در - خبر روز
حارث اعور به امیر مؤمنان گفت: «ای امیر مؤمنان!به خدا سوگند، من تو را دوست دارم» . [امام صادق علیه السلام]
امروز: پنج شنبه 03 اسفند 9
انگلیس: در انتخابات عراق هم تقلب شده!

مقامات انگلیسی به تأسی از پروژه اجرا کرده علیه جمهوری اسلامی، القای تقلب در انتخابات عراق را پیگیری می کنند. القای تقلب در انتخابات عراق پس از آن آغاز شد که ارزیابی های اولیه از پیش افتادن ائتلاف قانون (فهرست مورد حمایت نوری مالکی نخست وزیر اسلامگرا) و ائتلاف ملی ( به رهبری عمار حکیم) در مناطق شیعه نشین و عقب افتادن فهرست سکولارها (ائتلاف العراقیه به رهبری ایاد علاوی که از سوی رژیم سعودی و دولت های آمریکا و انگلیس هدایت می شود) حکایت می کند.

در چنین شرایطی استراو استیونسون نماینده انگلیس و رئیس کمیسیون روابط با عراق در پارلمان اروپا مدعی شد: برخی شخصیت های برجسته عضو کمیسیون عالی انتخابات عراق در نتایج انتخابات به نفع ایران دستکاری کرده اند. آنها سعی دارند به نفع نوری مالکی نخست وزیر فعلی دستکاری کنند و آرای مردم عراق را بدزدند. این اقدام با تامین مالی و هدایت تهران انجام می شود.

به گزارش فرانس پرس از بروکسل، وی همچنین گفته است: این مسئله کاملاً روشن که تلاش گسترده ای برای دستکاری و تقلب صورت می گیرد. به نظر می رسد تلاش گسترده برای ممانعت از پیروزی ایاد علاوی و فهرست متعلق به سکولارها در جریان است. من تاکید می کنم آنها که تلاش می کنند دست به تقلب بزنند، به عنوان دزد و منافق رسوا خواهند شد.

گفتنی است براساس اعلام نتایج اولیه انتخابات، در استان نجف فهرست ائتلاف نوری مالکی با 55 هزار رأی درصد قرار دارد، ائتلاف تحت هدایت عمار حکیم 48 هزار رأی را حائز شده و لیست العراقیه (سکولارها) تنها 9 هزار رأی را کسب کرده است. در استان بابل هم فهرست های مذکور به ترتیب 68، 54 و 30 هزار رای را حائز شده اند. مجموعاً 28 نفر از این دو استان به پارلمان عراق راه پیدا می کنند.

تقلای رژیم انگلیس برای متشنج کردن اوضاع در عراق و ایجاد بی ثباتی در حالی است که شبکه بی بی سی انگلیس با اشاره به ادعای ائتلاف سکولارها در زمینه عدم سلامت انتخابات، تاکید کرد: در شرایطی که هیچ یک از تشکلهای انتخاباتی اکثریت کافی را برای تشکیل دولت کسب نکرده اند، تشکیل دولت ائتلافی گریزناپذیر است و محتمل ترین پیش بینی این است که ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری مالکی نخست وزیر کنونی با ائتلاف ملی ( به رهبری ابراهیم جعفری نخست وزیر پیشین و عمار حکیم) همراه با اتحاد کردستانی که اکثریت آرای کردستان عراق را به دست آورده، در ائتلافی برای تشکیل دولت گردهم آیند. چنین ائتلافی ترکیبی خواهد بود از چهار تشکل اصلی شیعه و دو حزب اصلی کرد و بدین ترتیب به شیعیان و سنی های غیراسلامگرا که در ائتلاف عراقیه گردآمده اند جایی میان دولتمردان داده نخواهد شد و این درست خلاف خواسته محافل سیاسی درغرب خواهد بود که عراق را در دست سکولارها امن تر و کم تنش تر و مهمتر از آن، دورتر از ایران می دانند، به نظر می رسد که ائتلاف عراقیه هم به پشتوانه چنین زمینه ای، تنها راه چاره کنار گذاشته نشدن از اداره عراق را اعمال فشار از طریق پافشاری بر عدم سلامت انتخابات و تهدید به خروج از صحنه سیاسی دیده است که می تواند عراق را در تنش های تازه ای فرو برد.

منبع ما : http://www.rajanews.com/detail.asp?id=46405


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در شنبه 88/12/22 و ساعت 10:22 صبح | نظرات دیگران()
نقد سینمای ایران در برنامه "رو به فردا"
اردکانی:مدیریت سینما باید تکلیف‌‌اش را با آرمان‌ها روشن کند
سجادپور:سینمای موجود ما در شأن مردم ما نیست
جلیلی:خطوط قرمزی کشیده‌اند تا سینما به سمت انقلاب نرود
ده‌نمکی: اپوزیسیون‌نوازی، درد مدیران فرهنگی است

آخرین قسمت از "برنامه رو به فردا" در سال 88 با کارشناسی و اجرای وحید یامین پور در حالی میهمان خانه های مردم شد که به سراغ موضوع سینمای ایران رفته بود.

به گزارش رجانیوز، دفاع از تغییر سیاستهای معاونت سینمایی و جشنواره فیلم فجر در دوره تصدی شمقدری و سجاپور، موضوعی بود که با پیش آمدن سفری برای شمقدری، به عهده سجادپور گذاشته شده بود و در آن سو کارگردان فیلم به کبودی یاس یعنی جواد اردکانی عهده دار نقد این دوره از سینمای ایران بود. در طول برنامه نیز وحید جلیلی و مسعود ده نمکی با رویکردی نسبتا انتقادی سجادپور را مورد خطاب قرار دادند. اما حتی زمانی که وحید یامین پور نیز سوالات مهم چالشی از سجادپور پرسید، او با زیرکی تمام از پاسخ به آن طفره رفت و موضوع سخنش را ادامه داد.

جو کارشناسی و آرمانخواهانه حاکم به برنامه، نشان داد این برنامه استعداد خوبی برای ورود به موضوعات فرهنگی تخصصی دارد و به نظر می رسد آخرین قسمت رو به فردا در سال 88، نشانگر آغازی موفقیت آمیز و قوی برای مناظرات فرهنگی -البته با حاشیه سیاسی- در این برنامه بود.

در برنامه "رو به فردا" جواد اردکانی کارگردان سینمای دفاع مقدس گفت: طی 15 سال گذشته، مدیران سینمایی ما از این که در مقابل آرمان‌ها پاسخ بدهند، فرار کرده‌اند... سعی شده آرمان‌ها را زیرسبیلی رد کنیم یا نادیده بگیریم و یا با حرف‌های کلی، شعار دادن‌ها ایجاد تصور کنیم در حالی که در عمل، آرمان‌ها فراموش شده‌اند.

در بخشی از این برنامه، جواد اردکانی در خصوص جایگاه فیلم‌های ارزشی در سینمای ایران گفت: قبل از انقلاب سینمای ما، سینمای آرمان‌گریز و ناتوان در جذب مخاطب بود که با پیروزی انقلاب یک اتفاق بزرگ رخ داد، سینمای بعد از انقلاب تحت تاثیر انقلاب بزرگ، فراگیر و پردامنه‌ای که بخش‌های فرهنگی را هم متاثر می‌کرد تبدیل شد به سینمای آرمانگرا و اخلاق‌گرا که اتفاقا اقشار فرهیخته و مذهبی و ذائقه‌های بسیار دیگری که نمی‌توانستند جذب سینمای قبل از انقلاب شوند جذب این سینما شدند و ما در دهه 60 مواجه شدیم با یک سینمای پویا، شکوفا و سالم. که تقریبا -نه کاملا- می‌دانست به چه سمتی دارد می‌رود.

وی ادامه داد: حضرت امام(ره) برای این سینما یک افق و حدودی را تعریف کردند که کج دار و مریز، رفتیم جلو. میزان مخاطبان سینما خوب بود، تنوع در تولیدات نسبتا خوب بود، ذائقه‌های مختلف جدب سینما شده بود. حالا مذهبی‌ها هم به سینما می‌آمدند و عمدتا راضی برمی‌گشتند که موارد نقض هم دارد. بعد از پایان دوران دفاع مقدس ما تحولات اجتماعی را شاهد بودیم. سینمای ما در این فضای جدید به جای این که بهتر مدیریت بشود (چون فضا به نظرم طلب می‌کرد که بهتر مدیریت بشود) رها شد. آنچه که در دولت آقای هاشمی پیش روی فرهنگ قرار گرفت، اتفاقی که به نظر من شروعش از این بود که اصلاحات اقتصادی انجام شد که بدون در نظر گرفتن جایگاه فرهنگ و نیاز و الزامات بخش فرهنگ همه آن اصلاحات آمد به عینه در بخش فرهنگ هم اجرا شد و تأثیرش را هم گذاشت و ما رفتیم به سمتی که سینمایی داشته‌ باشیم پرمخاطب‌تر، آن موقع هم مسئولان سینمایی نمی‌گفتند سینمای گیشه‌ای بسازید، چون خیلی خوب نبود. می‌گفتند «فیلم پرمخاطب». و ما به تدریج وارد یک فضایی شدیم که اولا آن ساختار سینمایی که در دوره آقای بهشتی ایجاد شده بود و به نظرم برای نیازهای آن دوره مناسب بود- آرمانی نبود اما مناسب بود و خروجی‌های قابل قبولی داشت - آن ساختار در درون سینما شروع کرد به هم ریختن.

اردکانی در این برنامه گفت: اصرارهای جدی روی بحث نظارت دولت و تعامل دولت با سینماگر ایجاد شد و ما شروع کردیم یک عقب گرد را که این عقب گرد تا پایان دوره اصلاحات و تا همین الان ادامه داشت و یک اتفاق سه گانه افتاد. یعنی ما بسیاری از موضوعاتی را که به برکت انقلاب در سینما جدی شده بود، از دست دادیم. یعنی ریزش موضوعی پیدا کردیم. بسیاری از هنرمندانی را که به برکت انقلاب جذب سینما شده بودند، به عنوان نیروی انسانی و کادرهایی که می‌توانستند خیلی از اهداف را پیش ببرند یا از دست دادیم و یا آنها دچار استحاله شدند که خط استحاله به اعتقاد من به شدت جای بررسی دارد چرا که الان همچنان این خطر استحاله ما را دارد تهدید می‌کند.

وی ادامه داد: مهم‌تر از همه، ریزش سوم در مخاطب بود. یعنی ما همه آن اقشاری را که بعد از انقلاب به سینما آورده بودیم، شروع کردیم به از دست دادن‌شان و سینمای ما، کم‌کم اخلاق گریز شد و ناتوان در جذب اقشار فرهیخته و مذهبی به سالن سینما. یعنی ما برگشتیم به جایی که بودیم و فقط الان اخلاق‌ستیزی در فیلم‌های ما متناسب است با شکل‌هایی که در ممیزی اعمال می‌شود و طبیعی است که قبل از انقلاب ما خیلی شرایط‌ سینمای‌مان وحشتناک بود و قصد ندارم مقایسه کنم.

این کارگردان گفت: نکته‌ای که من خیلی از بابت آن متأسفم، این است که طی این دو دهه - یا 15 سال- همواره مدیران سینمایی ما فرار کرده‌اند از این که در مقابل آرمان‌ها پاسخ بدهند. یعنی همیشه سعی کرده‌ایم آرمان‌ها را یک جوری زیرسبیلی رد کنیم! یک جوری نادیده بگیریم و یک جوری با حرف‌های کلی، شعار دادن‌ها، حرف‌های قشنگ‌زدن‌ها، نوعی تصور را ایجاد کنیم در حالی که در عمل، واقعا این آرمان‌ها فراموش شده است.

* باید مقصد حرکت اتوبوس سینما مشخص باشد

اردکانی گفت: وقتی داریم در مورد سینما حرف می‌زنیم، خروجی‌های هر دوره،‌ با توجه به فیلم‌هایی که ساخته شده است، کاملا قابل اثبات است. چیزی که من علاقه‌مند هستم تا اتفاق بیافتد، این است که در شروع کار دوره مدیریت جدید، تکلیف خودمان را با آرمان‌ها معلوم کنیم.

سینمای ما الان سینمایی است که از طرف سینماگرها، مردم و مخاطبین سینما و مدیران با انتقادات بسیار زیادی روبرو است و هیچ‌کس الان نمی‌آید و بگوید که ما وضعیت مطلوبی داریم. من در این چند سال واقعا نشنیدم که کسی بگوید ما وضعیت مطلوبی داریم. در حالی که من معتقدم هر بخشی از سینما به عنوان یک صنعت، کارکردهای مختلفی باید داشته باشد. متمرکز می‌شوم روی آرمان‌ها اما اگر ما همه این‌ها را درست هم کنیم و استانداردها را روی مسایل کمی و کیفی اعمال کنیم و این اتوبوسی را که در این جاده دارد می‌رود را کاملا تجهیز کنیم، ولی متوجه نباشیم که این اتوبوس دارد به سمت کجا می‌رود، به هدف نمی‌رسیم.

*مدیریت سینما باید تکلیف‌‌اش را با آرمان‌ها روشن کند

کارگردان «به کبودی یاس» درباره مدیران جدید فرهنگی و سینمایی گفت: هنوز زمان نقد این تیم فرا نرسیده است و یک ذره زود است اما نشانه‌هایی این تیم بروز داده است که استنباط خود من این است که قرار است همچنان آرمان‌ها را نادیده بگیریم. شعارش را بدهیم اما عمل نکنیم. و من معتقدم که اگر ما تکلیف‌مان را با آرمان‌ها روشن نکنیم و افق سینما را معلوم نکنیم و همه هم و غم خود ا معطوف به این کنیم که اتوبوس سینما تجهیز شود، ممکن است سر از ترکستان در بیاوریم.

وی ادامه داد: باید تکلیف‌مان را با آرمان‌هایی که مقام معظم رهبری و مردم انقلابی بر روی آن تائید کرده‌اند معلوم کنیم. باید این نگرانی چندین ساله از سینماگرانی که آرمانخواه هستند، برطرف بشود و این حال بد، از سینماگرانی که آرمان‌گرا هستند و مخاطبان سینمایی که سینما را صرفا سرگرمی نمی‌بینند کمی گرفته شود تا حال آنها خوب شود. آقای سجادپور یک ذره به ما نوید این را بدهند که چه کارهایی قرار است انجام شود.

وی در بخشی دیگز از صحبت‌هایش در برنامه «رو به فردا» گفت: ما با چند تناقض در رفتار مدیران فرهنگی روبرو هستیم. اولین تناقض این است که مدیران فرهنگی عنوان می‌کنند که در عرصه فرهنگ باید کلی نگاه کرد اما جزئی عمل کرد. اما همه مدیران فرهنگی وقتی متصدی امر خاصی می‌شوند هیچوقت به تشریح پازل فرهنگی خود نمی‌پردازند که به نظر من فرار کردن از مسئولیت است و مدیریت فرهنگی کشور ما اصلا شاخصه‌های مدیریت فرهنگی را ندارد. الان هم آقای سجادپور دارند دیالوگ‌هایی را می‌گویند که مدیران قبلی گفته‌اند و خیلی برای ما آشنا است.

وی ادامه داد: نکته مهم بعدی این است که اگر ما رویکرد را معلوم نکنیم و وقتی مدیریت فرهنگی ما نمی‌تواند اتفاق محوری خود را معلوم کند و نگوید که بر چه اساسی دارد چینش انجام می‌دهد، نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود.

وی ادامه داد: خط قرمز‌ها باید عوض بشود، خب عوض بشود. با کدام ملاک؟. اگر قرار است پاک بشود، پاک شود با کدام ملاک؟. خط قرمز جدیدی قرار است کشیده شود، بشود اما با کدام ملاک؟. بدترین وضعیت رفتار دوگانه حاکمیت است یعنی حاکمیت منهای اینکه نماینده حاکمیت آقای سجادپور بوده یا آقای اربابی، آقای شمقدری بوده است یا آقای جلوه. مهم این است که حاکمیت رفتار دوگانه بروز می‌دهد. یعنی این که یک مدیر سیاست‌هایی را اعلام و اعمال کند و نفر بعدی بگوید به طور کلی این سیاست‌ها را قبول ندارم.

وی اظهار داشت: تهیه کننده‌ و کارگردانی که می‌خواهند فیلم بسازند، مخاطبی که می‌خواهد فیلم ببیند. در درجه اول باید اعتماد کند به حاکمیتی که نمایندگان آن این آقایان هستند. در بحث خط قرمزها و رفع توقیف‌ها من به شخصه به شدت گرفتار سردرگمی هستم. وزیر ارشاد در یک برنامه زنده تلویزیونی در خصوص رفع توقیف برخی از فیلم‌ها نقل به مضمون این جمله‌ها گفتند که :«ما معتقدیم که مردم ما قدرت تشخیص و تمییز دارند و داوری را به مردم می‌سپاریم».خیلی جمله قشنگی است اما به نظر من نتیجه‌اش در اجرا و عمل فقط سردرگمی است. یعنی اینکه ما دیگر نظارت نداریم. دیگر ممیزی نداریم. می‌گذاریم هنرمند کارش را بکند و مردم داوری کنند!

اگر قرار است نظارت و ارزشیابی نباشد و اگر هست ملاک‌هایش تغییر کند . من معتقدم رفتار سنجیده مدیریتی این است که ما بیائیم آن حوزه‌های جدید را تعریف کنیم. اما وقتی می‌بینم نزدیک به جشنواره با عجله این اتفاقات صورت می‌گیرد (بدون این که من موافق یا مخالف این رفع توقیف‌ها باشم) برای‌مان سئوال پیش می‌آید. یکدفعه تهیه‌کننده می‌بیند ملاک‌هایی که سال‌ها در ذهنش شکل گرفته است به هم می‌ریزد اولین مصداقش این است که سردرگمی به بار می‌آورد.

جلیلی: خطوط قرمزی کشیده‌اند تا سینمای ایران به سمت انقلاب نرود

«وحید جلیلی» در برنامه پنج‌شنبه شب «رو به فردا» که با حضور علیرضا سجادپور و جواد اردکانی برگزار شد، به عنوان کارشناس تلفنی برنامه، به ایراد نقطه‌نظرات خود در خصوص پرسش‌های مطرح شده پیرامون سینمای ایران پرداخت.

وحید جلیلی گفت: خطوط قرمزی دور سینمای ایران کشیده‌اند که سینماگر ما به سمت انقلاب نرود. اگر سینماگر بخواهد دست از پا خطا کند، به سمت انقلاب اسلامی برود، به سمت ارزش‌های نظام برود بلافاصله نگهبانان تیزهوش و شب بیدار این خطوط قرمز، سر و صدای‌شان بلند می‌شود.

این منتقد گفت: یکی از مهمترین مشکلات ما، طرح غلط مساله است. مثلا شما دارید در مورد سینمای ایران بحث می‌کنید. اول این که ببینیم این چیزی که در موردش داریم بحث می‌کنیم چقدر سینما است و ثانیا چقدر متعلق به ایران است؟ آیا اینکه در سال یک کمیتی فیلم ساخته می‌شود دلیل است تا بگوئیم سینمای ایران جزو ده سینمای برتر دنیا است. چرا که از 100 فیلمی که ساخته می‌شود 95 فیلم متعلق به شمال تهران است.پس این چه سینمای ایرانی است؟!. من به نظرم می‌رسد که دو مشکل اساسی در سینمای ایران داریم. یکی غلبه سفارشی سازی است و فیلمهای سفارشی در سینمای این کشور دارد حاکمیت می‌کند. انواع و اقسام فیلم‌های سفارشی داریم که یکی از مهم‌ترین جاهایی که سینمای ایران را سفارشی کرده جشنواره های جهانی است.

وی ادامه داد: یکسری دیگر از سفارش دهنده‌ها، بعضی از محافل نخبگانی هستند. سینمای ایران نسبت به سایر کشورها هنر کم‌خرجی است چرا که عمده بودجه از دولت می‌آید و طرف بدون اینکه بخواهد دست در جیبش کند، می‌تواند برود با فلان مدیر دولتی ارتباط برقرار کند و چند صد میلیون پول بگیرد و بعد ببیند که فلان مجله سینمایی چه نوع فیلمی را دوست دارد.

وی ادامه داد: نوع دیگر سفارش‌هایی است که شرکت‌ها می‌دهند، مثلا شرکت فرش و ده نفر می‌آیند پای کار و اصلا هم فکر نمی‌کنند سفارشی سازی است و دو‌ن شان هنرمند است و سرشان بالا می گیرند و ده تایی راجع به فرش فیلم می‌سازند.ولی اگر یکی به همین افراد بگوید بیائید راجع به خون‌هایی که برای استقلال و آزادی این مملکت ریخته شده فیلم بسازید، می‌گویند ما سفارشی ساز نیسیتم!

سردبیر مجله «راه» گفت: یک جریان سفارشی‌ساز دیگر هم، اسلام ظاهرگرا است که پایگاه اصلی آن در تلویزیون است و بزرگ‌ترین نمادی که از اسلام می‌شناسند، مادر بزرگی است که ته یک اتاق نشسته است و سجاده‌اش پهن است!‌ این اسلام ظاهرگرای منهای عدالت، اسلامی که روح دین را ندارد، عدالت‌خواهی درش نیست، اسلام انجمن حجتیه، این اسلام متأسفانه در بسیاری از مدیران فرهنگی ما، ریشه دوانده است و نسبتی با آن اسلام که در پیام مهجور حضرت امام(ره) به هنرمندان عنوان شد، ندارد. این اسلامی است که سفارش می‌دهد و برایش فیلم ساخته می‌شود.

* خطوط قرمزی کشیده‌اند تا سینمای ایران به سمت انقلاب نرود

وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: مشکل دیگر خطوط قرمزی است که ما در سینمای ایران داریم و یک خطوط قرمزی داریم که باید شکسته بشوند. این بحثی که در قبال خطوط قرمز در برخی محافل مطرح می‌شود در مقبال خطوط قرمزهایی که من به آنها اشاره می‌کنم مسخره است. سال‌هاست و شاید بیش از دو دهه است که ما دچار یک خطوط قرمزی در سینمای کشورمان شدیم که این خطوط قرمز نگهبانانی دارد که به شدت مراقب هستند تا مبادا ذره‌ای از آن عدول شود. خطوط قرمزی دور سینمای ایران کشیده‌اند که سینماگر ما به سمت انقلاب نرود. اگر سینماگر بخواهد دست از پا خطا کند، به سمت انقلاب اسلامی برود، به سمت ارزش‌های نظام برود بلافاصله نگهبانان تیزهوش و شب بیدار این خطوط قرمز، سر و صدای‌شان بلند می‌شود و با انواع و اقسام شگرد‌ها تلاش می‌کنند تا اجازه ندهند یک چنین اتفاقی بیافتد.

صد فیلم در سال ساخته می‌شود، در طی دو دهه صدها فیلم ساخته شده است اما به تعداد انگشتان یک دست ما فیلم درست و حسابی راجع به انقلاب اسلامی نداریم.این جالب نیست؟!. و بعد ادعا می‌کنیم ما جزو ده کشور برتر جهان هستیم.

وی اظهار داشت: اساس سینما درام است و در انقلاب ما اساسی‌ترین چیزی که داریم ماجرا است. انقلابی که فراز و فرود‌های بسیاری در طی این 30 سال داشته است.چرا سینما به سمت این‌ها نمی‌رود؟!. کدام خطوط قرمزی کشیده شده است دور فیلمسازان ما که اجازه ورود به این‌ها را نمی‌دهند؟ خطی دور سینماگران ما است که از «آژانس شیشه‌ای» برسند به «به رنگ ارغوان»، از «لیلی با من است» برسند به «همیشه پای یک زن در میان است»، از «بچه‌های آسمان» برسند به «بید مجنون» که اگر ما حتی اصلا قضاوت ارزشی هم نکنیم و از لحاظ کارگردانی قضاوت کنیم، پسرفت سازندگان این فیلم‌ها را ببینیم.

وی گفت: ما هر موقع که به طرف انقلاب رفتیم و به طرف مضامین ناب مردمی انقلاب اسلامی رفتیم هم در هنرمان پیشرفت کردیم و به قله‌ها رسیدیم و هم با اقبال عمومی مواجه شدیم، اما شما می‌بینید که جریان دیکتاتوری روشنفکری کشور یک خطوط قرمزی، ایجاد کرده که کسی نمی‌تواند سراغ این‌ها برود.

جلیلی گفت: ممیزی فقط این نیست که مسئولی در وزارت ارشاد بگوید یک فیلم را کم یا زیاد کنند.

این منتقد و کارشناس در ادامه این پرسش را مطرح کرد که چرا درباره آلنده فیلم ساخته شده اما سینمای ایران، فیلمی درباره شهید رجائی نساخته و چرا جریان سینمای روز ایران به گونه‌ای رقم خورده که فیلمی درباره حزب‌الله لبنان ساخته نشود...

مسعود ده‌نمکی گفت: من فکر می‌کنم الان غریبه نوازی و اپوزوسیون نوازی به یک درد مبدل شده است. من فکر می‌کنم اگر قرار است بگوئیم ده فیلم رفع‌توقیف شده‌اند، در مقابل باید 100 تا 200 فیلم متناسب با آرمان‌ها تولید شوند.

* مردمی که رأی داده‌اند، توقع دارند تا عمل به آرمان‌ها عملیاتی شود

«مسعود ده‌نمکی» در این برنامه گفت: من فکر می‌کنم توقعی که از دوستان است خیلی بالاست و متناسب با شعارهای داده شده است، یعنی تحول، ما می‌توانیم، عدالت و .. این‌ها شعارهایی است که دوستان در قالب دولت و قبلا در قالب هیات مطرح می‌کردند و حالا در مرحله عمل باید امتحان پس داده شود. و این بحثی است که همه ما باید با هم کمک کنیم تا یک تحول اساسی روی بدهد.

کارگردان «اخراجی‌ها» گفت: دولت‌ها می‌آیند و می‌روند اما آن چیزی که از آنها باقی می‌ماند، خروجی و بنایی است که نهاده می‌شود. من فکر می‌کنم براساس شعارهایی که داده می‌شد در حوزه سینما توقع یک تحول اساسی می‌رود. حالا اگر در پایان این چهار سال این اتفاق افتاد می‌توانیم بگوئیم که دوستان موفق عمل کرده‌اند. اما اگر این کارنامه مثبت نبود می‌شود گفت که شعارهای خوبی داده شد در عمل اجرایی نشد. حالا اینکه چرا عملی نشد آسیب‌شناسی جدی می‌خواهد که نگرانی آقای اردکانی، یک نگرانی مقدسی است که تنها مختص به ایشان نیست. و اصلا این نگرانی تنها در زمینه سینما نیست.

وی ادامه داد: مردمی که رأی داده‌اند از همه از رئیس جمهور گرفته تا دیگران توقع دارند تا عمل به این آرمان‌ها عملیاتی شود و کوچک‌ترین اشتباه در معرض قضاوت و زیر ذره بین خواهد رفت، چون از دو طرف تحت فشار هستند. از یک طرف رقبا که نمی‌خواهند اتفاق جدیدی بیافتد و از یک طرف رفقا که توفقات زیادی دارند و این توقعات ایجاب می‌کند تا دوستان شتاب به خرج بدهند.

* اگر قرار است ده فیلم رفع‌توقیف شده‌اند، باید 100 تا 200 فیلم متناسب با آرمان‌ها تولید شوند

وی اظهار داشت: دوستان در همین جشنواره همه جور حسن نیت را به خرج دادند اما آیا وقتی فضا تغییر کند باز هم این حسن نیت وجود خواهد داشت؟!.

وی ادامه داد: من فکر می‌کنم الان غریبه نوازی و اپوزوسیون نوازی یک درد شده است. من فکر می‌کنم اگر قرار است بگوئیم ده فیلم رفع‌توقیف شده‌اند در مقابل باید 100 تا 200 فیلم متناسب با آرمان‌ها تولید بشوند. و اگر این اتفاق کفه دوم ترازو نیافتد بسیار خطرناک خواهد بود و باعث نا امیدی کسانی خواهد شد که به این دوستان امید بسته‌اند.

* روزمره‌گی خطری است که به نوعی مسئولین ما را تهدید می‌کند

این کارگردان ادامه داد: توقعی که از دوستان در حوزه سخت‌افزاری و نرم افزاری سینما می‌رود این است که بتوانند این تحول را در پایان دوره چهارساله خود ایجاد کنند اما اگر اتفاق نیافتد، حتی اگر 50 فیلم ارزشی هم ساخته بشوند اتفاق خاصی نخواهد افتاد. من فکر می‌کنم روزمره‌گی خطری است که به نوعی مسئولان ما را تهدید می‌کند. بحث تولید و اکران یک بحث روزمره‌ است در حالی که من معتقدم دوستان باید دو تیم بشوند، یک تیم باید وارد حوزه‌های اجرایی بشوند و یه بخشی هم باید وارد مسایل استراتژیک بشوند.

سجادپور: جای فیلم‌های تفکربرانگیز سالم در سینمای ایران خالی است

رئیس اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی گفت: میز سینمای ایران از آثار تفکر برانگیز سالم خالی است و این حرفی است که من ده سال پیش، 5 سال پیش و یکسال پیش می‌زدم و همین امروز هم آن را عنوان می‌کنم.

رئیس اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی گفت: ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در وسط میدان و عرصه تقابل جهانی حضور داریم و اینجا جایی نیست که ما سلاح مهم این عرصه را فراموش کنیم و یا تغافل کنیم.

وی افزود: اگر کسی بخواهد ما را به سمت تغافل از این سلاح ببرد، خواسته یا ناخواسته، به ما ضربه می‌زند و خیانت می‌کند.

سجادپور گفت: من این توصیه را دارم همانطور که مدیران ارشد کشور و در رأس‌شان رهبر معظم انقلاب توجه ویژه‌ از نوع توسعه و پیشرفت

اولا به عرصه فرهنگ و ثانیا به موضوع سینما دارند، و بعد، نفر اول اجرایی کشور (ریاست جمهوری) این نگاه توسعه‌ای را دارند، می‌خواهم بگویم که همه ارکان جامعه که توجه دارند به مصلحت‌های نظام و آن چیزی که خون‌های زیادی به پایش ریخته شد تا برقرار بماند، مقوله سینما را باید حتما جدی بگیریم.

* سجادپور: چرا یک عده می‌خواهند نظام از سلاح سینما محروم باشد؟!

در بخش دیگری از این نشست، سجادپور در پاسخ به این سوال که شما قبل از پذیرش مسولیت به وجود مافیا در سینمای ایران اعتقاد داشتید و آیا همچنان بر روی حرف خود هستید یا خیر؟ گفت: چه در صحبت‌های بنده در سال‌های گذشته و هم دیگر اعضای تیم جدید مدیریت سینمای کشور این نکته مهم است که ما روی کلان نگری سینما تاکید داشتیم که 1- سینمای موجود ما در شأن مردم ما نیست. همیشه این را گفته‌ایم و اگر خلاف آن را دیدید بگوئید. در همین مدت که مسئولیت اجرایی سینما را به عهده داریم، سعی می‌کنیم دیگر از آسیب‌ها چیزی نگوئیم و باید در عمل نشان بدهیم. اگر شما الان از من تحلیل سینمایی بخواهید من سعی می‌کنم کمتر بیان کنم بلکه می‌گویم یکسال آینده نتیجه کار ما را خواهید دید.

وی ادامه داد: من قاطعانه عرض می‌کنم یک مورد هم در صحبت‌های ما نمی‌توانید پیدا کنید که با رفتار ما تعارض داشته باشد. به خاطر اینکه ما همیشه باید سینمای‌مان را فراتر از جزئیات محدود ببینیم و سینما را باید در یک کلیت بزرگ ببینیم. خیلی برای منجالب است که دائما بعضی‌ها می‌خواهند حواس نظام را به چند چیز معطوف کنند که ته ته آن، این است که ما اسلحه سینما را بگذاریم زمین. چرا یک عده می‌خواهند نظام از سلاح سینما محروم باشد؟! در حالی که اتفاقا ایران یکی از کشورهایی است که زیر ساخت خوبی در سینما دارد. بنابراین سینمای ایران وقتی جزو ده کشور برتر است چرا یک عده اصرار دارند تا آنرا درگیر جزئیات کنند تا به کلیات مهم نرسیم؟

سجادپور ادامه داد: آن جزئیات چه بود؟ یکی این که خطوط قرمز بسیار بسیار زیاد به جایی رسانده بود موضوع را که عملا موجب ایجاد یک شکاف جدی بین سینماگران و نظام شده بود. ما در صحبت مقام معظم رهبری با سینماگران در سال 85 که بارها پخش شد و کدگذاری شد مشخصا می‌فرمایند که سینما باید وارد مباحث انتقادی اجتماعی شود و مسایل مردم را مطرح کند و سینماگران نیز مباحث مربوط به مردم را نشان دهند. این جزئیات همان مسایلی است که نپرداختن به آن می‌تواند تمام سیستم را از مسایل کلان منحرف کند.

* خطوط قرمز ما چرا اینقدر زیاد بود که سینمای ما را تبدیل به یک سینمای پاستوریزه کرد؟

وی در این برنامه گفت: خطوط قرمز ما چرا اینقدر زیاد بود که سینمای ما را تبدیل به یک سینمای پاستوریزه کرد؟ سینمایی که آن‌وقت در روی میز سینما همه خالی است اما دو طرفش یک چیزهایی ریخته است. در یک طرف میز سینما انواع اثار سطحی، مبتذل و پوچ ریخته است که صرف سرگرمی هستند و تازه این هم نیستند. و آن طرف میز هم آثار تفکر برانگیز منحرف هستند که اصلا موضوع را غلط دیده بودند و آدرس غلط به مخاطب می‌دهند. این وسط میز سینمای ایران خالی بود از چه آثاری؟ از آثار تفکر برانگیز سالم خالی است و این حرفی است که من ده سال پیش، 5 سال پیش یکسال پیش و همین امروز من می‌زنم.

نکته دوم این است که ما باید خطوط قرمز را روشن کنیم. اما برخی آنقدر خطوط قرمز را زیاد می‌کنند تا خط قرمز اصلی پایمال شود. وقتی شما می‌گوئید دغدغه یعنی چه؟ سینمای فعال، جسور و نقد کننده یعنی چه؟، یعنی دارید نزدیک می‌شوید به یکسری خطوط. حالا اگر یکسری از مدیران اینقدر در این خطوط زیاده‌روی کرده باشند و سخت‌گیری کنند، دیگر فاتحه سینمای دغدغه متفکر اجتماعی خوانده است.

وی اظهار داشت: خطوط قرمز چیست؟ آیا ما خطوط قرمز نداریم. بعضی‌ها می‌گویند ما خطوط قرمز را کنار گذاشته‌ایم. من اصلا از این حرف تعجب می‌کنم مگر می‌شود شما فکر داشته باشید و خط قرمز نداشته باشید؟!. خطوط قرمز را همه دارند اما بحث اینجاست که خطوط قرمز را مشخص کنیم. خطوط قرمز ما دو چیز است و اصلا همیشه دو چیز باید می‌بود. اول خط قرمز اخلاقی و دوم خط قرمز اعتقادی است. فیلمی که می‌آید به اصول و ارکان اعتقادی ما توهین می‌کند، شرعا و عرفا وظیفه ما این است که کاملا جلوی آن بایستیم. اما واقعا سوال من این است که نقد یک شخصیت، نقد یک قشر، نقد یک موضوع اجتماعی کجایشان خط قرمز است و چه کسی گفته است این‌ها خط قرمز هستند؟! در سختگیرانه‌ترین حالت، زرد و صورتی هستند.

*سجادپور: برج‌عاج نشین‌هایی که بر رانت‌های سینما چنبره زده بودند، باید از برج عاج پائین بیایند

وی در ادامه این برنامه درباره رفع‌توقیف‌های سینمای ایران گفت: پای هر چه به صراحت و شفافیت گفته شده می‌‌ایستیم. اینکه فیلم‌های توقیفی را مطرح می‌کنند و می‌گویند راهی برای رسیدن به سینمای آرمانی است، از کجای حرف‌های ما در آمده است؟. ما نگاه به آینده داریم اما زخمی از گذشته مانده است که نمی‌توان به آن بی توجه بود و باید کمی به این زخم بپردازیم اما این ما را از نگاه به آینده دور نخواهد کرد. پس این یک مقدار بی انصافی عامدانه است که دوستان سرباز رقبا می‌شوند. ما به صراحت و شفافیت اعلام کرده‌ایم که ژانر‌های مورد نظر ما چیست. ژانر‌های مورد نظر ما پرداختن به موضوع جنگ نرم است. جنگ نرم موضوع مهمی است برای ما. سینمای اخته پاستوریزه اصلا فکر پرداختن به جنگ نرم را می‌تواند بکند؟!.

وقتی می‌گویم جنگ نرم، یعنی ما به سینمای فعال علاقه مندیم اما سینمای فعال، جسور و حافظ منافع ملی دارای چه شرایطی است؟. یکی از تحول‌هایی که در سینما مد نظر داریم این است که برج‌عاج نشین‌هایی که بی‌دلیل چنبره زده بودند بر رانت‌های سینما باید از برج عاج پائین بیایند. در عین حال افراد منزوی شده و آنهائی که به ناحق در ته صف قرار گرفته‌اند و دست‌شان از این رانت‌ها خالی بوده است، باید بیایند جلو. اینها فریز شده‌اند و نیروهایی هستند که در عین ظرفیت، استعداد و انگیزه فریز شده‌اند و یک فرصت می‌خواهند تا اطراف‌شان را گرم کنیم. در عین حال استعداد و نیروهای و خون تازه را باید به بدنه سینمای ایران تزریق کنیم. البته همین خون تازه هم جای بحث دارد. جرایاناتی به عنوان خون تازه در سینمای ایران در سال‌های گذشته سرریز شدند که اتفاقا خسارات زیادی را برای همین سینما ایجاد کردند. کسی که هنوز غوره نشده، مویز می‌شود و سر از خارج در می‌آورد و بیانیه‌های سیاسی صادر می کند. این خون تازه بود اما مسموم و خون مسموم بدتر طرف را می‌کشد. ما خون تازه سالم می‌خواهیم.

در این برنامه «سجادپور» از تلاش دو سال پیش «جواد شمقدری» برای رفع توقیف فیلم «درباره الی...» دفاع کرد و گفت: موفقیت این فیلم در جشنواره برلین چند روز پس از اهدای سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در جشنواره فیلم فجر، موجب شد تا نقشه‌ همه رسانه‌هایی که برای تخریب مدیران فرهنگی و سیاسی ایران لحظه‌شماری می‌کردند، در هم ریخته شود.

وی همچنین چندین بار در این برنامه تأکید کرد که رفع توقیف «به رنگ ارغوان» نشان می‌دهد نگرانی آنها که رأی به عدم نمایش این فیلم داده‌اند، درست نبوده چرا که نمایش این فیلم برای مردم، نه تنها توفان که نسیم هم ایجاد نکرد.

منبه ما : http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=46407


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در شنبه 88/12/22 و ساعت 10:21 صبح | نظرات دیگران()

تجمع حامیان موسوی برای آزادی بمب گذاران در دانشگاه نوشیروانی بابل

خبرنامه دانشجویان ایران: اعضای انجمن غیر دانشجویی بابل صبح امروز در تجمعی خواستار آزادی بمب گذاران در دفتر مدیریت این دانشگاه شدند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، ساعت 11 صبح امروز در دانشگاه انوشیروان بابل 40 نفر از اعضای انجمن اسلامی منحله این دانشگاه تجمعی را مقابل مسجد دانشگاه برگزار کردند.

حاضرین در تجمع که عمدتا نشانه های سبز به همراه داشتند و شعارهایی در حمایت از موسوی سر می دادند خواستار آزادی افرادی شدند که در تیرماه قصد بمب گذاری در دفتر رئیس دانشگاه علوم پزشکی را داشتند.

این تجمع که حدود یک ساعت طول کشیده است در انتها باریزش شدید مواجه شده بود و عمده افراد برای صرف غذا تجمع را ترک کرده بودند.

لازم به ذکر است  "نیما. ن"، "علی. ت"، "محسن. ب"، "ایمان. ص"، "حمید. ج"، "سیاوش. س"، "حسام الدین. ب" از دانشجویان صنعتی نوشیروانی و "محمد. ا" از دانشجویان محصل در دانشگاه پیام نور مازندران بوده اند که با همکاری دو تن از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بابل سناریوی تخریب فضای سلامت در این دانشگاه را دنبال می کردند که در تیرماه قصد بمب گذاری در دانشگاه علوم پزشکی بابل را داشتند.

 منبع ما : http://www.iusnews.ir/news/34-other/8293-1388-12-17-08-31-23.html


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در جمعه 88/12/21 و ساعت 11:38 صبح | نظرات دیگران()
یک استاد فلسفه: سخن غالب در آینده جهان، سخن احمدی نژاد است

اکبر جباری گفت: معتقدم علوم انسانی مدرن دیگر توانایی بررسی و تحلیل رویدادهای جهانی را ندارد و ادبیات سیاسی جهان به سمت هم سخن شدن با رییس جمهور اسلامی ایران می رود و سخن غالب در آینده سخن احمدی نژاد است. جهان به سرعت در حال احمدی نژادی شدن است. بنده "سخن" را معادل کلمه "دیسکورس"‌ می گیرم.

به گزارش ایرنا، دکتر اکبر جباری در دوازدهمین جلسه از سلسله نشست های جامعه اسلامی دانشجویان تحت عنوان "در جستجوی عمار" با موضوع جستارهای نظری پیرامون علوم اسلامی گفت: من عمیقا معتقدم جهان با سرعت زیادی در حال تغییر سخن است.

این استاد دانشگاه افزود: حوادث تاریخی در حال دگرگونی است. من معتقدم در حوادث قبل و پس از انتخابات یک چیز کاملا نمایان بود و آن عدم پاسخگویی تحلیل های جامعه شناختی، روانشناسی و حتی فلسفی ازاتفاقات بود. یعنی علوم انسانی موجود در تحلیل این وقایع کم آورد.

نویسنده کتاب "پرسش از وجود" گفت: وقتی فیلسوفی مثل ژیژک در تحلیل شرایط ایران در حد سخنگوی وزارت امور خارجه یک کشور غربی تنزل پیدا می کند، این به معنای پایان نگاه موجود اندیش فلسفی غرب به جهان است.

نویسنده کتاب "اقبال در آیینه اشعارش" افزود: طبیعی است وقتی تحلیل پایان بیابد و کم بیاورد، رگ گردن نمایان می شود. درگیری های ماه های اخیر نشان دهنده همین امر است. البته این فضا پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران هم به وجود آمد. یعنی وقتی غرب از تحلیل انقلاب اسلامی ناتوان شد، به درگیری ومقابله کوربا پدیده انقلاب متوسل شد.

جباری گفت: غرب حق داشت از انقلاب عصبانی باشد چرا که، نه آن را فهم کرد و نه در پارادایم او چنین اتفاقی افتاده بود. اما همین عدم فهم برای آنها شروع یک پایان درد ناک بود. دنیای سکولار لیبرال غرب فهمید در جغرافیای دیگری اتفاقی افتاده است که او از تحلیل آن عاجز است.

نویسنده کتاب "درباره شعر" تصریح کرد: به همین دلیل بروز کردن عصبانیت بعد از انتخابات هر چند دردناک بود ولی برای من امری عادی به نظر آمد. تمام تحلیل گران غرب زده درایران با تمام امکانات رسانه ای و سیاسی وارد صحنه انتخابات می شوند تا در مقابل احمدی نژاد به ایستند اما شکست می خورند و عاجز از تحلیل به سراب افسانه تقلب رو می آورند.

این استاد فلسفه افزود: سخن غالب در آینده سخن احمدی نژاد است. هر چند ماهیت دوره بعد برمن معلوم نیست. اما به خوبی می توان مشاهده کرد که ادبیات سیاسی جهان به سمت هم سخن شدن با رییس جمهور اسلامی ایران می رود.

نویسنده کتاب "پدیدارشناسی فرهنگ" توضیح داد: بنده سخن را معادل کلمه "دیسکورس"‌ می گیرم. بنده عمیقا معتقدم جهان در حال گذار به دوران دیگری است.

دکتر جباری عدم قدرت تحلیل درعلوم انسانی مدرن را به معنای پایان یافتن سیطره این علوم دانست.
این استاد فلسفه در پایان گفت: حال این شرایط خوب است یا بد، باید به نظاره نشست. به نظر من ظهور حق در فراسوی نیک و بد، معنا می شود.

لازم به ذکر است این نشست به همت جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه های تهران برگزارشد.

منبع ما : http://rajanews.com/detail.asp?id=46367


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در پنج شنبه 88/12/20 و ساعت 7:13 عصر | نظرات دیگران()
سردار عراقی:
اظهارات پترائوس نشان‌دهنده حاکمیت اوباش بر نهادهای سیاسی آمریکاست

خبرگزاری فارس: جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه، آمریکا را عامل اوباش‌گری‌های سال‌های گذشته در خاورمیانه بویژه عراق و افغانستان و حامی اصلی اوباش‌هایی چون شرور ریگی و سایر گروه‌های راهزن و آدمکش خواند.


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی سپاه، سردار عبدالله عراقی جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه اظهارات اخیر فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه را نشانه حاکمیت یافتن اوباش‌ها بر نهادهای تصمیم‌گیری سیاسی در آمریکا دانست.
وی تصریح کرد: اظهارات سخیف و وقیحانه سرکرده نظامی مفلوک و شکست‌خورده آمریکا در منطقه خاورمیانه، نشان می‌دهد سطح سیاست خارجی آمریکا تا چه حد تنزل کرده است.
جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران اظهارات ژنرال پترائوس را نشانه آن دانست که "یانکی‌ها سیاستگذاری و تعیین سرنوشت مردم آمریکا را به جای عقلا در دست گرفته‌اند و در بهترین فرض حتی سررشته امور از دست مدعیان سیاست "تغییر " نیز خارج شده و در دست یانکی‌های اوباش قرار گرفته است. "
سردار عراقی آمریکا را عامل اوباش‌گری‌های سال‌های گذشته در خاورمیانه بویژه عراق و افغانستان و حامی اصلی اوباش‌هایی چون شرور ریگی و سایر گروه‌های راهزن آدمکش خواند و گفت: آمریکا اوباش‌ترین رژیم دنیا یعنی رژیم صهیونیستی را حمایت می‌کند.
جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه افزود: آمریکا به خاطر استیصال در سیاست و دیپلماسی رو به ترور و آدم‌کشی و اوباشگری آورده و اظهارات فرمانده آمریکایی نشان دهنده از کنترل خارج شدن دستگاه دیپلماسی آمریکا در پی شکست‌های متوالی این کشور و سیاست‌هایش در جهان و منطقه به ویژه لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان است.
منبع ما :
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8812191584


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در پنج شنبه 88/12/20 و ساعت 10:29 صبح | نظرات دیگران()
مشاور معاون پارلمانی رییس جمهور در گفت وگو با فارس خبر داد:
رایزنی دولت با مجلسیها برای اختصاص 35 هزار میلیارد تومان برای هدفمند کردن یارانه ها

خبرگزاری فارس: مشاور معاون پارلمانی رییس جمهور گفت: براساس توافقات صورت گرفته با رئیس، هیأت رئیسه و نمایندگان مجلس، با اختصاص رقمی بین 30 تا 35 هزار میلیارد تومان برای اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها موافقت می شود.


ایرج ندیمی در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس اظهارداشت: حقیقت این است که در پایان شب گذشته (سه شنبه)، رئیس مجلس اشاره داشت به اینکه تدبیر جدیدی در خصوص یارانه ها اندیشه خواهد شد.
وی افزود: در همین راستا،‌ امروز (چهارشنبه) مذاکراتی با رئیس و اعضای هیأت رئیسه مجلس صورت گرفت که بر همین اساس، قبل از پایان بحث بررسی بودجه، در راستای مسایل مربوط به افزایش رقم 20 هزار میلیارد تومان تصمیم خواهیم گرفت.
مشاور معاون پارلمانی رییس جمهور اضافه کرد:با توجه به هماهنگیهایی که با اعضای هیأت رئیسه و نمایندگان به عمل آمده، این امید وجود دارد که ما به بخش بیشتری نزدیک به 40 هزار میلیارد تومان دست یابیم.
وی با بیان اینکه امروز نمایندگان دو پیشنهاد در این خصوص داشتند گفت: امروز دو رقم 30 و 35 هزار میلیارد تومان از سوی نمایندگان پیشنهاد شد که قطعاً با توجه به توافقات و نظر اعضای هیأت رئیسه و نمایندگان مجلس، امکان افزایش مصوبه فعلی وجود دارد.
ندیمی افزود: بر این اساس، امیدواریم که رقم پیشنهادی که رقمی بین 30 تا 35 هزار میلیارد تومان است، به تصویب نمایندگان برسد.

منبع ما : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8812191623


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در پنج شنبه 88/12/20 و ساعت 10:28 صبح | نظرات دیگران()
فرانس پرس:
هدف از تولید پژو 207 در ایران مقابله با تحریم بنزین است
پارسانیوز NewsPasra: پیر فوره نماینده شرکت خودروسازی پژو در ایران نیز گفته است که پژو قصد دارد با آغاز تولید پژو 207 آی در ایران، بازار خود را در کشورمان توسعه دهد.

خبرگزاری فرانسه در گزارشی به ورود خودروی پژو 207 آی به کشورمان پرداخته است.

 

به گزارش پارسانیوز NewsPasra، بنا بر اعلام فرانس پرس، شرکت خودروسازی دولتی ایران اتومبیل پژو 207 آی را برای بازار داخلی رونمایی کرد. این خودرو نمونه ساخت داخل پژو 207 فرانسه است.

 

"پژو 207 آی از آغاز سال آینده ایرانی تولید و به بازار عرضه خواهد شد."

 

فرانس پرس با اشاره به سخنان علی اکبر محرابیان وزیر صنایع و معادن در مراسم رونمایی از پژو 207 آی که گفته بود : ما تصمیم گرفتیم پژو 207 را با مصرف سوخت پایین تولید کنیم زیرا درصورت اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها به چنین خودروهایی نیاز خواهد بود"، نتیجه گیری کرد که با توجه به اینکه کشورهای غربی در تلاش برای اعمال تحریم های جدید علیه ایران هستند، ممکن است واردات بنزین به ایران را هدف قرار بدهند.

 

به گفته فرانس پرس، 60 درصد از قطعات خودروی پژو 207 آی ساخت داخل است و تا سالهای آینده این میزان به نود درصد افزایش می یابد.

 

پیر فوره نماینده شرکت خودروسازی پژو در ایران نیز گفته است که شرکت پژو قصد دارد با آغاز تولید پژو 207 آی در ایران، بازار خود را در این کشور توسعه دهد.

منبع ما : http://www.newsparsa.com/fa/pages/?cid=2482


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در چهارشنبه 88/12/19 و ساعت 7:43 عصر | نظرات دیگران()

پرسش و پاسخ در رابطه با " دجال "    

سوال: این که می گویند وقتی امام زمان(عج)می آید ایشان با شمشیر می جنگد و تمام سلاحهای پیشرفته دنیا از کار می افتد چگونه است؟می گویند دجال سوار بر الاغ است،یک چشم دارد ،یک کوه از پشت سر او و یک کوه در جلوی او حرکت می کند .سید خراسانی یا فردی به نام سفیانی می آید و...آیا اینها واقعیت است یا نوعی تشابه و نماد است؟یکی از دوستان می گفت در یکی از سایتهای اینترنت با 4 دلیل نوشته اند که بوش همان دجال است آیا سند معتبری برای قبول این موضوع وجود دارد؟سید خراسانی کیست آیا می توان پنداشت که همان رهبر شیعیان جهان حضرت آیت الله خامنه ای است یا خیر؟
 پاسخ: دجّال از ریشه‏ی «دجل» به معنای دروغگوی حیله‏گر است.
اصل داستان دجّال در کتابهای مقدس مسیحیان آمده است، (رساله یوحنّا، باب 2، آیه 18 و 22). در انجیل این واژه بارها به کار رفته و از کسانی که منکر حضرت مسیح باشند و یا «پدر و پسر» را انکار کنند به عنوان دجال یاد شده است به همین جهت در ترجمه انگلیسی کتاب‏های مقدس مسیحی واژه آنتی کریست (Anti christ) یعنی ضد مسیح، به کار رفته است.
در روایات زیادی از اهل سنّت، خروج دجّال از نشانه‏های برپایی قیامت دانسته شده است، (سنن ترمذی، ج 4، ص 507 تا 519، سنن ابی داود، ج 4، ص 115، صحیح مسلم، ج 18، ص 46 تا 81). و روایات اسلامی در مورد دجّال و توصیفات آن، همین روایات اهل سنّت است.
در کتب روائی شیعه، تنها دو روایت در مورد خروج دجّال به عنوان یکی از علائم ظهور حضرت مهدی آمده است، (کمال‏الدین صدوق، ص 525، 526)، که هیچکدام از این دو روایت از نظر سند معتبر و قابل قبول نیست. بنابراین، از نظر منابع شیعی، دلیل معتبری بر این که خروج دجّال یکی از علائم ظهور باشد، وجود ندارد. اما در عین حال با توجه به روایات زیادی که در منابع اهل سنّت آمده است، احتمال این که اصل قضیه دجّال به طور اجمال، صحت داشته باشد؛ وجود دارد و امر ممکنی است. لکن به فرض این که اصل قضیه دجّال صحت داشته باشد، اما بدون تردید بسیاری از ویژگی‏هایی که برای آن بیان شده است به نظر می‏رسد افسانه‏هایی بیش نیست. بنابراین اصل قضیه دجّال را به عنوان امری محتمل و ممکن بعید نیست بپذیریم. حال به فرض پذیرش این سؤال مطرح است که مقصود از دجّال چیست؟
دو احتمال اساسی در این زمینه وجود دارد:
1. با توجه به معنای لغوی دجال، مقصود از آن، نام شخصی معینی نباشد. بلکه هر کسی که با ادعاهای پوچ و بی‏اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله‏گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است.
بر این اساس، دجّال‏ها متعدد خواهند بود. وجود روایاتی که در آن سخن از دجّال‏های متعدد رفته است، این احتمال را تقویت می‏کند. (همان روایات موجود در کتب اهل سنت که در مورد دجّال آمده است). مانند: «قال رسول الله(ص): یکون قبل خروج الدجال نیّف علی سبعین رجالاً؛ پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال، خروج خواهد کرد»، (کنزالعمال، ج 14، ص 200).
بنابراین احتمال، در حقیقت قضیه دجال بیانگر این مطلب است که در آستانه انقلاب امام مهدی، افراد فریب‏کار و حیله‏گری برای نگهداشتن فرهنگ و نظام جاهلی، همه تلاش خود را به کار گرفته و با تزویر و حیله‏گری مردم را نسبت به اصالت و تحقق آن انقلاب و استواری رهبری آن دلسرد و یا دو دل کنند. اینکه در همین روایات تأکید شده است: «هر پیامبری، امت خویش را از خطر دجّال بر حذر داشته است»، خود تأییدی دیگر بر همین احتمال است که مقصود از دجّال، هر شخص حیله‏گر و دروغگویی است که قبل از خروج حضرت مهدی(ع) در صدد فریب مردم است.
2. دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر همه جهان باشد.
استکبار با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی و صنعتی و فنی عظیمی که در اختیار دارد سعی می‏کند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده خود کند بر این اساس، اینکه پیامبران امتهای خود را از فتنه دجال بیم داده‏اند، «ما بعث الله نبیّا الاّ و قد انذر قومه الدجال...؛ هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر آن که قومش را از فتنه‏ی دجال بر حذر داشت»، (بحارالانوار، ج 52، ص 205). در حقیقت آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه حاکمیت طاغوت و استکبار جهانی برحذر داشته‏اند. پس احتمال می‏رود منظور از دجال با آن شرایط و اوصافی که در این روایات برای او شمرده شده همان استکبار جهانی باشد. مثلاً در اوصاف دجال گفته شده «کوهی از طعام و شهری از آب به همراه دارد» کنایه از امکانات عظیم و گسترده‏ای که استکبار در اختیار دارد.
برای آگاهی بیشتر ر.ک:
1. چشم به راه مهدی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات قم، جمعی از نویسندگان، ص 289.
2. دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص 223
در این راستا نکاتی است که باید در نظر گرفت:
1) کلمه «سیف» که در روایات آمده، کنایه از مطلق سلاح می باشد. چنان‏که در بسیاری موارد چنین کاربردی دارد.
2) آنچه مسلم است سلاح‏های موجود دنیا به گونه‏ای است که نابود کننده هر کسی است که در برد مؤثر آن باشد در حالی که سلاح امام زمان «عج» و یارانش تنها انسان های تبهکار و فاسد و بی‏ایمان را از بین می‏برد و خوبان از گزند آن در امانند. اما این که این ویژگی چگونه به دست می‏آید بر ما پوشیده است می‏توان احتمال داد که آن حضرت به سلاح فوق مدرنی دست می یابند که چنین کاربردی دارد و سلاح‏های دیگران در برابر آن ناتوان است و کارایی چندانی ندارد و نیز ممکن است سلاح جدیدی توسط آن حضرت به کار گرفته نشود و با سلاح هایی ابتدایی به نبرد برخیزند و اراده الهی بر از کار افتادن دیگر سلاح‏ها تعلق گیرد.
در برخی از روایات خروج خراسانی در کنار ذکر خروج یمانی به عنوان علائم ظهور ذکر گردیده است(به عنوان نمونه نگاه کنید به بحارالانوار، ج 52، ص 210 و 274.
). هر چند خروج یمانی از علائم حتمی ظهور شمرده شده، ولی حتمی بودن خروج خراسانی به عنوان نشانه‏ی ظهور معلوم نیست. افزون بر این در بعضی روایات خراسانی به عنوان ساقط کننده حکومت بنی‏عباس مطرح شده(بحارالانوار، ج 52، ص 234.
) که در این صورت بر ابومسلم خراسانی تطبیق می‏شود.
به هر صورت تطبیق خراسانی بر مقام معظم رهبری شاهد معتبری ندارد، علاوه بر این که شخصیت خراسانی برای ما معلوم نیست و در بعضی روایات یمانی برتر از آن معرفی شده است(بحارالانوار، ج 52، ص 210)

http://www.khademnews.com/fulltext_news.php?news_id=3464


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در چهارشنبه 88/12/19 و ساعت 7:25 عصر | نظرات دیگران()
 
میرتاج‌الدینی تشریح کرد:
دلایل دولت برای درآمد 40 هزار میلیاردی حاصل از یارانه‌های هدفمند در سال 89

خبرگزاری فارس: معاون پارلمانی رئیس‌جمهور طی یادداشتی خطاب به نمایندگان مجلس، دلایل دولت برای پیش‌بینی آزادسازی 40 هزار میلیاردی حاصل از یارانه‌های هدفمند در سال 89 را تشریح کرد.


به گزارش خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام محمدرضا میرتاج‌الدینی معاون پارلمانی رئیس‌جمهور طی یادداشتی خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی با عنوان "چرا 40 هزار میلیارد تومان " به بیان دلایل دولت درخصوص علت پیش‌بینی قوه مجریه برای آزادسازی قیمت‌ها به میزان 40 هزار میلیارد تومان در راستای اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها پرداخته است.
متن کامل این یادداشت بدین شرح است:

ده نکته درباره هدفمندسازی یارانه‌ها

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
با حمد و سپاس به درگاه ایزد منان و درود و صلوات به خاتم پیامبران و خاندان مطهرش «اولیا الهی» و سلام و درود به ارواح پاک شهیدان و امام خمینی قدس سره و خلف صالح و شایسته او رهبر حکیم و شجاع انقلاب اسلامی و با سلام تحیت حضور خواهران و برادران نماینده:

مقدمه:
این روزها، بودجه سال 89 از دو مرحله بررسی در کمیسیون‌های تخصصی و کمیسیون تلفین عبور نموده و آماده طرح در صحن علنی مجلس می‌باشد که آخرین مرحله بررسی بودجه و فی‌الواقع تکلیف نهایی بودجه با دقت نظر نمایندگان ملت در صحن علنی مجلس مشخص می‌شود هر سال یک یا دو موضوع اساسی، به چالش اصلی در بودجه تبدیل می‌گردد و امسال قانون هدفمند کردن یارانه‌ها و سقف منابع مورد نیاز یعنی رقم 20 هزار میلیارد تومان یا 40 هزار میلیارد تومان موضوع اصلی است دولت روی 40 هزار میلیارد تومان اصرار و تاکید دارد درحالی که در کمیسیون تلفیق 20 هزار میلیارد تومان البته با اختلاف یک رای به تصویب رسیده است. چون تصمیم نهائی در این خصوص با نمایندگان محترم در صحن علنی مجلس می‌باشد. اینجانب که هم در مراحل تصویب قانون هدفمند سازی در مجلس بوده‌ام و هم در چند ماه اخیر پس از انتقال به دولت در جلسات کار گروه اقتصادی شرکت مستمر داشته‌ام الزامات قانون هدفمندسازی و مبانی دولت برای گزینه 40 هزار میلیارد تومان را طی نکاتی به اطلاع شما نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و هم ملت بزرگ ایران می‌رسانم شاید که در تصمیم‌گیری‌ نهائی مجلس مفید افتد و ما توفیقی الا بالله.

نکته 1- اولین ایرادی که به گزینه دولت می‌شود اینست که قانون هدفمند کردن یارانه‌ها در تبصره 3 ماده 1- رقم 10 الی 20 هزار میلیارد تومان را برای سال پایه سقف قرار داده است و عبور از آن خلاف قانون است.
در پاسخ آن، با غمض نظر از تفسیر حقوقی متفاوت نسبت به سال پایه، عرض می‌شود دولت رقم 40 هزار میلیارد تومان را پیش آن مرجع محترم و قانونی آورده است که 20 هزار میلیارد تومان را تصویب کرده است بنابراین با تصویب آن در مجلس دیگر مشکل قانونی در این خصوص باقی نخواهد ماند و این نوع اصلاح خصوصا در رقم بودجه هم در دولت و هم در مجلس یک امر مرسوم و عادی است و چه بسیار اتفاق افتاده است که دولت و مجلس مصوبه خود را بویژه در اعداد و ارقام بودجه‌ای اصلاح نموده است. این تغییر در قانون برنامه است و نه تغییر در اصل قانون هدفمندسازی است بلکه تغییر در سقف منابع حاصله است که بدلایل آتی لازم و ضروری است.

نکته 2- میزان درآمد حاصله از هدفمندسازی یارانه‌ها تلازم بین و روشنی با جامعه هدف دارد. اینکه چه مقدار یارانه‌ها آزاد شود و کدام دهک‌‌ها مشمول دریافت یارانه نقدی شوند در ارتباط مستقیم با یکدیگر هستند و نمی‌توان درباره مسئله اول بدون توجه به مسئله دوم تصمیم‌گیری کرد با این مقدمه کوتاه باید به این نکته مهم توجه شود بین این دو مسئله با آنچه که در کمیسیون ویژه اقتصادی مجلس بود و آنچه در صحن علنی مجلس نهایی شد تفاوت آشکار و قابل ملاحظه‌ای وجود دارد زیرا در تبصره 4 ماده 1 در کمیسیون و سپس در مجلس تصویب شده بود که منابع حاصل از اجرای این قانون در سال پایه 10 الی 20 هزار میلیارد تومان خواهد بود. در حالیکه در بند الف ماده 8 در کمیسیون ویژه تصویب شده بود. 50 درصد از درآمد مذکور در قالب یارانه نقدی و غیر نقدی به پنج دهک جامعه پرداخت می‌شود و این بند در صحن علنی مجلس تغییر یافت و شامل همه مردم و به میزان درآمد هر خانوار گردید درحالیکه 20 هزار میلیارد تومان را افزایش نداده بود.
بدیهی است اگر هدف از این بند باز توزیع موثر برای حفظ و افزایش قدرت خرید مردم در مقابل آثار آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی باشد، این رقم کفاف همه خانوارهای جامعه را نخواهد داشت (هرچند دو دهک بالای جامعه متقاضی دریافت یارانه نقدی نباشند) در نتیجه باز توزیع موثر اتفاق نخواهد افتاد و در این صورت بیش از همه، اقشار محروم و مستضعف و متوسط جامعه متاثر از آثار آن خواهد بود.

نکته 3- الزامات قانون هدفمندسازی چیست؟
قانونی که تصویب شده است و الان در آستانه اجرا قرار دارد تکایلف و الزاماتی را بعهده دولت گذاشته است که در اجرای قانون باید به آن توجه نمود.
الزام 1- قیمت حامل‌های انرژی (بنزین، نفت گاز، نفت کوره، نفت سفید و گاز مایع و ...» طی 5 سال به تدریج به 90 درصد قیمت فوب (تحویل روی کشتی) در خلیج فارس برسد.
الزام 2- میانگین قیمت فروش داخلی گاز طبیعی طی 5 سال به 75 درصد متوسط قیمت گاز طبیعی صادراتی شود.
الزام 3- قیمت برق به تدریج و طی 5 سال معادل قیمت تمام شده باشد.
با توجه به این الزامات و با عنایت به اینکه میانگین قیمت حامل های انرژی در داخل حدود 6 دلار است که می‌بایست به قیمت 70 الی 80 دلار قیمت فعلی نفت برسد.
بی‌شک تدریج در اینجا به هر شکلی عملی گردد همراه با جهش در قیمت‌ها خواهد بود.

نکته 4- اجرای قانون اصلاح قیمت‌ها بهمراه باز توزیع درآمد حاصل از آن بین مردم و حمایت از تولید بصورتی باید باشد که اهداف قانون از جمله موارد زیر حاصل گردد.
الف: اجرای نظام باز توزیع مؤثر امکان‌پذیر باشد یعنی بتوان رقم قابل توجه برای بالا بردن قدرت خرید مردم یارانه نقدی داد.
ب: جلوگیری از مصرف بی‌رویه انرژی و اصلاح الگوی مصرف، مدیریت بهینه مصرف انرژی و صرفه‌جویی و کاهش مصرف انرژی حاصل شود.
ج: تحقق عدالت اقتصادی و جلوگیری از توزیع ناعادلانه منابع ملی و غیر هدفمند یارانه‌ها
د: جلوگیری از قاچاق حامل‌های انرژی
ه‍: کاهش و قطع واردات بنزین و نفت گاز
ز: باید اصلاح قیمت‌ها با رعایت جانشینی حامل‌های انرژی با همدیگر باشد
برای نمونه گاز با برق و نفت و گاز با گاز طبیعی و نفت کوره نسبت به یکدیگر از امکان جایگزینی بالایی برخوردار است بنابراین اگر فقط در بخشی از آنها اصلاح قیمت صورت پذیرد عملا بجای اصلاح رفتار مصرف‌کننده و کاهش مصرف جایگزینی صورت خواهد گرفت و مصرف در حامل دیگر افزایش خواهد یافت و در نتیجه اهداف قانون حاصل نخواهد گردید.
بر این اساس دولت معتقد است در گزینه 20 هزار میلیارد تومان و رقم‌های پائین، این قانون فی‌الواقع ظرفیت اجرایی خودش را از دست می‌دهد و بی‌اثر یا کم اثر می‌گردد و در نتیجه نه تنها بسیاری از اهداف قانون حاصل نمی‌گردد بلکه امکان جبران فشارهای اقتصادی هم از دست می‌رود نه رفتار مصرفی جامعه اصلاح می‌شود و نه باز توزیع حمایتی موثر بین مردم تحقق می‌یابد و در این صورت باصطلاح هم چوب را خورده‌ایم و هم پیاز را و هم نتیجه‌ای بدست نیاورده‌ایم پس برای وصول به نتایج فوق ناگزیر از رقم بالا و منطقی هستیم.

نکته 5- اجرای قانون طی 5 سال به دو صورت ممکن است و قانون به هیچ کدام الزامی ندارد 1- در پنج گام 2- در دو یا سه گام دولت معتقد است اگر آنرا در 2 و حداکثر در 3 گام اجرا نماید به نفع مردم و جامعه خواهد بود زیرا در 5 گام، یا 5 تورم انتظاری روبرو خواهیم شد و جامعه را در 5 سال در تب و تاب افزایش قیمت‌ها نگه داشته‌ایم طبیعی است که در این صورت پخش تولید هم امکان برنامه‌‌ریزی درست نخواهد داشت زیرا ثبات اقتصادی از عناصر اصلی سرمایه‌گذاری در جامعه است.
و در این صورت کدام گام باید گام اول باشد پاسخ کارشناسان به این سئوال این است که گام اول همیشه باید گام موثر باشد تا نتایج طرح آشکار و نسبت به تداوم آن جدیت و اهتمام لازم معمول گردد.

نکته 6- آیا در 40 هزار میلیارد تومان اهداف فوق حاصل می‌گردد؟
با توجه به توضیحات فوق پاسخ این سئوال روشن و معلوم است.
این رقم در سال اول یک گام موثر خواهد بود و اصلاح قیمت‌ها بصورت نسبی در حامل‌های مختلف انرژی امکان‌پذیر خواهد بود در این صورت رفتار مصرف‌کننده تغییر و کاهش مصرف صورت خواهد گرفت به میزان بالایی جلو قاچاق گرفته خواهد شد و از سوی دیگر با توجه به منابع حاصل از اصلاح قیمت‌ها باز توزیع مؤثر که موجب آمادگی و رضایت مردم برای اجرای قانون است تحقق خواهد یافت در این صورت یارانه نقدی که به خانوارها پرداخت می‌شود قدرت خرید آنها را بالا برده خصوصا وضعیت طبقعات محروم و متوسط و توان اقتصادی آنها بطور محسوس بهبهود خواهد یافت و این گام بزرگی برای رسیدن به عدالت اقتصادی در جامعه خواهد بود.

نکته 7- مهمترین اشکال مخالفین، افزایش تورم و فشار بر مردم است.
در پاسخ به مسئله تورم توجه به چند موضوع حائز اهمیت است.
الف: اولا محاسبه تورم با توجه به مدل‌های مختلف محاسبه هیچکدام قطعی نیست و همه احتمالات است. مرکز پژوهش‌ها با روش و مدل 10 محاسبه و بانک مرکزی از مدل FB استفاده می‌کند تورمی که مرکز پژوهش‌های مجلس اعلام کرده است دو الی سه برابر محاسبه بانک مرکزی است.
هر دو روش، از روش‌های علمی در اقتصاد است لکن چرا اینهمه تفاوت در نتیجه آنها وجود دارد؟ موضوعی است که اقتصادیون باید پاسخ دهند اما آنچه که برای ما روشن می‌شود غیرقطعی بودن آن‌ها است و در مسائل مهم نباید فقط با احتمالات تصمیم گرفت بلکه اگر اقدام یک حرکت بزرگ و تاریخی مثل هدفمندسازی یارانه‌ها است نباید نسبت به اصل موضوع تردید داشت بلکه باید برای کنترل تورم احتمالی راهکارهای مناسب و لازم بکار برد.
ب: کشورهای مختلف این راه را رفته‌اند و تورم‌های بالایی را هم تحمل کرده‌اند طبعا این تورم محدود به سال اجرا خواهد بود و بعد از آن کاهش خواهد یافت مخصوصا اگر در 2 یا 3 گام صورت پذیرد.
ج: تورم در صورتی غیرقابل تحمل بوده و فشار بر مردم خواهد داشت که عنوامل کنترل‌کننده و همینطور جبرانی برای حفظ قدرت خرید مردم نباشد. همان مسئله‌ای که دولت‌ها و مجالس گذشته را از ورود به این عرصه پر غم اعتماد به ضرورت اجرای آن بازداشته است و آن اینکه ارزیابی کامل از چگونگی حمایت از مردم بخصوص اقشار محروم و اجراء‌ مناسب آن را نداشتند و در نتیجه نتوانستند این تحول عظیم اقتصادی را ایجاد کنند.
درحالی که در این طرح که با همفکری و نگاه کارشناسانه و دقیق مجلس و دولت حاصل شده است باز توزیع موثر برای حمایت از مردم را در قانون قرار داده‌اند بطور یکه 50 الی 60 درصد درآمد حاصل از آزادسازی یارانه‌ها بصورت نقدی به مردم پرداخت می‌شود و روشن است هر رقمی از یارانه‌ها آزاد شود بهمان مقدار سهم یارانه نقدی مردم هم بیشتر خواهد بود.
آیا در اقدام 5 گام تورم نخواهد بود؟ آیا 5 تورم انتظاری در کنار تورم واقعی، فشار تورم بر مردم را افزایش نخواهد داد؟ آیا در تورم انتظاری گزینه 20 هزار میلیارد با گزینه 40 هزار میلیارد با هم تفاوت چندانی خواهد داشت درحالیکه در گزینه دوم قدرت خرید مردم در حد بالائی حفظ می‌شود و مردم امکان تطبق معیشت خود با شرائط جدید را پیدا می‌کنند ولی در گزینه اول چنین اتفاقی نمی‌افتد.

نکته 8- بعضی می‌گویند توزیع این مبلغ در جامعه موجب افزایش حجم نقدینگی و در نتیجه افزایش تورم خواهد بود.
در پاسخ باید گفت اولا در این مسئله پولی خارج از چرخه نقدینگی به جامعه منتقل نمی‌شود بلکه از درآمدهای حاصل از اصلاح قیمت‌ها باز توزیع در جامعه صورت می‌گیرد این در واقع گردش ثروت و پول در درون جامعه است تنها مسئله‌ای که اتفاق می‌افتد نقدینگی بسوی اقشار متوسط و محروم جامعه جریان پیدا می‌کند در واقع عدالت اقتصادی در توزیع منابع ملی تا حدی عینیت می‌یابد چرا که در وضعیت فعلی یارانه‌ها دهک‌های بالای جامعه بیشترین بهره‌مندی را دارند.
ثانیا: اینطور نیست که همیشه افزایش حجم نقدینگی، موجب تورم در جامعه شود.
در سال 88 رشد نقدینگی جامعه 14 درصد بوده و افزایش آن تا 20 درصد پیش‌بینی می‌شود حجم نقدینگی از 192 هزار میلیارد تومان به 220 هزار میلیارد تومان رسیده است و لکن در این شرایط نرخ تورم بطور دائم سیر نزولی داشته و از 24 درصد به 5/13 درصد در دیماه و 5/11 درصد در بهمن ماه رسیده است.
بنابراین اگر نقدینگی در مسیر صحیح تولید و رونق اقتصادی هدایت شود نه تنها موجب افزایش تورم نگردیده بلکه منجر به کاهش آن خواهد شود.
ثالثا در نظام باز توزیع موثر، یارانه نقدی که به دست توده‌های مردم می‌رسد دو چیز به دنبال آن اتفاق خواهد افتاد.
1- مدیریت بهینه مصرف انرژی و کاهش مصرف 2- رونق اقتصادی در سایر بخش‌ها و فعال شدن واحدهای تولیدی و ایجاد اشتغال در جامعه، برای اینکه مردم برای خرید نیازمندی‌های خود در زمینه‌های مختلف به بازار کالا رو خواهند آورد و این اگرچه ممکن است در بدو حرکت افزایش نسبی قیمت‌ها را بدنبال داشته باشد و لکن با نظارت و کنترل موثر دولت از سوئی و افزایش عرضه از سوی دیگر با توجه به وجود تقاض منجر به ثبات نسبی قیمت‌ها خواهد شد.

نکته 9- آیا دولت اقدامات لازم برای جلوگیری از تبعات اجرای قانون را پیش‌بینی نموده است؟
با توجه به اینکه طی 4 ماه گذشته در کار گروه تحول اقتصادی حضور مستمر داشتم با اطمینان می‌توان گفت، دولت آمادگی لازم در همه زمینه‌ها را ایجاد کرده است و با حضور کارشناسان و مسئولان و وزراء ذیربط بسته‌های سیاستی هر بخش را بررسی و تصمیمات مقتضی اتخاذ نموده است حدود 10 بسته سیاستی از جمله در بخش صنعت و تولید، کشاورزی، حمل و نقل، کالاهای ضروری و سایر یارانه‌ها و ... آماده نموده است. دولت با کار کارشناسی گسترده و با اطمینان کامل این گزینه را انتخاب کرده است و مسئولیت‌های اجرایی آنرا بعهده می‌گیرد و نظارت و کنترل‌های لازم بهنگام اجرای قانون خواهد داشت و اشاره به این موضوع نیز لازم است و دولت خصوصا شخص آقای رئیس جمهور بیشترین وقت خود را مصروف این قانون نموده است و در اجرای آن بسیار جدی و مصمم است و بعضی از اظهارات از باب تاکید و توجه دادن به عمق مطلب است و اینکه دولت قدرت انعطاف در مدیریت اجرایی داشته باشد.

نکته 10- چرا برای خروج از این وضعیت ناعادلانه توزیع یارانه اینهمه تردید وجود دارد؟
این نکته را بطور کوتاه اشاره می‌کنم تا نکات دهگانه تکمیل شود (تلک عشرة کاملة) و خود نیاز به مقاله مستقل و مبسوط دارد که عندالامکان ان‌شاءالله تهیه خواهم کرد.
در وضعیت فعلی یارانه‌ها یعنی یارانه قیمتی که بدترین شیوه یارانه در جامعه است نه تنها هدفمند نیست بلکه عادلانه هم نیست و دهک‌های فقیر و پائین جامعه طبق آمار رسمی کمترین بهره‌برداری را دارد.
یکی از مهمترین مولفه‌های برقراری عدالت ایجاد امکان دسترسی عادلانه مردم به امکانات و توزیع عادلانه منابع کشور است.
طبق آمار رسمی مرکز آمار ایران سهم یارانه برخی از حامل‌های انرژی مثل بنزین و نفت گاز و گاز طبیعی بین دهک اول جامعه (فقیرترین) و دهک دهم (ثروتمندترین) بسیار فاحش است بطوری که در بنزین و نفت گاز هم دهک اول حدود 1 درصد و دهک دهم 32 درصد است که تفاوتی بیش از 30 برابر دارد و در گاز طبیعی و برق که مورد استفاده عموم مردم است دهک دهم 4 برابر دهک اول استفاده می‌کند و این شیوه درست و عادلانه توزیع یارانه‌ها نیست درحالی که اصل این است یارانه برای طبقات محروم جامعه بیشتر اختصاص یابد و در خیلی از کشورها یارانه برای طبقات پائین جامعه اختصاص می‌یابد.
و ما همه در برابر این وضعیت ناعادلانه مسئولیم و باید نسبت به اصلاح آن اقدام جدی بکنیم گذشتگان این رسالت خود را انجام نداده‌اند و اینک ما در معرض آزمون هستیم.
در پایان از همه نمایندگان محترم انتظار می‌رود طوری تصمیم بگیرند که بعد از دو سال بحث درباره هدفمندسازی یارانه‌ها، گام موثری در این مرحله برداشته شود. یادآوری این نکته نیز خالی از لطف نیست اینجانب،‌این رویکرد را از دوره هفتم مجلس دارم مقالات متعدد در مجلس هفتم و هشتم شاهد این گفتارم است. ان ارید الا الاصلاح ما استطعت.

وفقناالله لمرضاته
سیدمحمدرضا میرتاج‌الدینی
معاون امور مجلس رئیس‌جمهور
انتهای پیام/ی

منبع ما : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8812161572


 نوشته شده توسط گروه خبری روز در دوشنبه 88/12/17 و ساعت 12:12 عصر | نظرات دیگران()
 پدیده کشف حجاب در تاریخ معاصر 

هوشنگ سعادت


پدیده کشف حجاب در تاریخ معاصر



بطور طبیعی ظهور زن در عرصه‌ی حیات ملی ایرانیان همراه حضور مرد در این سامان است، از بدو آفرینش تا به امروز، پیوستگی و وابستگی این دو به یکدیگر هویدا است.1 صاحب نظرانی که درباره‌ی وضع زنان ایرانی و نحوه پوشش آنان در خلال تاریخ بررسی کرده‌‌اند بر این باورند که اقوام این مرز و بوم مردمی فکور، پر تلاش و اخلاقی بوده‌اند و گواه بارز بر حیات فکری آنان اعتقاد به وحدانیت خالق و روز رستاخیز می‌باشد. این امتیاز عظیم نشان دهنده‌ی فضل الهی بر مردم این دیار است. «هردوت» و «گزنفوت» و دیگر بیگانگان در آثارشان به رغم دشمنی‌های بین یونان و ایران اذعان داشته‌ا‌ند که ایرانیان مردمی پایبند به مبانی دینی، سخت کوش ... بوده‌اند و از تقوی، کرامت و عزت انسانی برخوردار بوده‌اند. این گونه خصوصیات تا ظهور اسلام و پذیرش آن از سوی ایرانیان از وجوه تمایز جوامع ایرانی بود. در طی تاریخ هزار و چهارصد ساله به رغم همه‌ی گرفتاری های مردم این مرز و بوم هیچ جهانگرد و مورخ روشن ضمیری نیست که از صفا و صمیمت ایرانیان سخن نرانده باشد، مرد و زن ایرانی به نجابت، حسن خلق، پاکدامنی و درستکاری ستوده شده‌اند.2

از نظر پوشش، در فرهنگ پوششی ایل نشینان ایران نه فقط زنان به حفظ حجاب و لباس‌های بلند ملزم بودند بلکه مردان نیز البسه‌ی گشاد به تن می‌کردند حتی بی‌کلاهی را عیب می‌شمردند.3

درکل، جامعه‌ی ایران تا قبل از آشنایی درباریان با فرهنگ غرب، ‌فضایل سنتی خود را محفوظ نگاه می‌داشتند، حتی در حرمسراها زنان از قواعد مذهبی چشم نمی‌پوشیدند، حتی جماعتی در حرمسراها بودند که شئون اساسی را به زنان یادآوری می‌کردند. فقط پس از مسافرت‌های فرهنگ ناصرالدین شاه وهن زننده در این زمینه وارد شد. از این زمان است که می‌بینیم لباس‌های رقاصگان اروپایی به ذائقه شاه خوش می‌آید و در میان گروهی از «عمله‌ی طرب» مرسوم می‌شود. با وجود این تا زمان کشف حجاب رضا شاهی یک نمونه هم یافت نمی‌شود که تصویر زنان ایرانی حتی درباری سر برهنه و بی‌حجاب نشان داده شود.4

اما رضا شاه در جهت تشدید وابستگی به نظام بین‌المللی که نظام سنتی ایران بزرگ‌ترین رمز آن بود به تجددگرایی روی آورد و پدیده‌ی کشف حجاب با آهنگ تندتری پیگیری شد و اجرای آن با خشونت قرین گشت.5

هدف استعمار تهاجم به ارزش‌های دینی از جمله «حجاب» زن مسلمان بوده است اقدام رضا شاه علیه پوشیدگی زنان نشانه‌ی عملی و خشن این تهاجم فرهنگی بود. حضور میسیون‌های مذهبی، نشر مطبوعات متأثر از فرهنگ غربی، نهایتا فکر تشبه به غرب از جمله عواملی بود که به اجرای سیاست کشف حجاب کمک کرد. خواسته‌های نفسانی شهوت‌رانانی چون تیمورتاش و همفکران او نیز به روند کشف حجاب کمک کرد. رضا شاه مدعی بود مردم وقتی لباس متحد‌الشکل بپوشند، کلاه پهلوی برسر گذارند و نسبت به تقیدات دینی مست شوند، متمدن خواهند شد. درک او از تمدن رفتار متجدد مآبانه بود، نه اختراع و اکتشاف. شاه مغرور دل خوش بود که با تغییر لباس و کنار گذشتن مذهب، جامعه متمدن خواهند شد. گرچه رضا شاه تجدد مآبی را از اوایل سلطنت در سر می‌پروراند، متحدالشکل کردن البسه در سال 1307، حضور خانواده‌اش در حرم حضرت معصومه (س) و دیگر اقدامات او مؤید این مطلب بود، ولی سفر ترکیه این تلقی را تقویت کرد. مخبرالسلطنه می‌نویسد: «فکر تشبه به اروپایی از آنجا [ترکیه]‌ به سر پهلوی آمد».6

رضا شاه بعد از مسافرت ترکیه، از رفع حجاب زن ها صحبت می‌کرد و به هیأت دولت می‌گفت: «ما باید صوره‌ و سنتا غربی بشویم و باید در قدم اول کلاه‌ها تبدیل به شاپو بشود و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه‌ی مردم دفعتا مشکل است اقدام کنند، شما وزراء معاونین باید پیشقدم شوید... به حکمت، وزیر فرهنگ، دستور داد که در مدارس زنانه معلمان و دخترها باید بدون حجاب باشند و اگر زن و دختری امتناع کرد او را در مدارس راه ندهند».7

غالبا مطالبی که در ضرورت رفع حجاب از سوی از سوی شاه و اطرافیان مورد تأکید قرار می‌گرفت این بودکه وجود حجاب اولا، خلاف تمدن، ثانیا خلاف قانون طبیعت می‌باشد، ثالثا سبب عدم حضور زن به عنوان نیمی از مردم جامعه در عرصه کار می‌شود.

در خاطرات افراد متعدد که خود از دست اندرکاران حکومت رضا خانی بودند، تحمیلی بودن واقعه‌ی کشف حجاب بیشتر مشهود می‌گردد. بدالملوک بامداد می‌نویسد: «... به اشاره اعلیحضرت رضا شاه ...، عده‌ای از زنان فرهنگی انتخاب... و به آنها گفته شد که مأموریت دارند تا جمعیتی تشکیل بدهند... این جمعیت در جلسات بعد نام کانون آزادی را برای خود اختیار کرد».

این کانون به ریاست خانم دولت‌آبادی وظیفه داشت برای متجدد کردن بانوان تلاش کند، به دلیل مقاومت اجتماعی، کانون عملا کاری از پیش نبرد، قار شد در مدارس تدریجا مجالس جشن و سرور با روی باز و بدون حجاب برگزار گردد.8

انتشار این خبر با واکنش‌های اجتماعی مواجه گردید. نخستین واکنش را علمای شیراز بروز دادند.

در فروردین 1314 دختران مدرسه‌ی «مهر آیین شیراز» را واداشته بودند که بدون حجاب در مراسمی حاضر شوند. در این رابطه علمای شیراز تلگرافی اعراض آمیز به شاه زدند و این در شرایطی بود که شاه آماده می‌شد تا بر برداشتن حجاب زنان دربار و ملکه و دخترانش آنان را با غافله‌ی تمدن غربی همراه سازد. جریان اجبار محصلین به کشف حجاب در تهران و شهرها ادامه یافت. در مقابل اجرای این سیاست بود که واقعه‌ی خونین مسجد گوهرشاد پیش آمد. با انتشار خبر قیام گوهرشاد، مقدمات اعتراض اجتماعی وسیعی فراهم شده بود. اما فقدان رهبری منسجم و خشونت عوامل شاه باعث شد نه تنها این اعتراض تبلور پیدا نکند بلکه شاه را مصمم به اجرای خشونت بار کشف حجاب نماید. مقدمات امر این گونه بودکه در هفده دی ماه 1314 ش. در دانشسرای عالی تهران مراسمی برگزار گردید. در این مراسم همسران صاحب منصبان، همسر و دختران شاه رسما بدون حجاب ظاهر شدند و این روز به نام «روز آزادی زن» و «کشف حجاب» نامگذاری شد.

حکمت که خود در آفرینش کشف حجاب فعال بود در مورد تبعات این واقعه می‌نویسد:
«بلافاصله بعد از مراسم 17 دی دو امر پیش آمد که یکی به حد افراط و دیگری به حد تفریط بود. از یک طرف بعضی از زن‌های معلوم الحال به کافه‌ها و رقاص‌خانه‌ها هجوم آورده و همه در مرئی و منظر جوانان بوالهوس به رقص پرداخته و با آن جوانان به انواع رقص‌های معمول فرنگستان مشغول دست افشانی و پایکوبی شدند و از طرف دیگر مأمورین شهربانی و پلیس‌ها در تهران و ... برحسب دستور وزارت کشور به زنان بی‌خبر مزاحم شده و آنها را به اجبار وادار به کشف حجاب می‌کردند ....»9

در کتاب «خاطرات صدر الاشراف» آمده است: «در اتوبوس زن با حجاب را راه نمی‌دادند ... بعضی از مأمورین زن‌هایی که پارچه روی سر انداخته بودند اگر چه چادر معمولی نبود از سر آنها کشیده [و]‌ پاره پاره می‌کردند و اگر زن فرار می‌کرد او را تا توی خانه‌اش تعاقب می‌کردند و به این هم اکتفا نکرده اتاق زن‌ها و صندوق لباس آنها را تفتیش کرده، ... من این حرکات وحشیانه‌ی مأمورین پست فطرت را در ولایات زیاد شنیده بودم ...»10

در این باره هدایت می‌نویسد:
« پلیس دستور یافت روسری از سر زن‌ها بکشد، ‌روسری‌ها پاره شد و اگر ارزش داشت تصاحب، مدتی زد و خورد بین پلیس و زن‌ها دوام داشت».11

وقتی منابع دولتی و عوامل مؤثر حکومت به این صراحت از مقاومت سخن می‌گویند معلوم است که این مقاومت ابعاد بسیار وسیع‌تری داشته است. درست پس از اعلام ضرورت کشف حجاب، مأمورین شهربانی تعرض وسیع را به حریم خانواده‌ها آغاز کردند. اگر ساده اندیشانه بپذیریم که کشف حجاب خود تمدن بود و یا راه را به سوی متمدن شدن جامعه می‌گشود، نمی‌توانیم این حقیقت را نادیده بگیریم که هیچ رشد و تمدنی را نمی‌توان و نباید به زور چماق حکومت به جامعه تحمیل کرد. آیا گسترش تمدن با عفت ناسازگار است؟ هدایت اجتماعی به سوی تمدن نه تنها نیاز به زور و فشار ندارد، بلکه به دلیل هماهنگی با طبیعت انسانی، بدون هیچ اجباری و فقط در پرتو مدیریت با شعور سیاسی جامعه به سرعت قابل حصول نیز هست.12

رضا شاه اگر به راستی به رشد و اعتلای اجتماعی جامعه می‌اندیشد و سیاست فرهنگی او به معنی نابود کردن ارزش‌های اسلامی ـ ملی نبود، می‌باید که زمینه‌های گسترش کار و تلاش و توسعه‌ی اقتصادی را با توسعه‌ی صنعت و فن‌آوری و انواع فعالیت‌های شهری پدید می‌آورد.13

*تهاجم فرهنگی و کشف حجاب
بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که مقدمات تهاجم فرهنگی در دوران سلطه‌ی قاجار آغاز می‌شد و مسئله «کشف حجاب» را در راستای تهاجم غرب باید بررسی کرد. این تهاجم در زمان رضا شاه با قلدری و در زمان محمدرضا شاه با خدعه، نیرنگ و تبلیغات مسموم کننده انجام گرفت. کشف حجاب نبایستی امری ساده تلقی گردد باید آن را بسان کلیدی دانست که در صورت قرار گرفتن در دست غرب به راحتی درهای بسته‌ی ملت به روی اجنبی را باز کرد، فساد، فحشا و مواد مخدر را در جامعه رواج داد. منابع انسانی و ثروت‌های این ملت به چپاول و غارت غربی ها رفت. آنها که در زمان ناصرالدین قرار داد فروش انحصاری توتون را نتوانستند تحمیل کنند اما در قضیه‌ی کشف حجاب موفق می‌شودند، پس باید به خوبی آنها را شناخت و از انگیزه‌هایشان آگاه شد. بی‌تردید در کشف حجاب برای استکبار منافع بسیاری وجود داشته، در هر کشور اسلامی که رفته از نخستین اقداماتش کشف حجاب بوده، چنانچه فرانسه در الجزایر به همین اقدام دست زد. مستر همفر، جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی، در بخشی از خاطرات خود آنجا که نقاط قوت مسلمان‌ها را بر می‌شمارد به مورد حجاب اشاره می‌‌کند و می‌گوید: «زنان آنان دارای حجاب محکم هستند که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست». امروزه تهاجم فرهنگی ابعاد بسیار متنوع و سازمان یافته‌ای به خود گرفته که مسأله کشف حجاب در این تهاجم به طور مستقمی مطرح نمی‌شود. لکن یک نتیجه‌ی کلی از آن گرفته می‌شود و آن شکستن حریم بین زن و مرد و نشاندن آنها به التذاد جنسی حرام و نامشروع است و ام‌الفساد همین جاست. برداشتن حجاب بین زن و مرد و از بین بردن حیا و عفت مقدمه‌ای است برای تباهی نیروهای انسانی و چپاول ملت‌ها، لذا طرح مسئله کشف حجاب دو فایده‌ی بزرگ خواهد داشت: فایده اول عبرت گرفتن از تاریخ که به قول امام راحل (ره) [تاریخ]‌ معلم انسان‌هاست. فایده‌ی دوم، فهم این نکته که این توطئه و این حلقه از تهاجم فرهنگی خاتمه نیافته و دشمن همچنان درصدد است تا با بهره‌گیری از شیوه های جدید به نتایج کشف حجاب دست یابد.14

* پیشینه‌ی کشف حجاب در تاریخ معاصر
از فتنه‌های مهم بهاییت، فتنه‌ی قره‌العین* بود. وی پس از جذب شدن به بهائیت هسمر خود را به سه فرزند رها کرد و به تبلیغ مرام ساخته‌ی استعمار پرداخت. علت جذب وی به «باب» نه از جهت فکری بلکه به شهوت‌ ـ‌پرستی‌اش بود. خاندان او خاندان عفت، زهد و قناعت بودند و در چنین محیطی وسایل عیش و عشرت برای او مهیا نبود، برای رهایی از این قید و بند به حزبی پیوست که به هیچ نظم و قاعده‌ای پایبند نبود. لذا قره‌العین به «بابیان» که دارای مرام اشتراک جنسی بودند پیوست و نخستین نغمه‌های شوم بی‌حجابی زنان را سر داد و خود را به عنوان نخستین زن بی‌حجاب در تاریخ معاصر مطرح کرد که نه تنها در مجامع بی‌حجاب ظاهر می‌شد و تبلیغ بهاییت می‌کرد، بلکه بدون هیچ واهمه‌ای عقاید و پندارهای سخیف بهاییت را در مورد مرام اشتراک جنسی شرح می‌داد و به حضار بشارت می‌داد که از این پس نه تنها زنان آزاد و رها می‌توانند در مجامع و اجتماعات حضور یابند بلکه یک زن می‌تواند با چند مرد زندگی زناشویی داشته باشد. بنابراین وی را باید از جمله‌ی نخستین زنانی دانست که در تاریخ معاصر (در زمان زمامداری ناصرالدین شاه) پوشش از سر و تن برگرفت و سنگ بنای بی‌حجابی را در جامعه اسلامی ایران بر جا گذاشت. بعد از اعدام او، این قضیه خاتمه نیافت و در چهارچوب برنامه‌ی ذکر شده‌، از طرف انجمن‌های فراماسونری و غرب زدگان دنبال شد و رضا شاه مجری و تکمیل کننده‌ی آن گردید. در این راستا در کشورهای اسلامی چون مصر، الجزایر، ترکیه و افغانستان و... نیز حرکت‌هایی صورت گرفت. در مصر نخستین حرکتی که به عنوان آزادی زنان صورت گرفت در اواخر سلطنت «اسماعیل پاشا» بود. ولی برای اینکه بتواند ملت خود را به شاهراه تمدن برساند، متوسل به افکار غربی‌ها شد و قلم بدستان مزوری در اطراف وی به نوشتن کتب و مقالات پرداختند از جمله‌ی آنها «قاسم بیک امین» بود که جمله‌ی « هر شرط تحولی رفع حجاب است» از اوست. در الجزایر، نیروهای اشغالگر فرانسه مبارزه‌ی عظیمی علیه حجاب به ویژه چادر شروع کردند. مردم استمار زده مبارزه‌ی منفی خود را بر علیه این اقدامات آغاز کردند. در ترکیه مصطفی کمال پاشا که بعدها به «آتاتورک» لقب یافت، پس از شکست پادشاه عثمانی دست به اسلام‌زدایی زد و دستور داد زن‌ها کشف حجاب کنند و مردان تغییر کلاه به سبک اروپایی دهند.

در افغانستان نیز امان‌الله خاف پادشاه این کشو رپس از بازگشت از سفر اروپا به اقدامات خود بر علیه حجاب شدت بخشید و انجمن حمایت از نسوان تشکیل داد که تبلیغ بی‌حجابی را در سر لوحه‌ی کارهایش قرار داده بود. امان‌الله با زنش از ایران دین کردند، بی‌حجابی ملکه در افکار عمومی ایران اثر بدی گذاشت که پس از بازگشت پادشاه به کشورش مردم بر سر تغییر کلاه و کشف حجاب علیه او قیام کرده و از سلطنت عزل شد.

در کشور ما نیز همچنان که گفته شد با حرکت‌های سخیف قره‌العین جرقه‌ی این پدیده‌ی شوم زده شد و به طور تدریخی ادامه پیدا کرد. فساد پادشاهان قاجار و گرایش آنها به مظاهرتمدن غربی موجب گسترش آن شد. ناصرالدین شاه با سفر به مسکو ضمن دیدار از نقاط دینی این شهر به تئاتر کارولین می‌رود، لباس بالرین‌ها توجه وی را جلب می‌کند. در برگشت به ایران دستور می‌دهد زنان حرم از این نوع لباس بپوشند، این عمل موجب تغییراتی در لباس زنان جامعه شد ولی این تغییر و تحولات خیلی محدود بود. وضع به همین منوال ادامه داشت تا زمامداری رضا خان فرا رسید. وی که متعهد به اجرای سیاست‌های استعمار بود، پس از تاجگذاری به حمایت از کانون‌ها و انجمن‌ها پرداخت. این مراکز محل مناسبی برای تبلیغ بی‌حجابی بود، در سال‌های 1305 و 1314 «جمعیت بیداری نسوان» و «کانون بانوان» تأسیس شدند. ریاست کانون با صدیقه دولت آبادی بود، وی از جمله زنانی بود که چند سال قبل از کشف حجاب رسمی، بی‌حجاب از منزل خارج می‌شد. در این ایام جراید کشور در مراقبت شدید اداره‌ی سانسور شهربانی قرار داشتند و مدیران آنها وابسته به حکومت و فراماسونری بودند و با ارائه‌ی مقالات و عکس‌های زنان بی‌حجاب و گاه عریان زمینه ‌های فساد را مهیا می‌کردند.15

مهم‌ترین زمینه‌ی کشف حجاب تفسیر لباس مردان در سال‌های 1304 و 1307 و 1314 ش بود. استعمار به خوبی می‌دانست که مردان نسبت به پوشش زنان خود اهمیت زیادی می‌دهند و یکباره به کشف حجاب تن نمی‌دهند و فشار بدون تهیه‌ی مقدمات همان نتیجه‌ای را خواهد داد که در افغانستان بر سر امان‌الله خان آمد، لذا بهتر آن دیدند که از تغییر لباس مردان شروع کنند تا از این رهگذر هم ذهن جامعه را نسبت به تغییرات عمده که جزء آداب و سنت‌های اجتماعی به شمار می‌رفت آماده سازند، چرا که مردان بر سر وضع خود و نوع لباس و کلاه... کمتر حساسیت به خرج می‌دهند و این تغییر را بعد از کمی فشار خواهند پذیرفت و این نخستین رخنه در دگرگونی ارزش‌های سنتی و ملی خواهد بود و هم چنین عکس‌العمل مردم را بسنجند. با توجه به اینکه برای متخلفین از آن جریمه‌ی نقدی و حبس مقرر کرده بودند. این خود نوعی فشار بود لذا ابتدا اجبار به تغییر لباس و کلاه را در ادارات اجرا و سپس به صورت عمومی آن را اجباری می‌کردند تا در فاصله‌ی بین دو اجبار عکس‌العمل‌ها را ارزیابی کرده و نتایج حاصله را استخراج کننده بدیهی بود در صورتی که واکنش‌ها عادی بود بیانگر تغییر تفکر و فرهنگ جامعه به شمار می‌آمد زیرا مسئله‌ لباس، شکل و نوع آن یک مسئله سطحی و ساده نیست بلکه کسی، لباس خود را تغییر می‌دهد که پیش از آن نوع تفکر و فرهنگ خود را تغییر داده باشد. بالاخره حکومت وابسته‌ی پهلوی با تغییر کلاه پهلوی به شاپور (لگنی)، دگرگونی مورد نظرش را به اجرا گذاشت و زمینه را برای کشف حجاب فراهم نمود تا این که در 17 دی 1314 رضا شاه به همراه تاج الملکوک، شمس و اشرف به دانشسرای مقدماتی رفتند. ملکه و دخترانش بدون حجاب در آنجا ظاهر شدند. از آن روز فجایع این اقدام ضد اسلامی و ملی در شکل‌های مختلف آغاز شد و همه ی نیروهای امنیتی و نظامی برای اجرای آن بسیج شدند.16

شاید برخی بر این باور باشند که تغییر لباس و کشف حجاب امری ساده و سطحی بوده است. این گمان ناشی از عدم شناخت عظمت وجودی زن و مردم و تفاوت‌های آن دو می‌باشد. منتسکیو ضمن اشاره به این تفاوت‌ها بر لزوم حفظ حیا و حجاب تأکید کرده و می‌گوید: «قوانین طبیعت حکم می‌کند زن خوددار باشد. زیرا مرد با تهور آفریده شده است و زن نیروی خودداری بیشتری دارد. بنابراین تضاد بین آنها را می‌توان با حجاب از بین برد و بر اساس همین اصل، تمام ملل جهان معقتدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند».17

همچنان که گفته شد تغییر لباس در زنان و مردان ناشی از تغییر فرهنگ و عقیده‌ی شخصی است، گرچه در ابتدای سیطره‌ی رضاخان این مورد با زور سر نیزه تا حدودی در جامعه پیاده شد ولی «خو» دادن مردم به آن و پذیرش تدریجی آن از سوی مردم موجب ایجاد نوعی تفکر در خصوص فرهنگ و عقیده گردید. آیا استعمار و عامل آن رضا شاه در این مبارزه پیروزگر شدند و با برگرفتن حجاب از سر و تن زن‌ها و گذاشتن و پوشاندن کلاه و لابس اروپایی بر سر و تن مردمان توانستند نور عشق به اسلام را از تن و روح ملت بزدایند.

ملت و روحانیت در این مبارزه‌ی بی امان حماسه‌هایی خلق کردند که نمونه‌های آن را در مبارزه آنها با حکومت محمدرضا پهلوی می‌توان سراغ گرفت، قیام مسجد گوهرشاد و کشته شدن هزاران نفر از مردم و روحانیت و تبعید و زندانی شدن جمع کثیری از آنها نقطه‌ی اوج این مبارزات بود. و از آن واقعه‌ی جانگذاز تا سقوط پهلوی اول و دوم این مبارزه همچنان ادامه داشت تا اینکه خداوند متعال پاداش این مبارزات و از جان گذشتگی‌ها را پیروزی انقلاب اسلامی که از بی‌نظیرترین انقلابات تاریخ است، قرار داد و آن را مقدمه ای برای ظهور مهدی موعود (عج) قرار داد.18

* کشف حجاب، اوج ابتذال زن ایرانی
درباره کشف حجاب در عصر پهلوی کتاب‌های متعددی به نگارش در آمده و از مفاد آنها چنین بر می‌آید که بین رضا شاه و آتاتورک رابطه‌ای صمیمانه وجود داشت. رضا شاه در زمامداری هفده ساله‌ی خود تنها یک بار به خارج از کشور سفر کرد. سفری که ثمره‌ی آن ابتذال زن ایرانی بود. او به ترکیه سفر کرد و آن قدر مجذوب ظواهر آنجا و مردم آن دیار شد که از همان جا تلگرافی به دولت ایران فرستاد و گفت: «اگر کشاورزان بخواهند هنگام کار زیر نور آفتاب از گناه تمام لبه استفاده کنند، اشکالی ندارد.19

پیش‌تر گفته شد، تغییر پوشش و تفکر بینابین آن در دوران قاجار شکل گرفت. شاهان قاجار در مسافرت‌های فرنگ مرعوب فرهنگ منحط آنجا شده و از پوشش زنان اروپایی خوش‌شان آمده بود بدشان نمی‌آمد که زنان حرمسرایشان از آن نوع لباس بپوشند. در عکس‌های برجای مانده از قاجار زنان بالاپوشی به کل سنتی دارند اما به جای شلوار، دامنی کوتاه با جوراب به تن دارند، نیمی قجری و نیمی اروپایی. ا لبته در هیچ یک از تصاویر زنان این دوره زنی بدون روسری دیده نمی‌شود. با وجود این، ابتذال زن ایرانی زمانی شروع شد که پای او به حرمسراها باز شد. این ابتذال در عصر پهلوی اول نیز بعد از سفر وی به ترکیه با تبلیغات دامنه‌دار و گسترده علیه حجاب شروع شد، این مسافرت در واقع زمینه‌ی پذیرش کشف حجاب را فراهم نمود. رضا شاه به کشوری سفر کرده بود که پدیده‌ی پان ترکیسم آن با محوریت مصطفی کمال پاشا می‌رفت تا به سبک اروپا شکل بگیرد. درباره شیفتگی رضا خان به ترکیه و اقدامات آتاتورک حتی قبل از اینکه بر اریکه سلطنت ایران تکیه زند، مطالب فراوانی گفته شده است.روزنامه‌ی «مورنینگ پست» در شماره‌ی 12 خود می‌نویسد: «رضا خان به کارهای مصطفی کمال بسیار شیفته شده و در تقلید از برنامه‌ی سیاسی او نیز تردیدی به خود راه نداده است». در شماره‌ی دیگر این نشریه، عدم تقلید کامل رضا خان از وی را در ابتدای تغییر سلطنت خطر بلشویزم می‌داند. آنچه در این سفر بیش از همه توجه رضا شاه را به خود جلب کرد، حضور زنان و دختران بی‌حجاب در مراکز علمی و آموزشی این کشور بود. به همین جهت پس از این بازدیدها خطاب به سفیر کبیر ایران اظهار می‌دارد: «هنوز عقب هستیم و فورا باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم، خصوصا زنان اقدام کنیم». تأثیر این مسافرت در رضا شاه به حدی است که خطاب به رییس الوزراء می‌گوید: «نزدیک دو سال [است]‌ که این موضوع ـ‌کشف حجاب ـ‌سخت مرا به خود مشغول داشته است. خصوصا از وقتی که به ترکیه رفتم و زن‌های آنجا را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته ... دیگر از هر چه چادری است بدم آمده است . اصلا چادر و «چاقچور» دشمن ترقی و پیشرفت مردم است».20 رضا شاه در دانشسرای عالی تهران گفت:« بسیار مسرورم از این که می‌بینم زنان به حقوق و مزایای خود نائل شده‌اند». معلوم می‌شود ایشان «برهنگی» را حقوق و مزایای از دست رفته‌ی زنان می‌پنداشت. لازم به یادآوری است قبل از اعلام رسمی کشف حجاب، قانون متحدالشکل شدن البسه در سال 1307 ش. در مجلس شورای ملی به تصویب رسیده بود، در این مدت هفت ساله رضا شاه کوشید تا کشف حجاب را موجه جلوه دهد اما به دلیل مقاومت روحانیت و مردم مسلمان ایران هرگز جرأت طرح آن را به عنوان یک قانون و تصویب آن در مجلس شورای ملی نیافت و در حد بخشنامه‌ای بیش باقی نماند، دولت نیز تلاش نمود تا قیمت پارچه و البسه گران نشود. در بخشی از بخش‌نامه‌ی دولت به تاریخ بهمن ماه 1314 چنین آمده بود: منظر به اینکه استقبال خانم‌ها در تهیه‌ی لباس تجدد باعث سوء استفاده‌ی اصناف و کسبه واقع شده و قیمت اجناس زنانه... را ترقی داده، بلدیه تهران نرخ معتدلی جهت خیاطان و... وضع نموده و ترتیب خاصی هم جهت فروشندگان اجناس زنان داده... و متخلفین مورد تعقیب واقع می‌شوند».21

موضوع کشف حجاب سایر مکاتبات اداری سال‌های نخستین این دستور را تحت الشعاع قرار داده بود و استمرار مکاتبات و بخشنامه‌ها حکایت از مقاومت مردم در قبال این واقعه بود.

قبلا اشاره شد بیشترین دلایل حجاب برداری در ظاهر امر به لحاظ عدم حضور فعال زنان در اجتماع و در عرصه‌های مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بود ولی در واقع بی‌بند و باری و برهنگی کعبه‌ی آمال متولیان عیاش و لجام گسیخته بود. با دقت در تاریخ این دوره معلوم می‌شود زن ایرانی مسلمان با حفظ حجاب در تمامی صحنه‌ها حوری قدرتمند داشت، لکن می‌شود گفت به عمد این موضوع در تاریخ مورد غفلت واقع شده است. «مورگان شوستر» در این زمینه می‌‌گوید: ‌«... در آن ایام تار ظلمانی [هنگام اتمام حجت روس به ایران‌]‌ که اوهام مردم در تردید بود که آیا مجلسی باقی خواهد ماند یا منفصل می‌شود؟ زنان ایران با هیجان و حرارت قلبی برای محافظت [از] آزادی و محبت فوق العاده [به] وطن خود، آخرین اقدامی که آنان را بر مردمان تفوق و برتری دادند و دلیل بر شجاعت‌شان بود، به عرصه‌ی ظهور رساندند. شهرت داشت که نمایندگان در چند جلسه‌ی سری مجلس قرار داده بودند که مطالبات روس‌ها را تسلیم نموده و راضی شوند. بازاریان و اهالی پایتخت فرقه فرقه شده بودند... در این موقع زنان ایران جوابی مهیا نموده و سیصد نفر از جنس ضغیف! از خانه و حرمسراهای محصور با افروختگی بشره که از عزم ثابت شان خبر می‌داد، بیرون آمده درحالتی که در چادرهای سیاه و نقاب‌های مشبک سفید مستور بوده و حرکت نظامی می‌نمودند، بسیاری از ایشان در زیر لباس یا آستین‌های خود تپانچه پنهان داشتند یکسره به مجلس رفته و در آنجا جمع شده و از رییس مجلس خواهش نمودند که تمام آنها را اجازه‌ی دخول دهد. رییس مجلس به ملاقات نمایندگان ایشان راضی شده... آن هیبت مادران و زوجات و دختران محجوب ایرانی، تپانچه‌های خود را برای تهدید نمایش داده و نقاب‌ها را پاره کرده و دور انداخته و اراده‌ی عزم آخری خود را اظهار و اعتراف کردند که اگر وکلا مجلس در انجام فرائض خود و محافظت و برقرار داشتن شرف ملت ایران تردید نمایند، مردان و فرزندان و خودمان را کشته و اجسادمان را همین جا می‌اندازیم».22

در بحث‌های اقتصادی و فرهنگی نیز تاریخ گویای این مطلب است که زنان همیشه در معیشت، اقتصاد جامعه و تعلیم و تربیت نقش محوری داشتند.

پس از مشروطیت به دلیل امکان ضبط بیشتر حوادث تاریخی، حضور زنان در عرصه‌های فرهنگی، آموزشی، سیاسی، اقتصادی بیشتر عیان و آشکار شد. در تمامی این عرصه‌ها زن ایرانی مسلمان، فرهیخته و روشنفکر با حفظ حجاب و پای فشردن به رعایت حریم جامعه مشارکتی فعال داشت. آنان از رواج بی‌بندوباری که بنیان‌های اعتقادی، فکری و اخلاقی جامعه را متزلزل می‌کرد به شدت انتقاد می‌کردند. روزنامه‌ی شکوفه، نخستین روزنامه‌ی زنان در ایران، در این باره چنین نوشته است: «این چه رفتار و حرکاتی است که بعضی از زن‌ها یا بعضی از مردها دارند... به چه طریقه و مذهب صحیح است که در معبر عام، فرق اسلامی را شکسته، پرده‌ی اسلام را دریده، بدون پرده و حجاب، فتح هر باب کرده و بر ضد آیه‌ی شریفه‌ی "ولا یبدین زینتهن الا لبغو لتهن" (باید ظاهر نسازید زیور و زینت‌های خودتان را مگر از برای شوهران خودتان) ... با آن حرکات و سکنات مخصوص و از این‌ها بدتر، آن جوانان بی‌غیرت و عصمت، لا مذهب می‌باشند که خودشان را مانند زنان می‌سازند و هیچ شرم و حیا از خدا نمی‌کنند و از مردم خجالت نمی‌کشند».23

برای کشف حجاب اجهافات و بد رفتاری‌های بسیاری بر مردم روا می‌شد، با فرا رسیدن شهریور 1320 و با خروج رضا خان از ایران، کشف حجاب وارد مرحله‌ی تازه‌ای شد و در دوره‌ی پهلوی دوم علی‌رغم اعلام ظاهری لغو اجباری آن، عملا این قانون پیگیری شده و با مخالفین به شدت برخورد می‌شد.

* حجاب زدایی در اندیشه‌ی منورالفکران
واقعیت این است که در بسیاری موارد، زن ایرانی نقش چندانی در اجتماع نداشته و به دنبال روزنه‌ای بود تا خود را مطرح نماید. این امر به دست اندیشه‌گران مشروطه که کم و بیش با تمدن و فرهنگ غرب آشنا شده بودند با شعار حجاب زدایی خود را نمایاند. اینان راه رهایی از عقب ماندگی زن ایرانی و گام نهادن وی را در مسیر ترقی، رفع حجاب فرض نموده و نخستین گام [را] که برداشتن روبند و نقات بود، عملی کردند. بدین وسیله قبل از تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی زمینه‌ی برداشتن چادر نیز فراهم گشت. اقدامات تجددگرایانه رضا شاه روند حجاب زدایی را سرعت بخشید تا جایی که به عنوان یکی از محورهای اساسی سیاست فرهنگی دولت وی جای گرفت. و همچنان که قبلا گفته شد در هفده دی ماه 1314 از سوی خانواده و شخص شاه کشف حجاب به طور رسمی اعلام شده و داشتن حجاب منع گردید. علی رغم این اقدام این رضا شاه نبود که اندیشه‌ی کشف حجاب و حجاب زدایی و حرکت به سوی فرهنگ برهنگی را مطرح ساخت بلکه وی این اندیشه را در سطح گسترده‌ای عملی ساخت. این منورالفکران جنبش مشروطه خواهی بودند که حجاب زدایی را مطرح ساختند. یکی از متقدمان، میرزا ملکم خان بود، وی اعتقاد داشت که نه تنها باید در حوزه‌ی فنی و فن‌آوری از غرب تقلید کرد؛ که در حوزه‌ی روابط اجتماعی نیز تقلید ضروری است. به ادعای وی:«غربی‌ها به همان میزان که در صنایع پیشرفت کرده‌اند، به همان نسبت نیز در روابط اجتماعی پیشرفت نموده‌اند». از منظر این افراد یکی از زمینه‌ها «حقوق زنان» و تبدیل نقش سنتی آنها به نقش امروزی در اجتماع بود. یکی از شیفتگان تمدن جدید غربی که اصل حجاب را نیز مورد حمله قرار می‌دهد میرزا فتحعلی آخوند‌زاده است، وی در خصوص تمدن غرب معتقد است: «مردم آسیا حریت کامله را یکبارگی گم کرده‌اند و از لذت مساوات و نعمت حقوق بشریت کاملا محرومند. بر شما لازم است که بزرگ خود (غرب) را بشناسید، همیشه به امر و نهی او مطیع باشید و رسم بندگی و آداب انسانیت را یاد بگیرید». وی درباره‌ی حجاب می‌گفت: «کسانی که بعد از اخلاف ما در دین اسلام بانی پروتستاتیسم خواهند شد، آیه‌ی حجاب را منسوخ خواهند کرد». وی درباره ی الگو گرفتن زنان ایرانی از غرب چنین اظهار نظر می‌کند: «امروز در بعضی از دول غرب زنان را به امور مملکت داخل می‌کنید، چنانچه این رسم قبل از غلبه‌ی عرب‌ها در ایران جایز بود». از دیگر افراد این طرز تفکر میرزا آقاخان کرمانی است. وی بیشتر به باستان گرایی توجه دارد تا غرب‌زدگی، نگاه باستان گرایانه‌ی، وی به سلسله‌های قبل از اسلام، به ویژه هخامنشیان و ساسانیان و ... است ... با تأسیس دولت ساسانی تاریخ ایران روشنی مخصوص یافت...»‌ در خصوص اسلام و آیین زند و برتری قائل شدن برای آیین زرتشت میزرا آقاخان می‌نویسد: «در عالم دیانت، قانون زند استوارترین آیین‌نامه‌های ازمندی سابق بود و مدارش بر پروگرام و نظام ترقی قرار داشت». در اندیشه وی انتساب حجاب به عرب‌ها نیز پیداست. این درحالی است که مخبرالسلطنه «چادر» را رسم ایرانی می‌داند:
«منیژه منم دخت افراسیاب برهنه ندیده تنم آفتاب»

سخن مشهور وی در ضدیت با حجاب چنین است:
«هر شاخه از درخت اخلاق زشت ایران که دست می‌زنیم ریشه‌ی او کاشته عرب و تخم او بذر مزروع آن تازیان است. یکی از آنها حجاب بی‌مروت زنان است. در ایران باستان، زنان با مردان شریک زندگانی بودند. حال هزار سال است زنان ایران مانند زنده بگوران تازیان در زیر پرده‌ی حجاب و کفن جلباب مستور و در خانه‌ها چون کور محجوب ، مهجور گشته‌اند...»24

علی‌رغم این که چنین اندیشه‌گرانی موضوع کشف حجاب را مطرح می‌کردند، اما اقدامات علمی حاکمیت در اواخر دوره‌ی قاجار و مخصوصا رضاخان در تغییر پوشش زنان و مردان، بیش از نظرات ارائه شده مؤثر واقع شد. هر چند اندیشه‌ی کشف حجاب، مقدمه‌ای بر اقدامات عملی در این راستاست.

پانوشت‌ها:
1- مرتضی ، جعفری و همکاران ، واقعه کشف حجاب، تهران ، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی ، چاپ دوم ، 1373 ، ص هفت
2- همان ، صص نه ـ ده
3- همان ، ص شانزده
4- همان ، ص نوزده
5- همان ، صص نوزده ـ بیست
6- همان ، ص بیست و سه
7- همان ، صص بیست و سه و بیست و چهار
8- همان ، ص بیست و پنج
9- همان ، صص بیست و پنج ـ بیست و شش ـ بیست و هفت
10- همان ، ص بیست و هفت
11- همان ، ص بیست و هفت
12- همان ، ص بیست و هشت
13- همان ، ص بیست و نه
14- حکایت کشف حجاب، واحد تحقیقات مؤسسه‌ی فرهنگی قدر ولایت، تهران ، مؤسسه‌ی فرهنگی قدر ولایت، 1373، صص 7، 13 و 14
* ـ نام اصلی او «فاطمه» یا «زرین تاج» بود و در یک خا نواده‌ی روحانی به دنیا آمده بود.
15- مهستی، ابوذرجمهری و همکاران، نشست تخصصی کشف حجاب، تهران ، مؤسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌های سیاسی ، چاپ اول، 1384، صص 136-140
16- همان ، صص 14-142
17- همان ، ص 142
18- همان ، صص 148-149
19- همان ، ص 11
20- همان ، ص 62
21- همان ، صص 15، 12 و 16
22- همان ، صص 22-23
23-همان ، صص ، 23-24
24- همان ، صص 55 ، 56 و 57



منبع | نویسنده : بانگداد به نقل از فرهنگ نیوز   -  www.bangdad.com
منبع ما : http://bangdad.com/bangdad/pages/details.asp?id=383
 نوشته شده توسط گروه خبری روز در یکشنبه 88/12/16 و ساعت 12:3 عصر | نظرات دیگران()
<   <<   31   32   33   34   35   >>   >
 لیست کل یادداشت های این وبلاگ
کانال تلگرامی اخبار ( یارانه و اخبار جدید )
یارانه مهر واریز شد/ایرانیها 280هزار میلیارد تومان یارانه گرفتند
بازگشایی پایگاه اطلاعاتی آمار طی یک هفته آینده
اطلاعیه شماره 7 ستاد هدفمندی یارانه ها منتشر شد
پرداخت 40 هزارو 500 تومان یارانه اسفند ماه
عناوینی از سایت دولت
نتایج هفته اول اجرای قانون هدفمندی یارانهها
تصویب نرخهای جدید حمل و نقل
قیمت مصوب انواع نان
قیمت پله های 7 گانه مصارف برق
میزان سهمیه و قیمتهای جدید بنزین و گازوئیل و گاز خودرو
تعرفه های جدید گاز
فروشگاه اینترنتی شما
آغاز به کار سامانه جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار از اول آذر ما
دفاع از قرآن
[همه عناوین(3262)][عناوین آرشیوشده]

بالا

طراح قالب: رضا امین زاده** پارسی بلاگ پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ

بالا