهانی است و در مسیر و حرکت است؛ کوپر نظریه‌پرداز غربی در فلسفه سیاسی خود این مسئله را مطرح می‌کند که ایرانی‌ها می‌توانند یک فلسفه سیاسی پرقدرت را تشکیل دهند.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه فلسفه ما به شدت ایرانی بوده و پس از سلسله صفویه شکل گرفته است خاطرنشان کرد: متأسفانه ما پس از ملاصدرا به بی‌فلسفه‌گری محض رسیدیم و از زمان مشروطه به بعد فیلسوف، شاعر، فقیه و.... بزرگ نداشته‌ایم.

وی با اشاره به اینکه در دوره صفویه شاه‌عباس یک غرب‌زده کامل بود و غرب‌زدگی از آنجا در جامعه ما نشأت گرفت‌، خاطرنشان کرد: بحث‌هایی که در دوره قاجاریه در خصوص فلسفه مطرح شده است همان فلسفه ملاصدرا است. در زمان پهلوی نیز فلسفه ملاصدرا ادامه پیدا کرد و در این زمان بود که عده‌ای در انجمن حکمت و فلسفه و انجمن دوستی ایران و فرانسه سعی داشتند حکومت پهلوی را به فلسفه اسلامی ملاصدرایی بسط دهند.

فیاض با اشاره به اینکه ما پس از ملاصدرا نتوانستیم علوم انسانی را بنا کنیم تصریح کرد:‌ علوم انسانی که اکنون مطرح است بر مبنای نظریات ملاصدرا است و ملاصدرا روان را به نفس و روح انتزاعی داده است.

استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران با تأکید براینکه ما اکنون 100 سال در جا زده‌ایم به این دلیل که ملاصدرا محیط بسته‌ای را برای ما ایجاد کرده است خاطرنشان کرد: امثال افرادی چون علامه زنوزی، شهرانی و حسن‌زاده آملی سعی کرده‌اند با ایجاد بحث‌هایی این محیط بسته را کمی باز کنند.

وی افزود: از نظر هانری کربن، معرفت‌شناسی را از اسلام باید گرفت پس همه فلسفه‌های اسلامی باید میان‌فرهنگی شوند و دیگر نباید فلسفه را به پستو برد و باید این مباحث را اکنون به روشنی مطرح کرد.

این استاد دانشگاه در ادامه تصریح کرد: فلسفه میان‌فرهنگی توسط سعید زیباکلام در حال پی‌ریزی، نیازمند جامعه است. فیاض خاطرنشان کرد:‌ ما اکنون به تقلید فعال در جامعه خود نرسیده‌ایم و هنوز در تقلید محض به سر می‌بریم.

وی با اشاره به اینکه ساختارهای دانشگاه ما ضد تولید علم و دانش است تأکید کرد: تحولات بسیار گسترده‌ای در حوزه فلسفه توسط شیخ انصاری صورت گرفت اما این در حالی است که ما وی را به عنوان یک فیلسوف نمی‌شناسیم و باید توجه داشت امام خمینی (ره)‌ و علامه طباطبایی در بحث فلسفه به نظریات شیخ انصاری رجوع کرده‌اند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به معضلات و مشکلات موجود در دانشگاههای کشور اشاره و خاطرنشان کرد: دانشگاههای ما اکنون تشریفاتی و آئین‌نامه‌ایی هستند. در حال حاضر در دانشگاه تهران به میزان سه برابر استادان، کارمندان در حال فعالیت هستند و این نمونه‌ای از یک دانشگاه سازمانی است که از پایین به بالا حرکت نکرده بلکه بالعکس حالا به پایین حرکت می‌کند.

وی افزود:‌ اکنون در دانشگاههای کشورمان هر فرد اگر یک تز را ارائه دهد وی به عنوان پرفسور یا دانشمند معرفی می‌شود و این در حالی است که اکنون دانشجویان ما تنها در معرکه نمره گرفتن هستند.

فیاض در ادامه تصریح کرد: من در دفاعیه‌های دانشجویان به خصوص دانشگاههای مطرح کشور شرکت کرده و این معضلات و مشکلات را به وضوح مشاهده کرده‌ام. وی با اشاره به اینکه دانشگاه سازمانی، یعنی خفه کردن علم و دانش است خاطرنشان کرد: اکنون متأسفانه هیچ رابطه‌ای میان دانشگاه، صنعت و جامعه وجود ندارد.

فیاض در بخش دیگری از سخنان خود به مشکلات و معضلات علمی موجود در حوزه‌های علمیه اشاره کرد و بیان داشت: در حوزه‌ها فلسفه ملاصدرایی علم را بسته کرده است و اصول فقه بسته شد. وی افزود: پس از مشروطه ما هیچ فقیهی نداشتیم همانطور که شهید مطهری در برخی از سخنان خود اعلام کردند پس از دوران مشروطه فقط در جامعه مجتهد مقلد داشتیم.

فیاض در ادامه افزود: اگر بخواهیم به این مشکلات رسیدگی کنیم باید دوباره عرفان شیعی و ائمه را بررسی کنیم و این در حالی است که باید توجه داشت مجموع عرفان‌های نظریه‌پردازان غربی از جمله هگل و کانت خارج از مسئله اصلی ما است.

استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران در ادامه تصریح کرد: ما باید سخنان قرآن کریم و ائمه اطهار را استخراج کرده و نظریات تمامی فلاسفه از جمله فلاسفه غربی و شرقی را بازشناسی کنیم.وی خاطرنشان کرد: عقلانیت اسلامی باید بازخوانی شود و اکنون باید به جای نهی از منکر در جامعه به امر به معروف در حوزه علوم اجتماعی بپردازیم.

فیاض در پایان تاکید کرد: الان در زمان حال ما همواره در جامعه نهی از منکر می کنیم و به مسئله امر به معروف نمی پردازیم. بر همین اساس دین ما سازمانی می شود که مشکل عمده ی ما ما در حال حاضر همین مسئله است زیرا دین سازمانی مانع و ترمز است.

در ادامه این برنامه دکتر سعید زیباکلام عضو هیئت علمی و استاد فلسفه دانشگاه تهران به ارائه 2 مقاله علمی در این رابطه پرداخت که به طور اختصاصی رجانیوز متن کامل هر 2 مقاله را منتشر می کند:

مقاله نخست: عقل و استدلال و عقلانیت [1]

هنگامی که ما می‌گوییم: "من با این استدلال شما قانع یا متقاعد شدم" و یا "من با این استدلال شما ترغیب شدم"، آیا مراد این است که استدلال شما ـــ یعنی دلایلی که شما اقامه کرده‌اید ـــ دارای ممیزاتی است که هر کس آنها را بشنود یا بخواند قانع(متقاعد) یا ترغیب می‌شود؟ به عبارتی دیگر، آیا ما باید از قانع(متقاعد)کنندگی یا ترغیب‌کنندگی استدلال‌ها و میزان آن پرسش کنیم؟ در این صورت، آیا تاکنون در مناقشات فلسفی و یا مباحثات و مناظرات نظری در خانواد? علوم اجتماعی مشاهده کرده‌ایم که استدلالی توانسته باشد اولاً، هم? مباحثین و مناظرین موضوع مناقشه را قانع(متقاعد) یا ترغیب کرده باشد؟ و ثانیاً، به یک میزان قانع و ترغیب کرده باشد؟

گمان می‌کنم پاسخ منفی به هر دو سؤال برای همگان روشن باشد. آنچه اما مهم است مورد تأمل قرارگیرد این است که چرا؟ چرا در طول تاریخِ طولانی نظریه‌پردازی‌ها و اخذ مواضع فلسفی، و در طول تاریخ نه چندان طولانی علوم‌اجتماعی، هیچ موضوعی را نمی‌توان یافت که برای آن استدلال یا استدلال‌هایی شده باشد و آن استدلال یا استدلال‌ها تمام مخاطبان خود را قانع یا ترغیب کرده باشد؟ نه تنها از اقناع و ترغیب‌شدگی فراگیر هیچ سراغی در هیچ موضوع و موضعی نمی‌توان یافت که قابل‌تأمل‌تر، اگر کاوش تاریخی خود را قدری صبورانه‌تر صورت بخشیم به نحو شگفت‌انگیزی درمی‌یابیم که هیچ استدلال معیّن و خاصی را نمی‌توان در دو خانواد? بزرگ فلسفه و علوم‌اجتماعی یافت که با تعدادی ـــ کم و اکثراً زیاد ـــ از انواع استدلال‌های مخالف و معارض و مغایر ـــ یا بطور خلاصه، ضداستدلال ـــ مواجه نشده باشد.

یک پاسخ ممکن، و شاید هم مطرح‌شده، این است: برای اینکه آن استدلالِ(های) ناکام، هم? ممیّزات تمام‌عیار استدلالی که بتواند همه مباحثین و مناظرین را قانع و یا ترغیب‌کند، نداشته است. روشن است که این سخن می‌تواند به برداشتی همانگویانه تن بدهد. یعنی، اگر در پاسخ این سؤال که: کدام استدلال واجد هم? ممیزات تمام‌عیار استدلال است، گفته شود استدلالی که بتواند همه مباحثین و مناظرین را قانع یا ترغیب‌کند. و اگر در پاسخ این سؤال که: کدام استدلال می‌تواند همه مباحثین و مناظرین را قانع یا ترغیب کند، گفته شود استدلالی که واجد هم? ممیزات تمام‌عیار استدلال باشد، واضح است که دربار? چیستی استدلال و اقناع و ترغیب‌کنندگی آن هیچ سخنی نگفته‌ایم.

با این وصف چه کنیم؟ اگر بخواهیم پاسخ ممکن بالا را از برداشت همانگویانه نجات بدهیم باید چه کنیم؟ یک پاسخ ممکن، و شاید هم مطرح‌شده، این است که مبادرت به تعیین ممیّزات تمام‌عیار آن استدلالی کنیم که بتواند همه را قانع و یا ترغیب کند. روشن است که در اینجا به گونه‌ای دست به گریبان مُثُل استدلال شده‌ایم، و حال آنکه متأسفانه کماکان در آن غار معروف گرفتار و دربند هستیم. و در بند غاربودن هم یعنی "هر که از ظن خود شد ُحکیم ُ مُثل‌شناس". و "هر که از ظن خود شد ُحکیم ُ مُثل‌شناس" هم یعنی همین اقیانوس موّاجِ بیقرارِ بیکرانِ بلاضابط? فرجام‌ناپذیرِ ظنّیات و حدسیات پایان‌ناپذیرِ بی‌سامان و موقتی قشون ُحکیمان ُ. و ظنون ُحکیمان ُ هم یعنی همان موجوداتی که در تحلیل نهایی مولود و محصول تعلّقات و تمنّیات توبرتو و ذوسطوح ُحکیمانی ُ است که حکمت را می‌خواهند خود با تعقّل و استدلال‌های خود بسازند و یا، اگر قدری تواضع بخرج دهند، می‌خواهند خود با تعقّل و استدلال‌های خود بیابند. و این، به نوب? خود، یعنی به تعداد فیلسوفانی که دربار? مُثلِ استدلال به تأمل و نظریه‌پردازی نشسته‌اند با ُ مُثل‌ها ُی استدلال مواجه می‌شویم. مُثل‌هایی که در خوش‌بینانه‌ترین حالت تنها از شباهت خانوادگی ویتگنشتاینی برخوردار هستند. و این تازه آغاز ماجراست! زیرا هریک از ُمثل‌ها ُی استدلال با فوجی از انواع ضد‌استدلال‌های سایر ُحکیمان ُ مثل‌شناس مواجه می‌شوند. حاصل جمع یا فرجام نهایی این استدلال‌ها و ضداستدلال‌ها دربار? مُثل استدلال، می‌شود بخشی از همان اقیانوس مواج بیقرار فرجام‌ناپذیر. یعنی، همین وضع موجود فلسفه! اگر قدری سر خود را از لاک آرام بخش خود و بافته‌های قبیل? خود بیرون ببریم و موضوعی را چند صباحی مورد پژوهش جدی قراردهیم به تدریج متوجه خواهیم شد که این کاخ‌های مولود تعقّل و استدلال بر چه نوع بنیانی برافراشته شده‌اند.

البته یک امکان دیگر هم وجود دارد و آن اینکه ُحکیم ُ ما موضع خود دربار? مُثل استدلال ـــ همان استدلالِ بطور آفاقی معتبر ـــ را معتبر و درست اعلام کند و از آنِ دیگران را نامعتبر و دچار ظنونِ حاصل از آن غار جفاکار ساتر حقایق، و البته برای اعتبار موضع خود و بی‌اعتباری یا کذب مواضع دیگران هم استدلال کند، آری استدلال![2]

اما این شیو? کار و این نوع موضع‌گیری دارای دو معضل? جدید است. نخست اینکه این منهاج بر روی سایر ُحکیمانِ ُ حکمت‌ساز یا حکمت‌باف باز است. و نه تنها باز است که سایر حکمت‌سازان/ بافان هم دقیقاً مبادرت به همین شیو? کار کرده اند. و روشن است که مفتوح‌بودن این باب بر روی سایر ُحکما ُ چه تبعاتی دارد. ثانیاً، اینک که ُ حکیم ُ ما ممیّزات تمام‌عیار آن استدلالی را تعیین کرده که بتواند همه را قانع یا ترغیب کند، از خود سؤال کنیم: آیا الگوی استدلال معتبر وی توانسته پس از بکارگیری، همه را قانع یا ترغیب کند؟ روشن است که این سؤال متفاوت از سؤال فلسفه‌شناسانه یا متافلسفی‌ای است که در بحث مُثل‌های استدلالِ رقیب در بالا به تحلیل بدان پرداختیم. پاسخ این سؤال اخیر هم روشن است.

تحلیل خود را با این سؤال آغاز کردیم: "هنگامی که ما می‌گوییم: "من با این استدلال شما قانع یا متقاعد شدم" . . . ، آیا مراد این است که استدلال شما ـــ یعنی دلایلی که شما اقامه کرده‌اید ـــ دارای ممیّزاتی است که هر کس آنها را بشنود یا بخواند قانع(متقاعد) یا ترغیب می‌شود؟ به عبارتی دیگر، آیا ما باید از قانع(متقاعد)کنندگی یا ترغیب‌کنندگی استدلال‌ها و میزان آن پرسش کنیم؟". سپس، این سؤال مهم را مورد کاوش قراردادیم که: چرا هیچ موضوعی را نمی‌توان در فلسفه و علوم‌اجتماعی یافت که برای آن استدلال(هایی) شده باشد و آن استدلال(ها) تمام مخاطبان خود را قانع یا ترغیب کرده باشد؟ کاوش تحلیلی ما نشان داد که هر نوع تلاش متافلسفی جهت تعیین مُثل، الگو یا پارادایم استدلال به نحوی که توان قانع‌کنندگی یا ترغیب‌کنندگی فراگیر داشته باشد با معضلات متعددی مواجه می‌شود. اینک:

1. آیا به نظر نمی‌رسد که طرح سؤال از قانع(متقاعد)کنندگی یا ترغیبکنندگی استدلال‌ها، به منزل? قابلیت‌ها و ممیزاتی جهانشمول و آفاقی و قابل‌مفهوم‌سازی، بی‌فایده و محتوم به شکست بوده است؟

2. آیا، درنتیجه، به نظر نمی‌رسد که اساساً بحث و کاوش مفهوم‌سازانه دربار? مقول? استدلال، به منزل? مفهومی جهانشمول و آفاقی، نه فقط بی‌فایده که، بنیاناً نابجا بوده و از ابتدا غلط تصورشده است؟

3. آیا به نظر نمی‌رسد که، به عوض پرسش از قابلیت یا فاعلیت‌های جهانشمول و آفاقی استدلال‌ها، باید از چگونگی و میزان قانع(متقاعد)شدگی یا ترغیب‌شدگی انسان‌ها پرسش کرد؟

4. آیا به نظر نمی‌رسد که با توجه به گستردگی، پیچیدگی، و تنوع بیکران انسان‌ها، تعیین چگونگی و میزان قانع(متقاعد)شدگی یا ترغیب‌شدگی انسان‌ها امری بی‌نهایت دشوار، عملاً تعمیم‌ناپذیر، و نهایتاً بی‌فایده و بی‌ثمر خواهد بود؟

5. آیا با توجه به مراتب فوق به نظر نمی‌رسد که به عوض مفهوم‌سازی دربار? استدلال، ثمربخش‌تر است که انسان‌ها صرفاً با هم تعامل کنند ـــ همان کاری که هم? صنوف مردمِ هم? فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، من جمله فیلسوفان، بی‌توجه به توصیه‌ها و تحکّم‌های فیلسوفان همواره بدان پرداخته‌اند ـــ تعاملی فراگیر و ذوابعاد، شامل گفتگو، و البته هر فرد به نحو اجتناب‌ناپذیری موافق موازین و هنجارهای فرهنگی‌ـ‌اجتماعی و حالات قلبی خویش؟ و این، یعنی:

الف) تعامل میان انسان‌ها را در چارچوب گفتگویِ قاعده‌مند استدلالیِ اقناعی و ترغیبی یا برد و باختی محصور نکنیم.

ب) در سطحی فرودین‌تر، تعامل میان انسان‌ها را در چارچوب گفتگوی قاعده‌مند محصور نکنیم.

ج) و باز هم بنیانی‌تر، تعامل میان انسان‌ها را در چارچوب گفتگو محصور نکنیم. انسان‌ها آن چنان موجودات پیچیده، ذوابعاد، گریزپا، غنی، حصرشکن، و کثیرالاهدافی هستند که نمی‌توان برای تعامل آنها حد و حصری، و قواعدی لازم‌الاتباع تقنین و الزام کرد. کافی است قدری به آنها با دقت بیشتری بنگریم!

و سخن آخر اینکه، امکان دارد به نظر برخی چنین آید که: مگر خود این بحث‌هایی که در این نوشتار آمده، استدلال نیست؟ و اگر چه نویسند? آنها از واژ? استدلال استفاده نکرده لیکن در عمل خود مبادرت به استدلال کرده، برای برخی نظرات یا مواضع اقام? دلیل کرده و علیه برخی دیگر نیز دلایلی ارائه کرده است.

به نظر من، چنین اعتراض یا انتقادی کاملاً مسموع و شاید حتی، با تلقی‌ای از استدلال، مقبول هم باشد. اما پیش از هر چیز باید تکلیف چیستی مفهوم استدلال را روشن کرد، کاری که من در این نوشتار سعی کرده‌ام نشان بدهم که شدنی نیست. با این وصف، و بدون اینکه خود و منتقد فرضی‌ام را گرفتار تکرار بحثهای فوق کنم، و بدون اینکه تلاش کنم اجزاء تلقی منتقد فرضی‌ام از استدلال و اقام? دلیل را ترسیم کنم باید تصریح کنم: اینکه فردی این بحث و تحلیل را استدلالی بداند و یا فردی هم پیدا شود که این بحث و گفتگو را استدلالی نداند ـــ که کاملاً امکان‌پذیر است ـــ هیچ تفاوتی نمی‌کند. من فقط به منتقد فرضی اولی‌ام گوشزد می‌کنم که به منتقد فرضی دومی توجه کند که این بحث و تحلیل را ابداً استدلالی یا حاوی استدلال نمی داند. و به منتقد فرضی دوم هم موضع منتقد فرضی اول را گوشزد می‌کنم.

اما عاقبت‌الامر، من خود بر چه موضعم؟ اولاً، باور ندارم که آنچه در این نوشتار آمده مطالبی را اثبات کرده[3] و، در نتیجه، هم? خوانندگان اقناع و یا اسکات می‌شوند. اضافه‌کنم که بنیاناً بر این عقیده نیستم که مطلبی که به واسط? استدلال ُ اثبات شده باشد همه و یا حتی برخی از خوانندگان یا شنوندگان خود را قانع یا ساکت کند! ابداً! ثانیاً، باور ندارم که هم? خوانندگان قانع(متقاعد) یا ترغیب می‌شوند، بلکه با توجه به سیطر? فرهنگ به شدت یونانی‌ـ‌مدرنیستی معاصر، بسیار بعید است بیش از انگشت‌شماری قانع یا ترغیب شوند. ثالثاً، به نظرم چندان و بلکه ابداً مهم نیست که این نوشتار را برخی استدلالی و برخی کاملاً غیراستدلالی بدانند و بنامند. و از این تکان‌دهنده‌تر و البته قابل‌انتظارتر، رابعاً، چندان و بلکه ابداً مهم نیست که خود این نوشتار را استدلالی می‌دانم یا غیراستدلالی. این که استدلالی بدانند(یا بدانم) یا غیراستدلالی، به خودی خود مهم و تعیین‌کننده نیست. آنچه اما تعیین‌کننده است آن مبنایی است که این ارزیابی حاصل و تابع آن است، ارزیابی‌ای که، به تبع، مقبولیت این نوشتار را رقم می‌زند. و بالاخره، خامساً، مرا هیچ دخل و تصرفی دربار? آن مبنا ُ متصور نیست.

پی نوشتها:

1. مقال? "عقل استدلال و عقلانیت(دو)" تحت انتشار است.

2. عجالتاً این شیو? کار نامطلوب را مصادره به مطلوب می کنیم و تحلیل و واکاوی نامطلوبیت آن را به فرصت دیگری محول می کنیم.

3. در اینجا فرض کرده‌ام که "اثبات" معنا و مفهوم مشخص، معیّن، و محصّل واحدی برای همگان دارد.

مقاله دوم: افسان? بی‌طرفی

1ــ چه کسی می‌تواند بگوید من بی‌طرف‌ام در حالیکه می‌فهمد بی‌طرفی مفهوماً چه دلالت ارزش‌شناختی دارد؟ یعنی، می‌فهمد که هیچیک از نظام‌های ارزشیِ اخلاقی و اخلاقِ سیاسی را که توسط فیلسوفان یا متکلّمان معاصر یا قرون گذشته صورت‌بندی و تقنین و تجویز شده‌است نمی‌تواند مصادره یا پیشفرض‌کند. و این یعنی، نه تنها هیچیک از آن نظام‌های بسته‌بندی‌شده را به‌طور یک‌جا، که هیچیک از اجزاء و مقومات آنها را هم، نمی‌تواند گزینش‌کند و یا التقاطاً مورد تألیف و ترکیب قراردهد، خواه آن نظام‌ها و آحاد آموزه‌های‌شان منشأ الهی داشته باشند خواه منشأ انسانی ـــ همان مجموع? متغیّر و متکثّر و بی‌قرار آمال و امیال و هوسات انسانی‌.

2ــ چه کسی می‌تواند بگوید من بی‌طرف‌ام در حالیکه می‌فهمد بی‌طرفی مفهوماً چه دلالت معرفت‌شناختی(1)دارد؟ یعنی، می‌فهمد که نه تنها هیچیک از نظریه‌های متعدد رقیب معرفت‌شناختی را نباید مصادره و مفروض‌کند که هیچیک از موازین مقرر و تجویزشد? آنها را هم نباید مصادره یا مسلم فرض‌کند، خواه آن نظریه‌های متعدد رقیب، معاصر باشند یا متعلق به قرون وسطی و یا به عصر یونان باستان. خواه آن موازین مدرن و معاصر باشند خواه متعلق به اعصار و قرون دور و دورتر. که واضح است این کار بلافاصله بی‌طرفی او را مخدوش و بل منتفی می‌کند.

3ــ چه کسی می‌تواند بگوید من بی‌طرف‌ام در حالیکه می‌فهمد بی‌طرفی مفهوماً چه دلالت هستی‌شناختی دارد؟ یعنی، می‌فهمد که هیچ موضع و مطلبی را نباید از مکاتب و مشارب یا نظریه‌های مابعدالطبیعی حال و گذشته دربار? چگونگی منشأ این عالم، چگونگی وجود این عالم، چیستی اثاثیه این عالم، چگونگی نسبت اثاثیة این عالم به یکدیگر، و چیستی و چگونگی فرجام این عالم اخذ و اختیارکند. خواه این اخذ و اختیار به‌طور رسمی و علنی و اعلام‌شده صورت‌گیرد خواه به‌واسط? حلول لطیف مواریث فرهنگ اجتماعی و تاریخی. خواه آن اخذ و اختیارِ رسمی و علنی از نظام‌های مابعدالطبیعی الهی صورت گیرد خواه از نظام‌های غیرالهی قدیم و جدید. خواه آن مواریث فرهنگ اجتماعی و تاریخی عمیقاً ریشه در آموزش‌های انبیاء داشته باشد خواه مواریثی باشد که عالماً و عامداً مورد دین‌زدایی قرار گرفته باشند.

4ــ چه کسی می‌تواند بگوید من بی‌طرف‌ام در حالیکه می‌فهمد بی‌طرفی مفهوماً چه دلالتی در بار? نظریه‌های علمی اعم از طبیعی یا اجتماعی دارد؟ یعنی، می‌فهمد که اخذ و اختیار هر نظریه یا مکتبی از این دو دسته از علوم، در واقع وی را بنیاناً و به نحو مرصوصی مرهون و مربوب سه حوز? ارزش‌شناسی، معرفت‌شناسی، و هستی‌شناسی کرده‌است و این یعنی، از موضع بی‌طرفی خارج شده است.

5ــ چه کسی می‌تواند بگوید من بی‌طرف‌ام در حالیکه می‌فهمد بی‌طرفی مفهوماً چه دلالتی در بار? فرهنگ‌ها و تمدن‌ها دارد؟ یعنی، می‌فهمد که هیچ جزیی یا بخشی از هیچ فرهنگ و تمدنی را نباید تلویحاً یا به تصریح مصادره‌کند. می‌فهمد که نسبت به تمام فرهنگ‌ها و تمدن‌های گذشته و حال باید بلاموضع باشد که به محض اخذ هر جزیی از آنها، به هر بهانه‌ای، دست‌کم بی‌طرفی زایل میشود. و "به هر بهانه‌ای" هم یعنی، به هر علتی و یا به‌واسط? هر دلیلی، موجه باشد یا ناموجه، توجیه‌پذیر باشد یا نباشد. زیرا هم علت و دلیل بودن‌شان و هم موجه‌بودن یا توجیه‌پذیربودن‌شان جملگی بازمی‌گردد به همان سه حوز? ارزش‌شناسی، معرفت‌شناسی، و هستی‌شناسی.

ــ اینک از خود سؤال‌کنیم: چه کسی می‌تواند بگوید من بی‌طرف‌ام؟ به نظر می‌رسد اینک بایسته‌تر است این سؤال را مطرح‌کنیم: آیا کسی می‌تواند بگوید من بی‌طرف‌ام؟ اینک به نظر می‌رسد این سؤال فوق‌العاده جالب‌تر، مهم‌تر، بنیانی‌تر، و سرنوشت‌سازتر است: آیا دعوی بی‌طرفی چیزی جز افسانه‌ای است که برخی از ما بنی‌آدم برای فروختن یا قبولاندن برخی از آمال و امیال و آراء‌مان به برخی دیگر از بنی‌آدم ساخته و پرداخته‌ایم؟

ــ آیا روشن نیست که مدعیان بی‌طرفی با این ادعا به نحوی خودآگاه یا ناخودآگاه بر کرسی حضرت حق(جلّ جلاله و عزّه و عظمته) تکیه می‌زنند؟

ــ آیا دعوی بی‌طرفی به نحوی همان موضع و دعوی آفاقیت (2) نیست؟

ــ و بالاخره، آیا دعوی بی‌طرفی قلب تپند? نگرش خارجِ دینی(همان برون دینی) نیست؟

پی نوشتها:

1. در واقع صحیح و دقیق این بود که دلالت معرفت‌شناختی را در ضمن دلالت ارزش‌شناختی مورد بحث و تحلیل قرارمی‌دادم نه مستقلاً. زیرا بی‌هیچ تردیدی تمام نظریه‌های معرفت‌شناختی عمیقاً در بستر و زمینه‌ای مشحون از ارزش‌های اخلاقی و اخلاق سیاسی ریشه دارند! بستر و زمینه‌ای که غالباٌ اگر نه همواره شکل صورت‌بندی‌شده، مدون، و نظام‌مندی نیافته و به صورت فرهنگ اجتماعی و تاریخی به انحاء بسیار گسترده، ملفوف، و غیرمحسوس در آن نظریه‌ها فرو می‌ریزند و یا حلول می‌کنند.

2. همان که بعضاً به نحو بسیار لغزنده و لغزاننده‌ای عینیت خوانده می‌شود.

 

 

منبع ما : http://rajanews.com/detail.asp?id=47940


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در دوشنبه 89/1/23 و ساعت 3:32 عصر | نظرات دیگران()
مناظره نادران و میرتاج الدینی در دانشگاه امام صادق (ع)
میرتاج الدینی:بالا بردن قدرت خرید مردم، نیازمند درآمد 40 هزار میلیارد تومانی است /نادران: اصلاح‌طلبان می‌خواهند اعتراضات را به طبقات پایین جامعه منتقل کنند

الیاس نادران نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و سید محمد رضا میرتاج الدینی معاون پارلمانی دولت شنبه شب و در دانشگاه امام صادق (ع) پیرامون هدفمند کردن یارانه ها با یکدیگر به مناظره پرداختند.

به گزارش رجانیوز در این مناظره که ازساعت 21 آغاز و تا ساعت 23.30 دقیقه ادامه داشت، میرتاج‌الدینی در ابتدای این جلسه با بیان اینکه تعبیر عدالتمند کردن یارانه‌ها را می‌پذیرم، تصریح کرد: این مسئله یکی از مهمترین طرح‌ها و ایده‌های اقتصادی کشور است و در کنار سیاست‌های اصل ‌44 یکی از مهمترین‌ها بشمار می‌رود زیرا مکمل و لازم و ملزوم یکدیگرند.

وی افزود: قانون هدفمند کردن یارانه‌ها ایده‌ای است که در دیرزمان در کشور مطرح بوده و همه‌ی دلسوزان و کارشناسان اقتصادی نیز عبور از گذرگاه اصلاح وضعیت موجود را یک اصل و ضرورت می‌دانند.

معاون امور مجلس رییس‌جمهور، با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در ‌16 شهریور ماه سال گذشته، خاطرنشان کرد: در حال حاضر دو سوم منابع نفتی و گازی کشور را در قالب یارانه‌ها مصرف می‌کنیم و یک سوم را صادر می‌کنیم. اگر از یارانه‌هایی که در داخل توزیع می‌کنیم همه‌ی جامعه به صورت متعادل و نزدیک به عدالت استفاده می‌کردند اشکالی نداشت، اما آمارها نشان می‌دهد که فقرا کمترین استفاده و اغنیا بیشترین استفاده را دارند. چنانکه سه دهک بالای جامعه چهار برابر سه دهک پایین استفاده می‌کنند.

میرتاج‌الدینی این امر را بی‌عدالتی محض خواند و با بیان اینکه تاخیر در اصلاح این موضوع کمک به بی‌عدالتی است به روایتی از امیرالمومنین در خصوص لزوم رعایت عدالت در تقسیم بیت‌المال اشاره کرد و ادامه داد: سوال من از اقتصادیون مجلس این است که چرا این عزیزان مشکل بی‌عدالتی را طی سال‌های گذشته حل نکرده‌اند و هر موقع کسانی خواسته‌اند کاری انجام دهند با درهای بسته مواجه شده‌اند؟ قانون هدفمند کردن یارانه‌ها ‌18 ماه در مجلس برای تصویب زمان برد در حالی که با فوریت به مجلس آمده بود.

ایسنا نوشت:نادران در ادامه گفت: ریاست محترم جمهوری اواخر سال گذشته فرمودند که در جریان اختلاف دولت و مجلس باید مسئله‌ی هدفمند کردن یارانه‌ها را به رفراندوم بگذاریم و قبل از آن سخنگوی اقتصادی دولت اعلام کرده بود که با همین مصوبه‌ی موجود قانون را اجرا می‌کنیم. نوسانات اظهارنظرها در دولت برای من این سوال را مطرح ساخت که آیا امروز دولت بر نظر خود مبنی بر به همه‌پرسی گذاشتن موضوع باقی است یا از آن عدول کرده و اجرای قانون را وجهه‌ی همت خود قرار خواهد داد؟ این بحث از این نظر مهم است که قانونی مثل تمام قوانین کشور به تصویب رسیده و از زمان ابلاغ، لازم‌الاجراست.

نادران ادامه داد: ریاست محترم جمهوری اواخر سال گذشته فرمودند که در جریان اختلاف دولت و مجلس باید مسئله‌ی هدفمند کردن یارانه‌ها را به رفراندوم بگذاریم و قبل از آن سخنگوی اقتصادی دولت اعلام کرده بود که با همین مصوبه‌ی موجود قانون را اجرا می‌کنیم. نوسانات اظهارنظرها در دولت برای من این سوال را مطرح ساخت که آیا امروز دولت بر نظر خود مبنی بر به همه‌پرسی گذاشتن موضوع باقی است یا از آن عدول کرده و اجرای قانون را وجهه‌ی همت خود قرار خواهد داد؟ این بحث از این نظر مهم است که قانونی مثل تمام قوانین کشور به تصویب رسیده و از زمان ابلاغ، لازم‌الاجراست.

وی با بیان اینکه هیچ مانع قانونی برای اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها از سوی دولت وجود ندارد، خاطرنشان کرد: تاخیر در اجرا تا کی باید صورت گیرد و ما تا کی باید منتظر باشیم که دولت بنا به صلاحدیدهای خود اجرای قانون را به تاخیر اندازد؟ اگر احیانا با وجود تمام رایزنی‌ها مجلس به رای خود اصرار ورزید آیا وارد دور باطلی خواهیم شد که باز هم کشمکش است یا نظر مجلس برای دولت فصل‌الخطاب خواهد بود؟

نماینده‌ی مردم تهران در خانه‌ی ملت، گفت: همه‌ی اجزای قانون روشن است. متاسفانه در نامه‌ای که ریاست محترم جمهور برای ریاست محترم مجلس نوشتند اظهار کردند که قانون پیچیدگی‌ها و ابهامات متعددی دارد. در جلسه‌ی غیررسمی که برای تعامل دولت و مجلس برگزار شد گفتند که موارد متعدد را بیان کنید که فرمودند یکی از موارد ابهام همین مسئله‌ی ‌20 هزار میلیارد و ‌40 هزار میلیارد است. گفتیم اینکه ابهامی ندارد. مورد دیگری را اظهار کردند قانون گفته دولت باید عوارض و مالیات بگیرد. اینکه به هر حال قانون است. فرموده بودند شما در ماده‌ی هفت گفتید که یارانه‌های نقدی و غیرنقدی به تناسب درآمد باید توزیع شود و این هم روشن نیست. من ابهامی نمی‌بینم و جامعه‌ی هدف هم در این قانون تعریف شده است.

نماینده‌ی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، ابراز کرد: متاسفانه دولت نشان داده که در مقابل فشارهای اجتماعی و در اجرای عدالت به سرعت عقب‌نشینی می‌کند و آنچه ما را نگران می‌کند همین مسئله است.

نادران با بیان مثال‌هایی، اظهار کرد: وقتی موضوع مالیات و ارزش افزوده در حال تصویب بود دولت پیشنهاد داد که نرخ مالیات هفت درصد باشد. روز صنعت آقای رییس‌جمهور به خانه‌ی صنعت رفتند و آنجا این مسئله بحث شد. یکی از صنعتگران که تلقی غلطی بر ارزش افزوده داشت مدعی شد که هفت درصد نرخ بالایی است و کمر صنعت را خم می‌کند. همانجا آقای رییس‌جمهور می‌فرمایند که این نرخ را به ‌5/1 درصد می‌رسانیم و لذا این میزان با فشار دولت تبدیل به ‌5/1 درصد شد. بعد از ابلاغ قانون بازار طلافروشان اصفهان که مرکز واردات طلا و پولشویی از مسیر کارهای طلا است اعتصاب کرد و بلافاصله دولت مستثنی کرد.

وی ادامه داد: مصداق دیگری که اخیرا اتفاق افتاد بحث خوشه‌بندی‌هاست. یعنی همه‌ی کارها انجام شد، اطلاعات را جمع‌آوری کردند و به محض شروع موج‌های اجتماعی دولت بلافاصله گفت چه کسی خوشه‌بندی است و لذا صورت مسئله را پاک کرد. اینها در دستگاه قانونگذاری کشور نگرانی ایجاد می‌کند. ما هم دلمان می‌خواهد دولت‌هایمان مانند امیرالمومنین عمل کنند ولی عملا چه اتفاقی افتاده است؟

نماینده‌ی مردم تهران در خانه‌ی ملت خطاب به میرتاج‌الدینی، گفت: چرا این مسائل را گردن اقتصاددانان مجلس می‌اندازیم؟ اگر فضای سیاسی و اجتماعی کشور را مناسب نمی‌بینیم همگی باید به این بار شانه دهیم و بی‌خود یکدیگر را متهم نکنیم.

میرتاج‌الدینی:مجلس برای هدفمند کردن یارانه‌ها به چه راهی فکرمی‌کند؟

نادران: مجلس جز توفیق دولت و اقتصاد کشور به چیزی نمی‌اندیشد

میرتاج الدینی در ادامه مناظره بر اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها تاکید کرد و گفت: دولت مصر است این قانون را اجرا کند چرا که سه سال روی آن کار کرده است. 20 هزار میلیارد یا 40 هزار میلیارد که محل بحث مجلس و دولت است نیز مربوط به شیب اجرای این قانون است. دولت پیشنهاد داشت که در سه سال این لایحه را اجرا کند، اما در کمیسیون ویژه 5 سال زمان برای اجرای این لایحه در نظر گرفته شد تا دست دولت در نحوه‌ اجرا بازتر باشد.

وی گفت: نظر مجلس در مقابل نظر دولت در کمیسیون ویژه و نیز در صحن مجلس با اختلاف کمی رای آورد و این طور نبود که یک نظر بر دیگری غلبه کامل داشته باشد .

معاون پارلمانی رییس‌جمهور خاطرنشان کرد: دولت در این قانون به تناسب درآمدهای اقشار مختلف مردم یارانه‌های نقدی و غیرنقدی را توزیع می‌کند و بر همین مبنا بود که خوشه‌بندی‌ها انجام شد. نظر دولت بر این است که این قانون به شکلی اجرا شود که به همه یکسان بدهند اما دهک‌های پایین فوق‌العاده بگیرند.

وی با اشاره به نظر دولت مبنی بر درآمد چهل هزار میلیارد تومانی دولت با اجرای این قانون و تفاوت آن با 20 هزار میلیارد تومان که مصوب مجلس است، گفت: با توجه به این که دولت 50 درصد این مقدار را میان مردم تقسیم خواهد کرد با توجه به کسر چند هزار میلیارد تومانی مالیات از این رقم ، یارانه نقدی که میان مردم تقسیم می‌شود کم می شود. با این حساب دولت دید که هم چوب را می‌خورد و هم پیاز را. اگر درآمد دولت تا بیست هزار میلیارد تومان شود هم قیمت‌ها آزاد می‌شود و تورم ایجاد می‌شود و هم یارانه نقدی مقدارش کم می شود. با بیست هزار میلیارد تومان چیزی در دست دولت نمی‌ماند و رقم یارانه نقدی مقداری نیست که رضایت جامعه را به دست بیاوریم، اما در چهل هزار میلیارد تومان این امکان هست که قدرت خرید بیشتر حفظ شود.

میرتاج‌الدینی تصریح کرد: باید به این مساله توجه کرد که چرا در گذشته دولت‌های قبلی هدفمند کردن یارانه‌ها را اجرا نکردند. به این دلیل بود که در گذشته سیستم کارآمد بازتوزیع موثر یارانه‌ها برای جبران تبعات ناشی از آن وجود نداشت؛ به همین دلیل برخی معتقد بودند این کار باید دفعی انجام شود و برخی می گفتند به تدریج و چون آثار و تبعات این کار را می‌دانستند جرات اجرای آن را نداشتند. در دولت نهم با اجرای این قانون یارانه‌ها هدفمند می‌شود اما حذف نمی‌شود.

وی گفت: در دولت‌های گذشته هر سال قیمت بنزین افزایش می‌یافت و ما وقتی وارد مجلس شدیم جلوی این را گرفتیم در حالی که قرار بود در سال اول برنامه چهارم بنزین به قیمت پایه خلیج فارس عرضه شود. ما با توجه به این که دیدیم دولت در حال تغییر است و شرایط کشور را دیدیم جلوی آن را گرفتیم.

وی از نمایندگان مجلس و اقتصاددانان مجلس پرسید که آنها چه راهی برای هدفمند کردن یارانه‌ها می‌بینند؟ اگر راه دفعی را قبول ندارند و در عین حال با راه حل افزایش تدریجی هم مخالف هستند به چه راهی فکر می‌کنند؟

معاون پارلمانی رییس‌جمهور درباره رفراندومی که رییس جمهور از آن سخن گفته بود گفت: دولت فعلا راه‌های دیگر برای پیشبرد نظراتش را دنبال می‌کند و فعلا رفراندوم مطرح نیست.

در ادامه الیاس نادران درخصوص رفراندوم درباره هدفمند کردن یارانه‌ها گفت: قانون اساسی مشخص کرده است که اگر مصلحت این بود که مساله‌ای راهکار طبیعی قانون شدن خود را طی نکند و به همه پرسی گذاشته شود این کار با ساز و کار خود اجرا می‌شود نه این که دولت بگوید آنچه مصوبه مجلس بوده است و هم اکنون قانون شده را اجرا نمی‌کنم و باید به رفراندوم گذاشته شود. دولت بگوید چه زمانی می‌خواهد این قانون را اجرا کند؟ از نظر ما زمان اجرای آن بعد از ابلاغ به دولت است.

وی در دفاع از مصوبه مجلس گفت: مصوبه‌ی کمیسیون ویژه یک منطق مشخص داشت و به همین دلیل بود که در صحن علنی هم تصویب شد ما بر اساس یک منطق مشخصی 20 هزار میلیارد تومان درآمد برای دولت با اجرای این قانون در نظر گرفتیم اما آقای میرتاج‌الدینی بگوید بر اساس کدام منطق دولت 40 هزار میلیارد تومان را ارائه کرده است و با چه محاسباتی این رقم را ارائه داده است این را بگویید که ما هم اگر متقاعد شدیم آن را قبول می کنیم. دولت می‌گوید سه سال بر روی این لایحه کار کرده بود حالا برای ما توضیح دهد که چرا نتوانست در این سه سال جامعه‌ هدف این لایحه را تشخیص دهد.

نادران یادآور شد: آقای احمدی نژاد در اسلام‌شهر و بعد در مصاحبه‌ی تلویزیونی خود اعلام کرد که با اجرای لایحه‌ی دولت به هر ایرانی 50 تا 70 هزار تومان ماهیانه یارانه نقدی داده می‌شود . اگر این یارانه به هفت دهک داده شود 36 هزار میلیارد تومان می‌شود اگر این مقدار را به 60 میلیونی که ثبت نام کرده‌اند بدهیم دولت حداقل به 36 هزار میلیارد تومان و حداکثر به 50 هزار میلیارد تومان درآمد خالص نیاز دارد که با در نظر گرفتن هزینه‌های دیگر نظیر هزینه‌های مالیاتی و سهم باید درآمد حاصل از این اجرای این قانون بین 72 تا 100 هزار میلیارد تومان باشد با این حساب دولت بگوید 40 هزار میلیارد تومان را از کجا آورده است؟

نادران گفت: دولت قانون مالیات بر ارزش افزوده را به دلیل مقاومت طلافروشان اصفهان و سیستم خوشه بندی را به دلیل فشار افکار عمومی متوقف کرد. اگر عوارض اجتماعی نظیر تحصن، مقاومت ، اعتصاب و نپرداختن قبوض با اجرای این قانون پدید بیاید دولت چه خواهد کرد؟ به نظر من راهکار برای مقابله با اینها وجود دارد از نظر من 20 هزار میلیارد تومان و 40 هزار میلیارد تومان اعداد مقدسی نیستند ما منطق 20 هزار میلیارد تومان را گفتیم شما بگویید منطق 40 هزار میلیارد تومان چیست؟

این نماینده مجلس گفت: دولت به این سوال پاسخ دهد که چند سال می‌خواهد به مردم یارانه نقدی بدهد. عقل مدیریتی و حکومتی ایجاب می‌کند که وقتی یک کار عظیم و حجیم و بی سابقه‌ای مانند قانون هدفمند کردن یارانه‌ها را می‌خواهیم اجرا کنیم گام اول را با نهایت احتیاط برداریم. مجلس با توجه به تبعات احتمالی اجرای این قانون دست دولت در نحوه اجرای در سال های دوم و سوم باز گذاشته است. چرا که شرایط اجتماعی و اقتصادی و سیاسی کشورها در اجرای این چنین قوانینی مهم است. به علاوه این که کشورها با افزایش هایی مانند30 درصد و 50 درصد این قوانین را اجرا می‌کنند اما کار ما از افزایش درصدی گذشته و به برابر رسیده است قرار است قیمت حامل‌های انرژی چند برابر شود در نتیجه باید به تبعات اجتماعی، سیاسی،‌ اقتصادی و به رکودی که در بنگاه‌های اقتصادی وجود دارد و دولت سیاست‌های انقباضی اجرا کرده است و باعث شده این بنگاه‌ها با کمبود سرمایه در گردش مواجه شوند، توجه کنیم. آیا اجرای این قانون این رکود را تشدید می‌کند یا نه؟

نادران گفت: ما همیشه آمادگی داشته‌ایم نظرات کارشناسی دولت را بشنویم خدا را شاهد می‌گیرم عزیزان من در مجلس جز خیر و توفیق دولت و اقتصاد کشور به چیزی نمی‌اندیشند اما نگرانی‌هایشان هم جدی است.

میرتاج‌الدینی: مجلس نباید تصمیم‌گیری‌های موسمی داشته باشد
نادران: اصلاح طلبان می خواهند اعتراضات اجتماعی را به طبقات پایین جامعه منتقل کنند

معاون امور مجلس رییس‌جمهور در ادامه مناظره در پاسخ به این ادعای نادران که دولت در مقابل فشارها عقب‌نشینی می‌کند، اظهار کرد: بحث اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده یک پشت‌پرده داشت. وقتی این قضیه مطرح شد و بعضی از بازارها مانند اصفهان و تبریز توجیه نبودند دولت اصرارش بر این بود که بگذارید یک‌سال بگذرد بعد اجرا کنیم. اما گفتند که طی دو ماه باید قانون را اجرا کنید؛ لذا با وجود عدم آمادگی در جامعه کاری مستعجل شروع شد.

میرتاج‌الدینی با بیان اینکه قانون باید طوری باشد که دولت بتواند آن را اجرا کند، خاطرنشان کرد: در حال حاضر که دولت مصمم است کاری به این بزرگی را انجام دهد مدام عجله وارد می‌کنند که چه موقع این قانون انجام می‌شود. در حالیکه ما مشغول انجام مقدمات اجرای قانون هستیم. در خصوص قانون مالیات بر ارزش افزوده نیز وقتی بعضی مسائل مطرح شد بعضی از عزیزان در مجلس به دولت فشار آوردند که جلوی اجرا را بگیرید. یکی از بزرگان مجلس دو بار با آقای احمدی‌نژاد تماس گرفت که یا لغو کنید و یا طرح دو فوریتی برای لغو می‌دهیم.

وی خاطر نشان کرد: در نامه‌ای که آقای احمدی‌نژاد در مورد هدفمندی به ریاست محترم مجلس نوشتند اشاره شده که قرار است کار بزرگی انجام شود. دولت‌های قبلی با وجود اینکه می‌توانستند این امر را اجرا نکردند. حال که دولت داوطلبانه به میدان آمده تا آن را اجرا کند اگر چه ممکن است ابتدائا مشکلاتی پیش آید اما مجلس نباید تصمیم‌گیری‌های موسمی داشته باشد یا اعتراضاتی بکند. همانگونه که وقتی بنزین به صورت کارتی توزیع شد اوایل مشکلاتی بود. در خصوص هدفمند کردن یارانه‌ها نیز وقتی کار را شروع کنیم و مشکلاتی به وجود‌آید اگر مسائل جانبی بزرگ شود نمی‌توان آن را اجرا کرد.

معاون امور مجلس رییس‌جمهور، در پاسخ به آنچه که نادران آن را عقب‌نشینی دولت از بحث خوشه‌بندی عنوان کرده بود، تصریح کرد: خوشه‌بندی یک موضوع بسیار فرعی در قانون بود زیرا قانون پیش‌بینی کرده بود که توزیع یارانه‌ها متناسب با درآمد خانوار باشد و این دو راهکار داشت. یا باید خانوارها را به 10 دهک تقسیم می‌کردیم و یا آنها را در قالب سه گروه که همان خوشه‌بندی بود قرار می‌دادیم. خوشه‌بندی در مقایسه با 10 دهک بهتر بود. از آنجا که کار بزرگی در حال انجام است این رو راست بودن دولت با مردم را نشان می‌دهد که حتی به واسطه‌ پنج درصد خطا در بعضی از اطلاعات جمع‌آوری شده، بحث خوشه‌بندی را کنار گذاشت تا کار را اصلاح کند. این تنها یک روش اجرایی بود و قانون نبود که بگوییم دولت از آن عقب‌نشینی کرد.

میرتاج‌الدینی خطاب به نادران گفت: من تعجب می‌کنم زیرا اینگونه حرف زدن متعهدانه نیست. اینکه اگر مردم نپذیرند چه اتفاقی خواهد افتاد و مسائلی از این قبیل در واقع این ما هستیم که جامعه را آرام یا تحریک می‌کنیم. اینکه دولت نیامد قیمت‌ها را در فرض 40 هزار میلیارد بگوید برای جلوگیری از تورم بود.

وی در خصوص منطق 40 هزار میلیارد که مورد تقاضای دولت است، افزود: دولت می‌توانست به هر فرد بین 30 تا 35 هزار تومان بدهد. رقم 30 هزار تومان برای یک خانواده‌ی پنج نفره در ماه 150 هزار تومان می‌شود. فیش آب و برق و گاز هر دو ماه می‌آید که به عبارتی طی این دو ماه 300 هزار تومان در حساب خانوار واریز می‌شود. البته این رقم یک مثال است و در کارگروه تحول اقتصادی تصویب شد که تا زمانی که حساب افراد افتتاح نشده قیمت‌ها را اعلام نکنند.

معاون امور مجلس رییس‌جمهور، ادامه داد: در مورد حامل‌های انرژی شمارش‌پذیر مانند آب و برق و گاز قیمت ترجیحی را در نظر می‌گیرد. از آن سو پول یارانه به صورت نقدی در حساب خانوار است و از این طرف مصرف کاهش می‌یابد و قیمت نازل‌تر می‌شود. اولین اتفاق دستیابی به یکی از اهداف قانون که همان کاهش مصرف است خواهد بود. با فرض رقمی که ذکر شد 20 درصد کاهش مصرف خواهیم داشت که به عبارتی 20 هزار میلیارد تومان یعنی معادل کل بودجه‌ی عمرانی کشور خواهد شد. همچنین وقتی این رقم به 40 هزار میلیارد رسید بازتوزیع موثر یارانه را خواهیم داشت.

وی گفت: دولت قصد داشت هم قانون را اصلاح کند و هم توزیع موثر داشته باشد. از طرف دیگر در بخش صنعت و تولید با فرض 40 هزار میلیارد، 10 هزار میلیارد دست دولت می‌آمد که برای افزایش بهره‌وری، اعتلای تسهیلات و موارد دیگر بود؛ لذا اگر رقم قابل توجهی دست دولت باشد می‌تواند آن را به صورت موثر توزیع کند.

میرتاج‌الدینی در ادامه به طرح یک سوال پرداخت و اظهار کرد: به عقیده‌ی کارشناسان اقتصادی در مجلس ما چند بار شوک اقتصادی ایجاد کنیم بهتر است؟ آیا اجرای قانون در سه گام تورم بیشتری به همراه دارد یا در 10 گام؟

معاون امور مجلس رییس‌جمهور، خاطر نشان کرد: بحث 10 هزار میلیاردی که مطرح می‌شود یعنی موضوع هشت سال به طول می‌انجامد که این یعنی هشت سال مملکت را در اضطراب و تورم نگه داریم. آیا شما این اجرای تدریجی و شوک‌های متعدد را می‌پذیرید؟

نادران در پاسخ به اظهارات میرتاج‌الدینی گفت زمانی که از 40 هزار میلیارد تومان صحبت می‌کنند باید در واقع از مردم 50 هزار میلیارد تومان دریافت شود، بهشت برینی را برای مردم ترسیم می‌کنند اما وقتی می‌گوییم 10 هزار میلیارد تومان یعنی هشت سال اضطراب و تورم.

نماینده‌ی مردم تهران در خانه‌ی ملت، با بیان اینکه 30 سال روزه‌ی قضای مملکت را نمی‌توان یکساله ادا کرد، گفت: مجلس می‌خواهد ظرفیت اجرایی کشور، اثرات تورمی و اثرات رکودی مورد بررسی قرار گیرد و بر اساس آن گام دوم برداشته شود. سوال اساسی ما این است که دولت می‌خواهد تا چند سال یارانه‌ی نقدی بپردازد؟

وی با اشاره به بحث خوشه‌بندی، اظهار کرد: زمانی که می‌گویید سه خوشه بهتر از 10 دهک بود عقب‌نشینی کردید. حالا 10 دهک را می‌خواهید چکار کنید؟ از طرف دیگر چرا در طول سه سال، شرایط اجرا از سوی دولت فراهم نشده است؟ این شرایط طی چند ماه یا چند سال برای دولت فراهم می‌شود؟ آیا این حق مجلس و مردم نیست که بدانند قانون تا چه زمانی از طرف دولت معطل می‌ماند؟ اگر می‌گویید قانون 18 ماه در مجلس برای تصویب معطل ماند به دلیل آن بود که نمایندگان مجلس قصد داشتند حداکثر مساعدت ممکن را با نمایندگان دولت داشته باشند.

نماینده‌ی مردم تهران در خانه‌ی ملت، با بیان اینکه مجلس می‌خواهد گام اول با امتیاز برداشته شود، خاطرنشان کرد: ما می‌گوییم به مردم صادقانه بگویید چه کار کنید. اگر دولت گام اول را بردارد و عوارض اجتماعی و اقتصادی را کنترل کند ما دست دولت را می‌بوسیم و حتی حاضریم وسط سال هم قانون را اصلاح کنیم اما باید این اراده را از طرف دولت ببینیم.

وی گفت: در بحث مالیات بر ارزش افزوده هم مجلس نهایت همکاری را با دولت داشت و زمانی این قانون ابلاغ شد که دولت از شرایط اجرا برخوردار بود. قضیه‌ی بازار تبریز هیچ ربطی به قانون مالیات بر ارزش افزوده نداشت و فقط بازار طلافروشان اصفهان اعتصاب کرد.

نادران با بیان اینکه باید مجلس را امین بدانید و هر کجا بناست عقب‌نشینی کنید موضوع را با مجلس در میان بگذارید، تاکید کرد: تمام حرف ما این است که در این کار به این بزرگی که 30 سال به تاخیر افتاده باید با احتیاط انجام شود و عوارض و تبعات آن از طرف دولت مورد چاره‌اندیشی قرار گرفته باشد. با شعار درمانی نمی‌شود مملکت را اداره کرد. واقعیات اقتصاد، اجتماع و بازار سیاست ایران را باید درست درک کرد و به چاره‌اندیشی پرداخت.

نماینده‌ی مردم تهران در خانه‌ی ملت همچنین، ابراز عقیده کرد: برخی از دوستان دوم خردادی ما به ویژه بعد از 22 بهمن با پاسخی که از مردم گرفتند بنا دارند اعتراضات اجتماعی را از طبقات بالادست جامعه به طبقات پایین‌دست منتقل کنند و بهترین بهانه هم برای آنها همین تورم ناشی از 40 هزار میلیارد تومان است. ما می‌گوییم باید بحث‌ها را به صورت کارشناسی پیش ببریم و اگر مجلس در این مسیر متقاعد شد قطعا همراهی خواهد کرد.

میرتاج‌الدینی: جلوی اقدام دولت را گرفتن آسان است، راه حل بدهید

نادران: وقتی قانون تصویب شد باید اجرا شود


میرتاج‌الدینی در ادامه و در پاسخ به این سوال که با اجرای این قانون تورم چقدر خواهد شد؟ گفت: میزان تورم قطعی نیست، اما بر اساس نامه بانک مرکزی حداکثر به 15 درصد خواهد رسید و این که گفته می شود با اجرای این قانون تورم 60-70 درصدی ایجاد می‌شود برای ترساندن مردم است.

نادران نیز در پاسخ به این سوال گفت: مدلی که آقای تاج‌الدینی بر اساس آن تورم را می‌گوید مدلی است که بانک مرکزی برای برآورد ظرفیت‌های مالی دولت‌ها در بازپرداخت وام بانک جهانی محاسبه می‌کند این روش برای محاسبه‌ی تورم درست نیست. بر اساس برآوردهای ما با درآمد 20 هزار میلیارد دولت با اجرای این قانون تورمی حدود 30 درصد را شاهد خواهیم بود و با 40 هزارمیلیارد تومان درآمد که مد نظر دولت بود تورم به 60 درصد می‌رسد. آنچه هم که تورم انتظاری از سوی دولت محسوب می‌شود یک برآورد واقعی جامعه است و به فضاسازی‌های سیاسی و اجتماعی ربطی ندارد.

در ادامه میرتاج‌الدینی در پاسخ به این سوال که یارانه‌ها به چه اقشاری داده خواهد شد؟ گفت: به همه‌ی خانوارها داده خواهد شد و پول‌ها به حساب سرپرست خانوار واریز می‌شود.

میرتاج‌الدینی در پاسخ به این سوال که تا کی این پرداخت یارانه‌ها ادامه خواهد داشت و چه مبلغی پرداخت می‌شود؟ گفت: برای پرداخت یارانه نقدی و غیرنقدی به مردم محدوده زمانی در نظر گرفته نشده است و می‌تواند سال های سال ادامه یابد درباره مبلغ آن هم من رقم نمی‌گویم و مجاز به گفتنش نیستم.

نادران نیز در پاسخ به همین سوال گفت: مجلس در این زمینه ورود نکرده است و این از امور اجرایی است. البته به نظر من دولت ناچار است در جایی پرداخت یارانه نقدی را قطع کند اما شاید مصلحت نمی‌داند که این را بگوید. یارانه نقدی باید بعد از مدتی به کلی قطع شود و مردم خود را باید آماده این شرایط کنند و به نظر من ما باید صادقانه با مردم رفتار کنیم.

پس از نادران میرتاج‌الدینی با انتقاد از وی گفت: آقای نادران مردم را می‌ترساند. قانون هیچ کجا درباره قطع شدن این یارانه‌ها سخن نگفته است و پرداخت یارانه می‌تواند سال های سال ادامه داشته باشد، اما به تدریج رقم یارانه‌ها با توجه به تورم در حدی قرار می‌گیرد که تنها دهک‌های پایین راغب به دریافت آن باشند.

معاون پارلمانی رییس جمهور در ادامه گفت: با اجرای این قانون کار بزرگی انجام می‌شود، اما دوستان می‌خواهند مردم را بترسانند. آقای نادران و دوستانش می‌گویند با اجرای این قانون تورم 500 درصدی ایجاد می‌ شود و می‌گویند کالاها 500 برابر افزایش قیمت‌ دارد که البته منظورشان 50 برابر بود در حالی که چنین نیست به عنوان مثال گازوییل که 16 تومان عرضه می‌شود فرضا به قیمت لیتری 200 تومان می‌رسد و یک کامیون تریلی وقتی از جنوب باری مانند اتومبیل یا لوازم الکترونیکی می‌آورد برایش این رقم افزایش در مقابل سودی که از قبل آوردن این اجناس می برد رقم بالایی نیست. من از دوستان پارلمانی می‌پرسم راه کار شما برای جلوگیری از بی عدالتی پرداخت فعلی یارانه‌ها چیست؟ آقای نادران به این سوال از ابتدای جلسه تاکنون جواب نداده اند. جلوی اقدام دولت را گرفتن آسان است اما شما راه حل بدهید.

نادران نیز در پاسخ گفت: راه کار ما همین قانون است که تصویب کرده‌ایم و به دولت برای اجرا داده‌ایم . دولت چند سال است که شعار هدفمند کردن یارانه‌ها را می‌دهد و نان این شعار را خورده است سخن ما این است که الان وقت اجراست و باید اجرا کند.

در ادامه میرتاج‌الدینی اعلام کرد که دولت گام اول خود را در اجرای این قانون موثر بر‌می‌دارد تا آثار اجرای این قانون به خوبی مشخص شود. آثاری مانند تاثیر آن در کاهش مصرف و همچنین تاثیر آن در تولید و صنعت با گام اول دولت مشخص می‌شود.

معاون پارلمانی دولت در پاسخ به این سوال که این قانون الان در چه مرحله‌ای از اجراست؟ گفت: دولت کارهای مقدماتی خود را برای اجرای این قانون شروع کرده و در حال باز کردن حساب برای مردم است و اجرای این قانون نیز بعد از واریز کردن اولین پول به مردم خواهد بود. اما من نمی توانم زمان آن را بگویم

میرتاج‌الدینی در ادامه درباره‌ی زمان اجرای این قانون در توضیح بیشتر گفت: ابلاغ این قانون برای اجرا از اواخر سال گذشته بوده است اما از آن زمان تاکنون رییس جمهور بیشترین وقت خود را برای آن گذاشته است و در جلسات متعددی شرکت کرده است. این قانون طوری اجرا خواهد شد که با کمترین فشار به اقشار مختلف مردم باشد و اقدامات جبرانی هم صورت گیرد و مثلا قیمت برق و آب و گاز همزمان افزایش نخواهد یافت بلکه به تدریج خواهد بود.

نادران درباره تبعات اجرای این قانون گفت: در کمیسیون ویژه برای کاهش تنش‌های اجتماعی جدولی پیش‌بینی شده بود و به همین دلیل بود که عوارض و مقاومت‌های در برابر اجرای این قانون حداقل شود و بعد دولت گام‌های بعدی را بردارد. اما آقای میرتاج‌الدینی به ما بگوید که آیا یک گزارش دیده که در آن تبعاتی برای اجرای این قانون متصور نشود؟ از نظر ما اجرای این قانون با درآمد 10 الی 20 هزار میلیارد تومان برای دولت قابل تحمل می‌شود.

میرتاج‌الدینی در ادامه گفت: دولت نگرانی و هراسی از اجرای این قانون ندارد چون این کار به نفع مردم است و به همین دلیل بود که رییس جمهور قبل از انتخابات آن را ارائه کرده بود.

نادران نیز با انتقاد از عدم اجرای این قانون توسط دولت گفت: از نظر ما وقتی مصوبه‌ای قانونی شد باید اجرا شود اگر مجری در اجرا مشکلی دارد باید با ارائه لایحه قانون را اصلاح کند نه این که به تشخیص خود اجرای قانونی را متوقف کند. این برای آینده‌ی سیاسی دولت به مصلحت نیست حتی اگر نظر دولت حق باشد.

میرتاج‌الدینی در پایان بر اجرای این قانون توسط دولت تاکید کرد که نادران هم گفت: اگر این طور که آقای تاج‌الدینی می‌گوید باشد پس من به دوستانم در مجلس می‌گویم که نگران عدم اجرای این قانون نباشند که مجبور به رای به لایحه چهل هزار میلیارد دولت نشوند.

 

منبع ما : http://rajanews.com/detail.asp?id=47872


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در دوشنبه 89/1/23 و ساعت 1:33 عصر | نظرات دیگران()
افتتاحیه کرسی‏های آزاد‏اندیشی در دانشگاه تهران/1
صادق‏زیباکلام: علوم‏انسانی‏اسلامی و ایرانی نداریم
حسن عباسی: حرفی نزنید که نسل آینده از شما نگذرد

عصر روز یکشنبه دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران میزبان جمعی از اساتید و دانشجویان این دانشگاه بود که برای شرکت در افتتاحیه کرسی های آزاد اندیشی در تالار شیخ انصاری حضور یافته بودند. بنا بر خبر اعلام شده از این پس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران هر هفته میزبان یک مناظره با حضور طیف های مختلف فکری و با موضوعات مختلف خواهد بود و هم چنین برگزاری کرسی های هفتگی با موضوعات گوناگون علمی و نظری، با حضور دانشجویان، اساتید و صاحب نظران این دانشگاه در دستور کار خواهد بود. این دست برنامه ریزی ها البته در دانشگاه های مختلف تهران نیز آغاز شده و در دانشگاه های امیرکبیر و شریف نیز طرح هایی در دست اجراست. این همه البته شاید به نوعی اولویت گذاری جدید در مجموعه های دانشجویی را به نمایش می گذارد.

به گزارش رجانیوز، در مراسم افتتاحیه که به همت دبیرخانه کرسی های آزاد اندیشی به عنوان زیر مجموعه بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شده بود؛ ابتدا دکتر صادق زیباکلام عضو هیئت علمی و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران به ایراد نظر خود پیرامون کرسی های آزاد اندیشی پرداخت.

وی با اشاره به اینکه کسی دقیقا نمی‌داند کرسی‌های آزاداندیشی چه بوده و برنامه‌های آن چیست؟ گفت: باید نکته دردآلودی را مطرح کنم و آن این است که اکنون صحبت از کرسی‌های آزاداندیشی در زمانی صورت می‌گیرد که از جهت دیگری شاهد عکس جریان آزاداندیشی در بعضی از دانشگاه‌ها هستیم و طی روزهای گذشته یکی از اساتید دانشگاه علامه طباطبایی و یکی از دانشگاه تربیت‌مدرس اخراج شدند و من نمی‌دانم در این شرایط کرسی‌های آزاد اندیشی چه مفهومی دارد؟

زیبا کلام با اشاره به اینکه انجمن های اسلامی سایر دانشگاه‌ها تعطیل و یا در شرف تعطیلی است در ادامه تصریح کرد: آنچه که اکنون مشاهده می‌کنیم این است که گفته‌ها با آنچه عمل می‌شود در جامعه همخوانی ندارد.

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در ادامه بیان داشت: تا آنجا که اطلاع دارم برنامه‌ای در خصوص حذف و کنار گذاشتن اساتید دگراندیش به جز چند مورد بخصوص در دانشگاه‌های علامه طباطبایی و تربیت مدرس نبوده است.

وی افزود: در دانشگاه تهران، شهید بهشتی، و سایر دانشگاه‌ها اساتید تسویه یا اخراج نشدند. در دانشگاه علامه طباطبایی شماری از برجسته‌ترین اقتصاددانان و اساتید که در نامه‌های سرگشاده‌ای به سیاست‌های اقتصادی دولت نهم و دهم اشکال گرفته‌اند بازنشسته و یا کنار گذاشته شده‌اند.

زیباکلام در ادامه تاکید کرد: سیاست کلی دولت در خصوص اساتید دگراندیش و منتقد نباید حذف آنها باشد و باید اعلام کنم که کنار گذاشتن این اساتید در برخی دانشگاه‌ها با سیاست مدیران این دانشگاه‌ها انجام می‌شود و این امر به سیاست کلی نظام بازنمی‌گردد.

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با طرح این سوال که آیا مسئولان یک دانشگاه می‌تواند اساتید آن دانشگاه را به دلایل سیاسی اخراج کند خاطرنشان کرد: وزارت علوم که مدعی است بخش‌های علوم کشور را زیر نظر دارد، آیا نمی‌خواهد در این امر دخالت کند؟ به یقین می‌توان گفت وزارت علوم از اخراج اساتید در دانشگاه‌های علامه طباطبایی و تربیت مدرس حمایت کرده و آن را تائید می‌کند، پس از این وزارتخانه انتظار نمی‌رود که به این مشکل رسیدگی کند. اما از سوی دیگر از مجلس شورای اسلامی انتظار می‌رود که نسبت به اتفاقات پیش آمده در این دو دانشگاه اعتراض کرده و بخصوص کمیسیون فرهنگی باید به این امر رسیدگی کند.

وی افزود: دفاع از حقوق شهروندان از وظایف مجلس هشتم است و نمایندگان مجلسی که سوگند یاد می‌کنند تا از حقوق شهروندان و وکلای خود دفاع کنند چرا نسبت به این امور پیگیری نمی کنند؟
زیبا کلام با اشاره به اینکه متاسفانه هیچ حرکتی در این خصوص از مجلس مشاهده نکرده‌ایم، در ادامه تصریح کرد: در این شرایط صحبت از کرسی‌های آزاداندیشی می‌شود و من در این جا کلیاتی را در خصوص علوم انسانی بیان می‌کنم.

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در ادامه بیان داشت: پس از حوادث 22 خرداد ماه سال 88 مسئله علوم انسانی مطرح شد و علوم انسانی به عنوان متهم پیش آمدن این حوادث مورد بازخواست قرار گرفت.

زیبا کلام گفت: با توجه به کسر قابل توجهی از دانشجویان، قریب به یک میلیون و 800 هزار دانشجو در رشته‌های علوم انسانی تحصیل می‌کنند و این دانشجویانی هستند که موجبات اعتراض را پدید آوردند.

وی افزود: از اواسط تابستان گذشته مسائلی مطرح شد مبنی بر اینکه علوم انسانی چگونه باید اصلاح شود و محصول آن این باشد که دانشجویان این رشته به دولت انتقاد نکنند.

زیبا کلام درادامه تصریح کرد: برخی افراد اساتید این رشته را متهم کردند که دانشجویان علوم انسانی را بی‌دین بار آوردند و من معتقدم که احضار علوم انسانی به عنوان متهم به دادگاه موجب حوادث پس از خرداد 88 شده است.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: ای کاش این موارد و حوادث بر گردن علوم انسانی بود چون می‌توانستیم با این شیوه دانشگاه‌ها و دانشکده‌های علوم انسانی را تعطیل کنیم اما من به کسانی که علوم انسانی را نسبت به حوادث سال 88 متهم می‌کنم سوالی را مطرح می‌کنم؛ مگر این علوم انسانی در زمان محمدرضا پهلوی در این دانشگاه‌ها تدریس نمی‌شد؟ این علوم انسانی در رژیم گذشته نیز در دانشگاه‌ تهران و سایر دانشگاه‌ها تدریس می‌شد و چرا آن موقع این رشته دانشجویان را بی‌دین بار نیاورده است بلکه بالعکس بخش عمده این دانشجویان اسلام‌گرا شده‌اند. اگر محتوای این علوم موجب بی‌دینی و زوال دانشجویان می‌شود چرا در زمان طاغوت این اتفاق نیفتاده است؟

زیباکلام در ادامه بیان داشت: ما عکس‌های شهدای دانشجوی حقوق و علوم انسانی را در راهروی همین دانشکده نصب کرده و هر روز نظاره‌گر آنها هستیم. حال باید پرسید آیا این دانشجویان در همین رشته درس نخوانده‌اند و شاید از نظر شما آنها در نجف و امثال آن درس خوانده باشند پس چطور شده است به خواسته خودشان در جبهه‌های جنگ روی مین رفتند.

وی با اشاره به اینکه اشکال اساسی علوم انسانی در جامعه ما این است که این رشته فوق العاده عقب مانده است خاطرنشان کرد: عقب ماندگی در علوم از لحاظ کاربردی نیز باید ملاحظه شود و این در حالی است که در شرایط کنونی محصولات ایران وارد بازارهای جهانی نمی‌شوند.

زیباکلام با تاکید بر اینکه عقب ماندگی در حوزه علوم انسانی را مستقیما نمی‌توان دید خاطرنشان کرد: اگر کرسی‌های آزاد اندیشی ادامه پیدا کند می‌توانیم مفصل‌تر در خصوص علوم انسانی بحث کنیم و اعلام کنیم که اشکال اصلی این علوم در جامعه ما چیست.

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در ادامه بیان داشت: پس از حوادث 22 خرداد سال 88 مسئله اسلامی کردن علوم انسانی به صورت جدی مطرح شده است و اگر این سلسله جلسات ادامه پیدا کند باید به صورت خیلی جدی به این امر بپردازیم که آیا واقعا علوم سیاسی و علوم انسانی اسلامی داشته‌ایم یا خیر؟

وی افزود: من معتقدم علوم انسانی غربی، شرقی، مسیحی، بودایی و زرتشتی هم نداریم. ما آنچه در علوم انسانی داریم نظر و اندیشه انسان‌های مختلف است. لذا علوم انسانی بومی و اسلامی هم نداریم.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: نگاه به انسان در حوزه علوم انسانی در دانشگاه‌های کشور ما یک نگاه غربی است و باید نگاه اسلامی را در خصوص انسان در دانشگاههای خود پیدا کنیم و کرسی‌های آزاد اندیشی را باید به صورت مفهومی ادامه دهیم.

در ادامه این برنامه سعید زیباکلام، ابراهیم فیاض و حسن عباسی نیز به ایراد نقظه نظرات خود در این رابطه پرداختند که به علت مرتبط بودن مباحث مطرح شده از سوی دکتر حست عباسی به سخنان صادق زیباکلام، مشروح سخنان عباسی را از نظر می گذرانیم.

رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز با اشاره به اینکه مشکلی که اکنون در این مقوله وجود دارد مشکلات ساختاری است خاطرنشان کرد: از حوزه‌ها و دانشگاه‌ها در خصوص بحث آزاد اندیشی چیزی استخراج نمی‌شود پس باید آستین‌ها را خود بالا بزنیم و به تولید علم و روش‌های آن دست بزنیم.

عباسی تصریح کرد: نهادهای کشور می‌خواهند تولید علم را فقط توصیف کنند و فرهنگستان علومی که یکی از مسئولینش تولید علم را فقط در حد تولید آبمیوه وصف کرده است، بهتر از این هم اقدام نخواهد کرد و نباید اصلا از آنها انتظار تحول در این زمینه را داشت.

وی تاکید کرد: اکنون در خصوص تولید علم و نخبه پروری فقط در کشورمان به توصیف آن اکتفا می‌شود در صورتی که شورای عالی انقلاب فرهنگی باید در این خصوص راهها و روش‌ها را تبیین کند و اگر واقعا نمی‌توانند به این امر بپردازند وارد گود شده و 230 واحد درسی از کارشناسی تا دکترا را در دانشگاه تدریس کنند.

وی با اشاره به اینکه من دکتری را در ایران ندیدم که دکترین داشته باشد خاطرنشان کرد: قبل از انقلاب مفهومی به نام تیمسار ارتش وجود داشت و مقام معظم رهبری فرمودند این مفهوم دارای اشکال است که اکنون این مفهوم به نام امیر تغییر نام داده است و طبق همین امر باید در خصوص آزاداندیشی و مقوله علوم انسانی پیگیری لازم را داشته باشیم و از ریشه و بسیاری از مفاهیم به اصلاح بپردازیم.

عباسی در ادامه بیان داشت: ما نه تنها در حوزه‌ها بلکه در دانشگاه‌های کشورمان نیز هیچ مجتهدی نداریم. در کدام دانشگاه ما استاد دانشگاه دکترین و نظریات خود را در کلاس‌های خود تدریس می‌کند؟ استادی که نظریات خود را تدریس می‌کند این استاد یک دکتر واقعی است نه اساتیدی که نظریات صدها سال قبل شرق و غرب را حفظ می کنند و مثل نوار کاست آن را تحویل دانشجو می دهند. در این صورت فرق آنها با ضبط صوت چیست؟ چرا حاضر نیستند خودشان ایده ی جدیدی را تولید کنند و بر مبنای آن تدریس کنند؟

عباسی گفت: مقام معظم رهبری چند سال گذشته در جلسه‌ای با مسئولان نظام در بخشی از سخنان خود فرمودند کاش فردایی وجود داشت تا انسان‌ها خارج از فضای جایگاهی خود ساعت‌ها را به بحث‌های علمی بپردازند و این در حالی است که آقایان دانشگاه تهران به مقام معظم رهبری پیشنهاد اعطای دکترا می‌دهند تا به همه بفهمانند امکان تولید علم در کشور وجود ندارد. اما در کشوری چون فرانسه چنین مکان‌هایی از سالیان دور تاسیس شده و افراد پیش نویس نظریات خود را به این مراکز ارسال می‌کنند و حتی می‌توانند در خصوص نظریات خود صحبت علمی کنند.

رییس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه تاکید کرد: افتخار وزیر علوم ما این است که 10 هزار مقاله در ISI ارسال کرده‌اند و این در حالی است که ما برای آنگولاساکسون که همان آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و استرالیایی‌ها هستند به صورت رایگان تولید علم می‌کنیم و 95 درصد این مقاله‌ها در ایران حتی ترجمه هم نمی‌شود و در دسترس دانشجویان و محققان ایرانی قرار نمی‌گیرد.

این کارشناس مسائل استراتژیک در ادامه گفت: دانشجوی ایرانی باید برای تولید علم 300 درصد زحمت بکشد به گونه‌ای که باید علم را به زبان انگلیسی، عربی و فارسی بداند، این در حالی است که یک دانشجوی الازهر مصر باید برای تولید علم 200 درصد زحمت کشیده و دانشجوی اروپایی 100 درصد زحمت بکشد. اما دانشجو و استاد ایرانی تنها در مقوله‌ تولید علم 33 درصد زحمت می‌کشد.

رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه تصریح کرد: آمریکا از سال 2002 به بعد از گام سوم علم که همان رسیدن به مقطع دکترا است عبور کرد و اکنون از مرحله تیمکس نیز در حال عبور است و این در حالی است که ما در جامعه‌ای می‌خواهیم آزاداندیشی کنیم که هنوز به این مراحل دست پیدا نکرده‌ایم.

وی با اشاره به اینکه در بحث آزاد اندیشی باید ریشه مفهوم را شناخته و ترمینولوژی داشته باشیم، خاطرنشان کرد: عمده مفوم‌های علوم انسانی که در سر در دانشگاه‌های کشور می‌بینیم محل اشکال هستند. جامعه شناسی، علوم سیاسی، روانشناسی و ... با مفهوم اصلی آنها یکی نیست.

عباسی خاطرنشان کرد: دلیل دیگر اینکه علم در جامعه ما تولید نمی‌شود این است که حوزه علمیه از فلسفه و اصول فاصله گرفته است.

وی گفت: ابزار در تولید علم و در حوزه علوم انسانی یک مفهوم کلی است ما باید یک مفهوم را در خود پدید آورده و 20 تا 30 سال نسبت به رشد آن مفهوم تلاش کنیم تا به تولید علم برسیم.

وی افزود: وقتی تولید علم نداریم تکیه بر ریاست فرهنگستان علوم غصب است. فرهنگستان علوم باید توضیح دهید که تا کنون پیرامون تولید علم چه اقدامی کرده است؟

عباسی در بخش دیگری از سخنان خود در واکنش به سخنان صادق زیبا کلام گفت: این استاد در سخنان خود اعلام کرد که برخی از اساتید از دانشگاه‌ها اخراج می‌شوند که من به این استاد اعلام می‌کنم آیا شما لیبرالی فکر نمی‌کنید و به راحتی در دانشگاه تدریس نمی‌کنید؟ به من بگویید کجا به خاطر اندیشه شما با شما برخورد شده است؟ و اگر غیر از این است پس چرا هم شما و هم هزاران نمونه از شما در دانشگاه های کشور به تدریس مشغول هستند؟ شما در حیطه تخصص تان همان لیبرالیزم را درس بدهید اما به اسم اسلام نگویید علوم انسانی دینی وجود ندارد.

وی افزود: پس میان مباحث سیاسی و بحث‌های امنیتی تفاوت‌هایی وجود دارد و باید به این استاد علوم سیاسی اعلام کنم که در کشورهای غربی نیز چندی پیش استادی را به جرم ارائه طرح تروریزم روشنفکری از یک دانشگاه آمریکایی اخراج کردند.

عباسی خاطرنشان کرد: من چندی قبل در عرصه سیاست خطاب به سیاستمداران این سئوال را مطرح کردم که چرا برخی از آنها می‌گویند ما نمی‌توانیم؟ اما جالب این است که برخی از این سیاستمداران به رهبری رئیس فرهنگستان علوم اخیرا حدود 196 صفحه مقاله به صورت رنگی و کاغذ گلاسه تحت عنوان یک نشریه خاصی تهیه کرده و با مطالب خاصی عنوان کردند که نمی‌توانیم. اینکه ما نمی توانیم هم اینقدر دیگر تبلیغ می خواهد؟ اینکه فضای ذهنی دانشجویان و جوانان این کشور را به این سمت ببریم که نمی شود و نمی توانیم و علم دینی و اسلامی و ایرانی نداریم این همه گفتن دارد؟

رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز با مطرح کردن این سئوال که چرا فرهنگستان علوم نمی‌تواند تولید علم کند خاطرنشان کرد: فرهنگستان علوم به این دلیل نمی‌تواند تولید علم کند که دکترهای فلسفه آن در نظریات کانت گیر افتاده‌اند.

عباسی در بخش دیگری از سخنان خود به اظهارات باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در خصوص بحث هسته‌ای ایران اشاره و تاکید کرد: سه شنبه گذشته باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در سخنانی اعلام کرد که ما به غیر از ایران و کره شمالی به هیچ کشور دیگری حمله اتمی نمی‌کنیم که در اینجا باید پرسید چرا و به چه جرم؟ آیا ما به جرم رسیدن به فن آوری هسته‌ای باید تهدید شویم؟

عباسی افزود: الان در آمریکا بنیان داروینیزم زیر سئوال است و استادانی را که با این پدیده مخالفت می کنند را به عنوان تروریزم روشنفکری از دانشگاه بیرون انداخته اند زیرا آمریکایی ها متعقد هستند وقتی کسانی اعتقاد دارند که طراحی این عالم هوشمند است و فقط می خواهند بگویند که پشت این عالم خداست پس آن زمان این اساتید می خواهند نظریه پردازی خود را بر روی تئوکراسی اعلام کند نه دموکراسی. درهمین زمینه اکنون 11فیلم مستند در فضای سایبری وجود دارد که یکی از آنها نیز امسال در قسمت فیلم های خارجی جشنواره فجر اکران شد.

عباسی در ادامه افزود: استادی که ادعا می‌کند چرا آزاداندیشان اخراج و دستگیر می‌شوند باید به وی اعلام کرد که شما چرا آدرس غلط به مخاطبان خود می‌دهید. آیا کسانی که اخراج و یا دستگیر می‌شوند آزاداندیش هستند؟ شما با عنوان یک استاد دانشگاه آیا دکترین دارید؟ من عضو هیئت علمی این دانشگاه نیستم اما شما که حقوق این نظام را می گیرید و در این دانشگاه تدریس می کنید به دانشجویانتان توضیح دهید چه حرکتی طی سالهای تدریس تان انجام داده اید؟ چقدر تلاش کرده اید که یک دکترین داشته باشید و آن را تدریس کنید نه افکار دیگران را؟ که بعد می گویید چنین چیزی وجود ندارد.

آیا شما از خود در حوزه تولید علم نظریه‌ای داشته‌اید؟ کسانی که به عنوان مثال در دانشکده مدیریت و با گرایش مسائل استراتژیک مدرک دکترا می‌گیرند فقط یک رویکرد و طرح استراتژیک را آموزش می‌بینند و در دانشگاهی چون دانشگاه عالی دفاع ملی آیا کسی هست که دو رویکرد را تدریس و یا تحصیل کرده باشد؟

رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز خطاب به اساتید دگراندیش تاکید کرد: افرادی آمدند و شورای عالی انقلاب فرهنگی را در ابتدای پیروزی انقلاب تاسیس کردند اما اکنون در صدای آمریکا و بی بی سی فارسی از آزادی بیان در ایران ابراز ناراحتی می‌کنند و شما استادی که حامی اینگونه افراد هستید روزی آبروی شما هم مانند آنان خواهد رفت.

عباسی تصریح کرد: اینکه شما امروز می گویید ما علم دینی و اسلامی و ایرانی نداریم برای خودتان بد است. نسل آینده از شما نخواهد گذشت چون ان شالله ما از این مرحله نیز عبور خواهیم کرد و در آینده به تولید علم بومی نیز خواهیم رسید و شما که امروز این حرفها را می زنید باید پاسخگوی آیندگان باشید. بسیاری از شما بودند که اول انقلاب حرفهایی زدند که امروز از گذشته خود شرمنده هستند چون نسل ها عوض شد و مشخص شد چه کسی درست می گفت و چه کسی اشتباه، لذا من از نسل حاضر عذرخواهی می کنم که نسل ما نتوانست اقدام مهمی در راستای تولید علم بومی انجام دهد اما انشالله با همت شما از این مرحله هم خواهیم گذشت و با سرعت بیشتر به سمت سربلندی ایران اسلامی نزدیک خواهیم شد.

 

منبع ما : http://rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=47938


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در دوشنبه 89/1/23 و ساعت 1:15 عصر | نظرات دیگران()

ربل نیوز بررسی کرد:

صنعت هولوکاست در خدمت رژیم صهیونیستی

پایگاه خبری ربل نیوز نوشت: یهودستیزی بارها برای اهداف خودپرستانه مورد سوءاستفاده قرار گرفته است بطوریکه برخی این مسئله را "صنعت هولوکاست " نامیده‏اند.

 

فارس، نویسنده گزارش در قسمت پایانی مقاله‌ای که در پایگاه خبری "ربل نیوز " (Rebel News) منتشر شده است به تحلیل جامع اخلاقی موضوع یهودستیزی پرداخته و می‏پرسد: که آیا از این قدرت به نحوی اخلاقی استفاده می‌شود یا خیر؟ 

نویسنده در ابتدای مقاله خود به طرح سوالاتی مهم پرداخته است: چرا هنگامی که یک غیریهودی، مطلب بدی را در مورد یک یهودی بیان کند، بسیاری از یهودیان با حالت تدافعی واکنش نشان می‌دهند؟ چرا سخن از قدرت مافیا در جامعه ایتالیا، اشکالی ندارد ولی حتی اشاره به وجود یک سازمان یهودی مشابه مافیا یهودستیزی محسوب می‌گردد؟ چرا صحبت در مورد کشتار دختربچه‌ها و جنین‌ها در چین یا سوزاندن زنان شوهردار در روستاهای هند مانعی ندارد اما صحبت از آیین مذهبی دزدیدن و قربانی کردن کودکان مسیحی در عید "فصح " در قرون وسطی ممنوع است؟
 
چرا اگر پاپ را همدست نازی‌ها بنامیم، رئیس‌جمهور آمریکا را یک کودک‌آزار و همجنس‌باز بنامیم هیچ اشکالی ندارد ولی اگر بگوییم برخی از یهودیان اطلاعی قبلی از حادثه 11 سپتامبر داشته‌اند و یا در آن دست داشته‌اند، مثل "لاری سیلورستین " (Larry" Silverstein) خوش‌شانس که چند ماه قبل از یازده سپتامبر WTC را به قیمت 124 میلیون دلار خریداری کرد و پس از حادثه 4 میلیارد دلار به عنوان بیمه دریافت کرد، سخنی نژادپرستانه گفته‌ایم؟ چرا می‌توان گفت روزولت تعمداً اندکی پس از تحریم فلج کننده نفتی علیه دولت ژاپن، ناوگان دریایی "پسیفیک " (Pacific) را در بندر "پرل ") (Pearl) در مقابل نیروی دریایی ژاپن برپا کرد تا آماده شلیک باشد، ولی اگر بگوییم ممکن است گزارش مشهور هولوکاست یهود اندک ایراداتی داشته باشد، جرمی را مرتکب شده‌ایم که مستحق سخت‌ترین مجازات است؟ چه چیز باعث می‌شود که انتقاد یک غیریهودی از یک یهودی، بدون توجه به شایستگی و مناسب بودن این انتقاد، به معنای نژادپرست بودن آن غیریهودی باشد؟

* سوءظن، ضمیر بد، برتری‌طلبی نژادی یا سیاست‌های ظالمانه؟

وی در بررسی سوالات فوق می‏نویسد: این حالت تدافعی فوق‌العاده یهودیان غالباً با تجربه هولوکاست توجیه می‌شود. گفته می‌شود وقتی که یهودیان مورد انتقاد قرار گیرند بخاطر بهتان‌ها و آزار و اذیتی که اجداد سه نسل قبل آن‌ها در دوران آلمان نازی تجربه کرده‌اند، واکنشی پارانویدی و با سوءظن شدید از خود نشان می‌دهند. آیا این توجیه خوبی برای حبس و نابود کردن منتقدان، بدون توجه به استدلال آن‌ها و با اتهام ارتکاب اعمال یهودستیزانه، است؟
نویسنده یکی دیگر از توجیهاتی که برای حالت تدافعی گسترده یهودیان می‌تواند بیان شود، "وجدان ناسالم " یهودیان دانسته است و می‏نویسد: کارگرانی که احساس می‌کنند شایسته وظیفه خود نیستند معمولاً در مواجهه با انتقاد، حالت تدافعی بیشتری نسبت به کارگران آسوده خاطر و مطمئن‌، از خود نشان می‌دهند. آیا اینگونه است که یهودیان به این دلیل نسبت به هرگونه انتقادی واکنش شدید از خود نشان می‌دهند که گمان می‌کنند که این انتقاد درست است و بنابراین بجای مقابله با استدلال ارائه شده به خود منتقد حمله‌ور می‌شوند؟
نویسنده با "کمتر متملقانه " خواندن این نظریه می‏افزاید: این نظریه بیان می‌دارد که بسیاری از یهودیان احساس می‌کنند به اندازه‌ای برتر از غیریهودیان هستند که هیچ یک از انتقادات ارائه شده توسط غیریهودیان را قابل قبول نمی‌دانند، درست شبیه نجیب‌زادگان و صاحب‌منصبان سالهای بسیار دور، که نمی‌پذیرفتند توسط کسی غیر از همتایان خودشان مورد قضاوت قرار گیرند. از این گذشته، مقدس‌ترین کتاب یهود، یعنی "تلمود "، غیریهودیان را احشامی توصیف می‌کند که می‌توانند کشته شده و مورد سوءاستفاده و استثمار یهودیان قرار گیرند. غیریهودیانی که در کتاب تلمود توصیف شده‌اند، همانند احشام و بردگان فقط برای راحت‌تر و غنی‌تر کردن زندگی یهودیان آفریده شده‌اند. برای کسی که چنین عقایدی را قبول دارد، انتقاد از سوی یک غیریهودی همانند کفر و توهین به مقدسات می‌ماند.

* تهمت یهودستیزی به مثابه یک سلاح سیاسی منفعت طلبانه

وی در ادامه بررسی علل ترویج مفهوم یهودستیزی اینچنین می‎نویسد: همانطور که برخی از منتقدین بیان کرده‌اند، مسئله از این قرار است که تهمت یهودستیزی تنها یک سلاح سیاسی نفع‌طلبانه است که لابی‌های قدرتمند برای دفع دشمنان سیاسی خود از آن سوءاستفاده می‌کنند.
وی با مشکل دانستن تحقیق در مورد هر مسئله‏ای که پیرامون یهود وجود دارد می‏نویسد: شاید آمیزه‌ای از هر چهار مورد ذکر شده و به نسبت افراد مختلف، صحیح باشد اما با توجه به درنده‌خویی و سبعیت صهیونیست‏ها که بوسیله آن هرگونه تردید در پاکی قدیسانه یهودیان، بطور خودکار مجازات می‌شود، تحقیق در این رابطه بسیار مشکل است.

* ایپک سیاستمداران آمریکایی را مجبور به حمایت کورکورانه مالی، نظامی و سیاسی از اسرائیل می‌کنند
در ادامه این مقاله می‏خوانیم: تصمیماتی که نتایجی اخلاقی در پی دارند، ممکن است بواسطه فلسفه‌های اخلاقی متفاوتی ایجاد شده باشند. از منظری غایت شناختی و ترتیب‌گرایانه که تمرکز آن بر اهداف و نتایج است، اعمال زمانی به لحاظ اخلاقی درست و قابل‌قبول در نظر گرفته می‌شوند که نتیجه‌ای مطلوب داشته باشند. از این دیدگاه می‌توان استدلال کرد که ضدیهودستیزی امروزی به این دلیل اخلاقاً قابل‌قبول است که این نتیجه مطلوب را دارد که از تکرار تبعیض و شکنجه نازی‌گونه یهودیان جلوگیری می‌کند. هرچند جنبه منفی این رهیافت این است که بارها برای اهداف خودپرستانه مورد سوءاستفاده قرار گرفته است؛ "نورمن فینکلستاین " این مسئله را "صنعت هولوکاست " می‌نامد، یعنی سوءاستفاده از هولوکاست یهودی برای ساختن منافع شخصی سیاسی و مالی. به عنوان مثالی دیگر در این مورد، گروه‌های لابی حامی اسرائیل مثل، ایپک سیاستمداران آمریکایی را مجبور به حمایت کورکورانه مالی، نظامی و سیاسی از اسرائیل می‌کنند، در غیر این صورت یهودستیز نامیده شده و در انتخابات بعدی با مخالفانی در درون و بیرون حزب خود مواجه خواهند بود که در پول یهودیان شنا می‌کنند.

* نمی‌توان از مردم به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف استفاده کرد

وی همچنین عنوان می‏کند: منتقدان رهیافت غایت‌شناسانه و ترتیب‌گرایانه استدلال می‌کنند که همه انسان‌ها باید محترم شناخته شوند چرا که دارای حقوق جهانشمولی چون آزادی اندیشه، رضایت، حریم خصوصی، آزادی بیان و حقوق دادرسی هستند. طبق این فلسفه تعهد اخلاقی، نباید حقوق افراد نقض شود. بر اساس این دیدگاه هم فعل و هم نیت رفتار ما باید مطابق با اصول جهانشمول اخلاقی باشد.
از منظر این فلسفه، به سختی می‌توان توجیه کرد که یک فرد بخاطر استفاده از حق آزادی بیان و انتقاد از برخی جنبه‌های یهودیت مدرن و یا بیان اینکه گزارش رایج هولوکاست یهودی دروغ بوده و باید مورد بررسی قرار گیرد، از حقوق خود محروم شده، مقامش را از دست داده و آزادیش گرفته شود.

* آیا ضدیت با یهودستیزی جزو اخلاقیات ذهن‌گرایانه محسوب می‌شود؟

نویسنده در این فراز از نوشتار خود به مفهوم نسبی‏گرایی اخلاقی اشاره کرده و می‏نویسد: نسبی‌گرایان اخلاقی بر خود و مردم پیرامونشان تمرکز دارند. اخلاقیات آن‌ها برمبنای اجماع گروه مربوط به خودشان است. اخلاقیات برای آن‌ها ذهنی و بر اساس تجربه فرد و گروه است. اجماع گروه مربوطه، استانداردهای اخلاقی آن‌ها را تنظیم می‌کند که با تغییر نگرش‌ها یا افراد گروه، این استانداردها می‌توانند تغییر کنند.
وی معتقد است که نسبی‌گرایی اخلاقی درمیان سیاستمداران، نظامیان و دیگر گروه‌های حرفه‌ای بسیار رایج است. به عنوان یک نمونه خوب می‌توان به موضوع شرکت Enron اشاره کرد که در آن استانداردهای اخلاقی نسبی به راحتی منجر به رفتارهایی شد که -از دید یک ناظر بیرونی- به روشنی غیراخلاقی است. این مثال نشان می‌دهد که اخلاقیات نسبی‌گرایانه مستعد انحراف و دستکاری بوسیله افراد و گروه‌های قدرتمند است.

* مردم آمریکا در مسئله یهودستیزی شتشوی مغزی شده‏اند

این گزارش با ادعا بر اینکه شکی نیست که بخش‌های گسترده‌ای از جامعه، یهودستیزی را بکلی شریرانه و خطری مهلک برای جامعه می‌دانند علت را اینچنین توضیح می‏دهد: جامعه احساس می‌کنند که یهودستیزی موجب می‌شود که آن‌ها [یهودیان] از حقوق انسانی و شهروندی خود محروم شوند و باید یهودستیزان را محکوم به مرگ کرده و یا تا زمانی که امکان دارد آن‌ها را در مکانی با امنیت بالا محبوس کنند. این همان واکنش شدیدی است که مردم هنگام مواجهه با تابوهایی دیگر مثل کودک‌آزاری از خود بروز می‌دهند و نشان می‌دهد که جوامع غربی در مورد مسئله یهودیان تا چه اندازه شستشوی مغزی شده‌اند. این نوع واکنش‌های شرطی بی‌خردانه در مورد تابوهای اجتماعی و همچنین خطر فساد و دستکاری فوق‌الذکر که در مورد مسئله Enron رخ داده است، اسنادی متقاعد کننده برای این امر هستند که اخلاقیات نسبی‌گرایانه ابزاری نامناسب برای تنظیم رفتار انسان است.

* یک فرد بالغ با شخصیت اخلاقی خوب، چه چیزی را مناسب می‌داند؟

نویسنده سپس به بررسی برخورد یهودیان با منتقدان از دیدگاه ارزش‏های اخلاقی پرداخته است: اخلاقیات مرسوم، فضائلی مثل اعتماد، خودداری، همدلی، انصاف و صداقت را ارزش می‌نهد. واضح است که بسیاری از یهودیان نسبت به کسانی که بخاطر اتهام یهودستیزی نابود شده‌اند، بی‌اعتماد هستند. شاید اینگونه استدلال شود که یهودیان چگونه به کسی که یهودستیز است اعتماد کنند. اما اعتماد دقیقاً در همین رابطه است: یعنی اعتماد به دیگری حتی در صورت وجود خطر خیانت و ناکامی. در موضوع انتقاد از یهود، فضیلت اعتماد یعنی به انتقاداتی که بواسطه نفرت نژادپرستانه و آرزوی کشتار تمامی یهودیان نیست، اعتماد شود.
دومین فضیلت، یعنی خودداری، یعنی از موقعیت‌های خودستایانه اجتناب شود. بسیاری از منتقدان مثل نورمن فینکلستاین و "جفری بلنکفورت " (Jeffrey Blankfort) استدلال کرده‌اند که "صنعت هولوکاست " و لابی حامی اسرائیل تماماً در رابطه با بهره‌برداری از موقعیت‌های خودستایی هستند.
سومین فضیلت، همدلی، که به معنای ارتقای نزاکت و پیش‌بینی نیازهاست، کاملاً از بین رفته است. چهارمین فضیلت یعنی انصاف نیز همینگونه است، چرا که نمی‌توان زندانی و نابود کردن فرد صرفاً بخاطر استفاده از حق آزادی بیان، را منصفانه دانست.
اما آخرین مورد البته از حیث ترتیب، نه از حیث اهمیت، صداقت است. منتقدان یهود و هولوکاست بدون اینکه صحت و شایستگی ادعاهایشان بررسی شود مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. برای مثال در آلمان صحت هولوکاست "بدیهی " انگاشته می‌شود و به تجدیدنظرطلبانی چون "گرمار رادولف " (Germar Rudolf ) و "ارنست زاندل " (Ernst Zündel)، فرصت ارائه مدرک برای اظهاراتی که به خاطر آن محاکمه شده‌اند داده نمی‌شود. به همین صورت کسی که اسرائیل و یا قدرتی که لابی حامی اسرائیل بر سیاست‌های آمریکا دارد را نقد کند، مثل کاری که جیمی کارتر در کتاب اخیر خود به نام فلسطین: صلح نه آپارتاید انجام داده است، بدون توجه به استدلال‌هایش بطور خودکار یهودستیز نامیده می‌شود.

* مسئله عدالت

آیا پنجمین فلسفه اخلاقی، عدالت، که به معنای انصاف در نتایج، روندها و ارتباطات است با به زندان انداختن مردم، ترور شخصیتی و نابودی حرفه‌ای آن‌ها به جرم انتقاد از یهودیان، رعایت می‌شود؟ اکثر مردم به زندان انداختن فرد و نابودی حرفه‌ای او بخاطر انتقاد از یهود یا بیان اینکه هولوکاست دروغی بزرگ برای تحقیر یک دشمن مغلوب و بدست آوردن و تداوم حمایت از ایجاد یک کشور یهودی است، را ناعادلانه می‌دانند البته اگر این انتقادات در مورد یهودیان نباشد.

* ایجاد سندروم یهودستیزی

وی با تاکید بر اینکه آگاهی مردم نسبت به جنایت‏های صهیونیست‏ها موجب یهودستیزی آنها نمی‏شود، اضافه می‏کند: هرچه مردم بیشتر در مورد آپارتاید آفریقای جنوبی بدانند، بیشتر از ایده تحریم حمایت خواهند کرد. آیا این مسئله باعث نفرت مردم از سفیدپوستان آفریقای جنوبی می‌شود؟ البته که نه. مسئله اسرائیل و رفتار آن با مردم فلسطین نیز کاملاً به همین صورت است. هرچه آگاهی مردم نسبت به مسائلی مثل ویران کردن منازل و باغ‏های شخصی فلسطینیان توسط سربازان اسرائیلی، کشتار کودکان و نوجوانان توسط تیراندازهای اسرائیلی، استفاده منظم از شکنجه و کشتار غیرقانونی، تأثیر مرگبار حصارهای حفاظتی کذایی، ارعاب و اذیت هر روزه مردم توسط مهاجران مسلح و سربازان اشغالگر، بیشتر باشد، بیشتر عصبانی می‌شوند. این عصبانیت باعث به جوش آمدن حس عدالت است. آیا مورد سوال قرار دادن لابی حامی اسرائیل باعث می‌شود مردم یهودستیز شوند؟
گفته شده است که بیان یک حقیقت صرفاً باید بر اساس شایستگی و درستی آن مورد قضاوت قرار گیرد. حقیقت، حقیقت است، بدون توجه به اینکه چه کسی آن را بیان می‌کند. تا زمانی که فرد می‌تواند منطقی و معقول بودن ادعایش را ثابت کند، ما آن را حقیقت می‌دانیم، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. انگیزه یا گرایش‏های شخصی آن فرد، مسئله را عوض نمی‌کند، حتی اگر او به اصطلاح یهودستیز باشد.
وی در پایان تاکید می‏کند: هرچه یهودیان شرایط را برای اظهار نظر منتقدان سخت‌تر کنند، خشم و غضب آنان بیشتر می‌شود. هرچه بیشتر منتقدان را متهم به انگیزه‌های نژادپرستانه و متعصبانه کنند، با عصبانیت بیشتری روبرو می‌شوند. هرچه شرایط سخت‌تری را برای علاقمندان به تاریخ و سیاست ایجاد کنند تا آن‌ها نتوانند در مورد جنایات یهودیان تحقیق کرده و تحقیقاتشان را منتشر کنند، بیشتر نسبت به یهود مشکوک و بدگمان می‌شوند. به عبارت دیگر هرچه یهودیان بیشتر با یهودستیزی فرضی مبارزه کنند، مردم بیشتر یهودستیز می‌شوند.

منبع ما : http://www.jahannews.com/vdcgtn9qzak9zy4.rpra.html


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در یکشنبه 89/1/22 و ساعت 11:5 صبح | نظرات دیگران()

 پیروزی بارسلونا بر رئال مادرید در جهنم برنابئو

 

تیم بارسلونا در دیداری جذاب و دیدنی و با درخشش قابل وصف لیو نل مسی بهترین بازیکن سال جهان و  پدرو گونزالس موفق شد در ورزشگاه برنابئو شهر مادرید تیم پرادعای رئال مادرید را با دو گل شکست دهد.

 

 

در این دیدار مهیج و تاکتیکی تیم بارسلونا با رهبری مربی جوان خود پپ گواردیولا با گلهای دقیقه 32 مسی و56 پدرو توانست میزبان خود را بادو گل مغلوب کند تا به تنهایی و با 80 امتیازصدرنشین مطلق رقابتهای لالیگای اسپانیا شود .رئال مادرید با سرمایه گذاری صدها میلیون دلاری امسال خود بازهم نتوانست تیم بارسلونا را پشت سر بگذاردو با 77 امتیازبه مکان دوم جدول سقوط کرد. 

بارسلونا که این روزها دوران پررونقی را پشت سر می گذارد و با بازی های درخشان خود راهی مرحله نیمه نهایی رقابت های لیگ قهرمانان اروپا شده، با پیروزی مقابل رئال مادرید بخت تکرار قهرمانی در رقابت های لالیگا را هم افزایش داد.

پس از هفته‌ها صدرنشینی رئال مادرید در جدول رقابت‌های لالیگا، بالاخره شاگردان گواردیولا توانستند کهکشانی ها را از آن بالا به زیر بکشند و بارسلونا تیم پیروز دیدار ال کلاسیکو در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو لقب گرفت.

در حالی که دقایقی پیش از پایان این دیدار، مربی تیم کاتالان از اعمال تغییراتی در ترکیب تیمش خبر می داد، بازی با سوت مخوتو گونسالس از سر گرفته شد. هر چند که در دقایق ابتدایی بازی، موقعیت های چندانی خلق نشد ولی این کاتالونیایی ها بودند که نسبتا کنترل توپ و میدان را در اختیار داشتند.

لیونل مسی در دقیقه 32 توانست گل برتری تیم میهمان را به ثمر برساند و در نهایت نیمه اول این دیدار، با برتری 1-0 تیم میهمان به پایان رسید. 45 دقیقه ابتدایی این دیدار، با تنبلی بازیکنان دو تیم همراه بود و چندان جذاب و تماشایی نمی نمود. هر چند که بارسلونا نسبتا با راحتی بیشتری در زمین مسابقه حرکت می کرد و در حرکتی انفرادی و در پی پاسکاری مسی- ‍ژاوی، در نهایت توپ به ستاره آرژانتینی رسید تا در دقیقه 32 گل برتری تیم کاتالان از راه برسد و بارسا نیمه اول را با برتری به رختکن رود.

تنها 10 دقیقه پس از آغاز نیمه دوم این بازی بود که پدرو توانست دومین گل تیم میهمان را به ثمر برساند و البته درجریان نیمه دوم نیز تیم میزبان نتوانست فرصت گلزنی چندانی را خلق کند. از حدود دقیقه 86 بازی بود که هواداران تیم مادریدی شروع به ترک ورزشگاه سانتیاگو برنابئو کردند، چرا که دیگر شکست تیمشان در این دیدار را حتمی می دانستند.

بدین ترتیب و در پایان این دیدار حساس و تماشایی، بارسلونا موفق شد تا با کسب سه امتیاز دیدار حساس ال کلاسیکو، پس از هفته ها جدایی از صدر جدول لالیگا، دوباره با 80 امتیاز جایگاه اول را به خود اختصاص دهد. رئال با 77 امتیاز در رده دوم قرار گرفت و والنسیا با یک بازی کمتری و 56 امتیاز در رده سوم است.

در 79 رویارویی دو تیم در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو، تیم مادریدی به 50 برد دست یافت بود و 14 تساوی و 15 برد برای تیم کاتالان نیز ثبت شده است که حاکی از برتری مطلق تیم مادریدی در دیدارهای خانگی اش داشت ولی این بار نتیجه دیگری رقم خورد و روند آماری پیروزی 100% مادریدی ها در دیدارهای خانگی شان در رقابتهای این فصل شکسته شد.

 در تیم بارسلونا ویکتور والدس درون دروازه ایستاد و چهار مدافع به نام‌های میلیتو ،پویول، پیکه و مکسول خط دفاعی این تیم را تشکیل دادند.

بوسکتس بازی‌ساز جوان بارسلونا که گرایش خاصی به حمله دارد به دستور سرمربی خود بین مدافعین و هافبک‌ها قرار گرفت.

مقابل او ژاوی و کیتا در مرکز زمین و 3 مهاجم به نام‌های پدرو رودریگس، آلوس و مسی در خط حمله بازی کردند.

در تیم رئال مادرید کاسیاس درون دروازه ایستاد.

آربلوا، خارای، آلبیول و راموس در خط دفاعی رئال مادرید حضور  داشتند. دو مرد میانی رئال مادرید آلونسو و گاگو بودند.

هیگوآین به عنوان مهاجم نوک رئال مادرید و 3 بازیکن بازی‌ساز و فرصت‌طلب به نام‌های مارسلو، فاندرفارت و کریستانو رونالدو درپشت سر وی بازی کردند.

قرار گرفتن مارسلو در خط حمله در سمت هافبک تهاجمی نشان از ریسک بالای سرمربی رئال مادرید داشت.

پلگرینی سرمربی شیلیایی رئال مادرید برای فراراز شکست رائول گونزالس کاپیتان افسانه‌ای رئال مادرید ،کریم بنزما و گوتی کاپیتان سوم این تیم را در نیمه دوم وارد میدان کردکه نتیجه ای برای این تیم در بر نداشت .

ابراهیموویچ از بارسلونا و  کاکا از رئال مادرید از مهمترین چهره های غایب این بازی بودند.

 بلیت بازی رئال مادرید و بارسلونا تا سقف یک هزار یورو معادل 1.342 دلار فروخته شد.

ترکیب دو تیم:

بارسلونا: والدس- ماکسول (62، اینیستا)- میلیتو ( 80، مارکس)- پیکه- پویول- کیه تا- بوسکتس- چابی- پدرو- مسی – دانی آلوس.

رئال مادرید: کاسیاس – سرخیو راموس- آلبیول- گارای- آربلوا- ژابی آلونسو- گاگو- مارسلو (57،گوتی)- فان در فارت (67،رائول)- کریس رونالدو – ایگواین (80،بنزما).

 در سایر دیدارهای برگزار شده این هفته نتایج زیر به دست آمد:

* مالاگا1 – سویا 2

گل‌ها: کایسدو (17) برای مالاگا و کالا (66) و لولو (85) برای سویا

* تنریفه0- وایادولید0

* ویارئال 1- اسپورتینگ خیخون 0

گل : گودین (16) برای ویارئال

* خرس 0- ختافه 1

گل:رافا (60) برای ختافه 

این رقابت ها امشب با برگزاری دیدارهای زیر به پایان می رسد:

* آتلتیک بیلبائو - آلمریا

* دپورتیوولاکرونا - سانتاندر

* اوساسونا - زاراگوزا

* اسپانیول - آتلتیکومادرید

* مایورکا - والنسیا

 

منبع ما : http://www.iribnews.ir/Default.aspx?Page=MainContent&news_num=219910

 


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در یکشنبه 89/1/22 و ساعت 11:0 صبح | نظرات دیگران()

شکست انقلاب رنگی؛ در قرقیزستان بعد از 5 سال، در ایران بدو تولد

خبرنامه دانشجویان ایران: پس از حدود 5 سال حکومت برخواسته از انقلاب گل لاله ای قرقیزستان این حکومت با تلافات گسترده سقوط کرد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، چهارم فروردین 1384 رژیم به ارث رسیده از دوران حاکمیت کمونیستی در قرقیزستان به دلیل دخالت های آمریکا برای برچیدن حکومت های کمونیستی شوروی سابق  سقوط کرد و مخالفان عسکر آقایف به حکومت رسیدند.

کمتر کسی تصور می کرد که شورش های موسوم به انقلاب گل لاله تنها بعد از پنج سال به ضد خود بدل شود و به این زودی رژیم برخاسته از انقلاب رنگی در قرقیزستان با موج فزاینده ای از شورش ها و مخالفت های مردمی مواجه شود ، آنگونه که همگان مرحله ای از جابجایی قدرت به شیوه ای خشونت بار را در قرقیزستان شاهد بودند .

اما 5 سال حضور و جولان نزدیکان سیاسی آمریکا و به ویژه قربان بیک باقی یف رئیس جمهور سابق وی به همن دلایل که انقلاب رنگی را به راه انداخته بود یعنیغصب قدرت و خویشاوند سالاری ، ایجاد انحصار اقتصادی و واگذاری فرصت ها به نزدیکان دولت، فساد اداری، محدود کردن آزادی های مدنی و بویژه ایجاد محدودیت برای رسانه ها از سمتش خلع شد

با سقوط این دولت که حاصل از نظریات کاخ سفید و سازمان سیا بود ÷س از اوکراین این دومین دولتی بود که نشان داد عمر انقلاب های مخملی به نیم دهه هم نمی رسد.

اما چرایی بروز انقلاب های رنگی  و جولان چند ساله و سپس سقوط در این کشور ها و شکست در نطفه این حرکت در ایران را می توان به رهبری حکیم و نیز درک سیاسی بالای مردم ایران دانست.

شباهت های گسترده ای میان حرکت موسوی و حامیانش با انقلاب های رنگی کشورهای منشعب از شوروی سابق در انتخاب رنگ و بهانه تقلب در انتخابات و کشته سازی و شعارهایی چون دروغ گو خواندن رقیب و  ... نشان از هماهنگی و پیشروی یکسان دارد که البته سد اصلی این حرکت در ایران رنگ باخته بودن شعارهای موسوی بود.

شعار آزادی و هماهنگی موسوی با راهبرد براندازی که از سوی آمریکا برای ایران هدایت می شد در نگاه مردم ایران آنقدر زشت امد که اجازه پیش روی به موسوی را نداد.

عدم تمایل مردم ایران به زیر بار دیکتاتوری رفتن و حمایت از دروغ های موسوی باعث شد تا مردم ایران طی 8 ماه با گذشت از جان و مال خود فتنه را خاموش کنند.

به نظر می آید عبور از فتنه سبز در سال گذشته با هدایت رهبری و خواست و تبعیت ملت تنها دلیل شکست گسترده کودتای مخملی در ایران بود.

 

 

 

 

منبع ما : http://www.iusnews.ir/news/34-other/9141--5-.html

 

 


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در یکشنبه 89/1/22 و ساعت 10:59 صبح | نظرات دیگران()
<   <<   16   17   18   19   20   >>   >
 لیست کل یادداشت های این وبلاگ
کانال تلگرامی اخبار ( یارانه و اخبار جدید )
یارانه مهر واریز شد/ایرانیها 280هزار میلیارد تومان یارانه گرفتند
بازگشایی پایگاه اطلاعاتی آمار طی یک هفته آینده
اطلاعیه شماره 7 ستاد هدفمندی یارانه ها منتشر شد
پرداخت 40 هزارو 500 تومان یارانه اسفند ماه
عناوینی از سایت دولت
نتایج هفته اول اجرای قانون هدفمندی یارانهها
تصویب نرخهای جدید حمل و نقل
قیمت مصوب انواع نان
قیمت پله های 7 گانه مصارف برق
میزان سهمیه و قیمتهای جدید بنزین و گازوئیل و گاز خودرو
تعرفه های جدید گاز
فروشگاه اینترنتی شما
آغاز به کار سامانه جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار از اول آذر ما
دفاع از قرآن
[همه عناوین(3262)][عناوین آرشیوشده]

بالا

طراح قالب: رضا امین زاده** پارسی بلاگ پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ

بالا